محمدرضا اخضریان کاشانی عضو هیات علمی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار تسنیم، ابراز داشت: ماموریت تاریخی آیتالله سید علی خامنهای(ره) بعد از آغاز رهبری، حفظ، تثبیت و عبور دادن انقلاب اسلامی به مرحله تمدنی بود.
وی افزود: اولین و شاید مهمترین نقطه عطف دوران رهبری آیت الله خامنه ای(ره)، عبور نظام جمهوری اسلامی از بحران جانشینی بنیانگذار انقلاب اسلامی بوده است. از منظر جامعهشناسی تاریخی و نظریه انقلابها، جمهوری اسلامی در سال 68 در برابر یک چالش بنیادین قرار گرفته بود و آن این بود که، چگونه یک انقلاب دینی که با رهبری بنیانگذار خود شکل گرفته و به شکل روشنی به آن متکی است، میتواند پس از فقدان آن رهبر به حیاتش کماکان ادامه دهد و به یک نظم پایدار مبدل گردد؟!
اخضریان کاشانی در ادامه بیان داشت: در واقع در اینجا مسأله اصلی تشکیل جمهوری اسلامی نیست، بلکه تداوم آن است. به دیگر سخن چنانچه معتقدیم که ماموریت تاریخی امام راحل به ثمر رساندن انقلاب و تأسیس نظام اسلامی بوده، بعد از ایشان مأموریت تاریخی رهبر دوم انقلاب اسلامی ناظر به مقوله تثبیت، نهادینهسازی و حرکت دادن انقلاب و جامعه ایرانی به سمت و سوی افقهای بلندمدتتر بوده است. در این چارچوب، مهمترین نقطه عطف دوران رهبری ایشان را میتوان به مثابه اجزای یک پروژه بزرگتر یعنی پروژه تبدیل یک انقلاب به یک نظم تاریخی و تمدنی مورد توجه قرار داد.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران افزود: صاحب نظران متفقالقول هستند که معمولاً دولتسازی فرآیندی دشوارتر و پیچیدهتر از اصل انقلاب است، چرا که این مهم مستلزم ایجاد نهادهای پایدار، قواعد تصمیمگیری، ظرفیتهای اجرایی و حافظه راهبردی است. بر این اساس یکی از مهمترین ابعاد دوران رهبری امام شهیدمان را میتوان در همین فرآیند دولتسازی نظاره کرد. در این دوره، نهادهایی همچون مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی، سپاه پاسداران و شبکه گستردهای از مراکز علمی، فرهنگی و راهبردی نقشهای تثبیتشدهتری پیدا کردند.
وی خاطر نشان کرد: به همین خاطر میبینیم که در این مقطع زمانی، جمهوری اسلامی به تدریج از وضعیت یک نظام انقلابی که عمدتاً بر محور بسیج سیاسی استوار بود، به سمت یک دولت پایدار با ظرفیتهای راهبردی حرکت کرد. از این رو، از مهمترین دستاوردهای رهبری قائد شهید، نهادینه کردن انقلاب اسلامی و تبدیل آن به یک ساختار حکمرانی پایدار بوده است.
اخضریان کاشانی در ادامه بیان داشت: از سوی دیگر و در شرایطی که پس از فروپاشی اتحاد شوروی و به تبع آن به جهت تثبیت و توسعه مقولهی جهانی شدن، بسیاری از هویتهای ایدئولوژیک با چالش مواجه شدند، اما در این گیر و دار دغدغه رهبر جمهوری اسلامی ایران، حفظ هویت مستقل خویش بود. آیتالله خامنهای(ره) در این دوران بسیار کوشید تا میان سه عنصر کلیدی اسلامیت، ایرانی بودن و انقلابیگری نوعی همافزایی و ترکیب جدید برقرار سازد و این کوشش در قالب مفاهیمی همچون ایران قوی، استقلال ملی، عزت ملی، پیشرفت اسلامی ایرانی و تمدن نوین اسلامی ظهور و بروز پیدا کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه یکی از مهمترین ابعاد دوران رهبری آیتالله خامنهای(ره) در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی قابل مشاهده و رصد است، اظهار داشت: ایران پس از پایان هشت سال دفاع مقدس، کشوری بود که از یک جنگ فرسایشی طولانی مدت خارج شده و با محدودیتهای فراوان منطقهای و بینالمللی روبرو بود. با این حال در سه دهه بعد، جایگاه منطقهای ایران به شکل قابل توجهی متحول شد، چه آن که گسترش روابط راهبردی با حزبالله، افزایش نفوذ ایران در عراق پس از سقوط صدام، نقش موثر در تحولات منطقه و حمایت مستمر از آرمان فلسطین خود گواه این مدعاست.
وی افزود: در واقع و از دریچه نظریههای روابط بینالملل، ایران از یک بازیگر منطقهای محدود به قدرتی تبدیل شد که توانایی اثرگذاری بر معادلات امنیتی غرب آسیا را به دست آورد. این روند را میتوان یکی از مهمترین موفقیتهای راهبردی نظام جمهوری اسلامی در دوران رهبری آیتالله خامنهای برشمرد.
این استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: به موازات همه تحولات سیاسی و امنیتی، از مهمترین تحولات دوران رهبری آیتالله خامنهای(ره) در حوزه فرهنگ سیاسی شکل گرفت، به این معنا که شاید بتوان گفت مهمترین میراث فرهنگی ایشان نه یک نهاد خاص، بلکه شکلدهی به نوعی فرهنگ مقاومت و خوداتکایی بوده است، کما این که به تدریج مفاهیمی همچون مقاومت، استقلال، خودباوری، امید، پیشرفت و جهاد در طول سه دهه به طور مستمر در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی بازتولید شد. از این منظر باید توجه داشت که این مفاهیم صرفاً شعارهای سیاسی نبودند، بلکه به تدریج به بخشی از فرهنگ عمومی و ذهنیت نخبگان تبدیل شدند. این فرهنگ نقش مهمی در نوع رویارویی ایران با فشارهای خارجی، تحریمها، تهدیدهای امنیتی و بحرانهای مختلف ایفا کرد و در زبان جامعهشناسی، میتوان این فرآیند را نوعی تولید سرمایه فرهنگی مقاومت توصیف کرد که بسیار هم در دنیای امروز، حائز اهمیت است.
وی تأکید کرد: با وجود همه این مسائل، عمیقترین نقطه عطف دوران رهبری آیتالله خامنهای(ره) در حوزه نظری و تمدنی قرار دارد، با این توضیح که اگر امام راحل بیش از هر چیز نظریه تشکیل حکومت اسلامی را مطرح کرد، آیتالله خامنهای(ره) کوشید که چشماندازی برای تکامل تاریخی آن ارائه دهد.
محمد رضا اخضریان کاشانی در پایان ابراز داشت: انقلاب اسلامی صرفاً یک رخداد سیاسی نبوده، بلکه آغاز یک فرآیند تاریخی بلند مدت تلقی میشود. در این نگاه، انقلاب اسلامی باید از مراحل انقلاب، نظام، دولت و جامعه عبور کند و در نهایت به تمدن نوین اسلامی برسد. از همین رو، مفاهیمی از جنس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اقتصاد مقاومتی، مرجعیت علمی، جهاد تبیین و تمدن نوین اسلامی، همگی اجزای این چشمانداز کلان محسوب میشوند.
انتهای پیام/