به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، بحث درباره کتابخانه دیجیتال معمولاً در دانشگاهها و علوم اطلاعات بیشتر حول محور دسترسی راحت به منابع، سرعت جستوجو و عدالت اطلاعاتی است. در این نگاه، کتابخانه دیجیتال مرحلهای پیشرفتهتر از فناوری است و کمتر به تأثیر آن روی فرهنگ، تفکر و تمدن توجه میشود. از نظر من، این غفلت مخصوصاً در جوامعی که تجربه استعمار فکری یا وابستگی به دانش غرب را داشتهاند، یک مشکل جدی است که باید به آن فکر کنیم.
با الهام از اندیشههای سید حسین العطاس*، میتوان گفت کتابخانهها، و بهویژه کتابخانههای دیجیتال، نهادهایی خنثی نیستند. آنها نوعی قدرت نرم دارند که ذهن ما را شکل میدهند. العطاس نشان میدهد که سلطه در جهان مدرن کمتر از طریق سرکوب یا حذف دانش انجام میشود و بیشتر از طریق تثبیت یک چارچوب خاص برای فکر کردن و تعیین نوع عقلانیت است (Alatas, 1977). بنابراین، کتابخانه دیجیتال فقط محلی برای نگهداری کتاب و مقاله نیست؛ بلکه جایی است که مشخص میکند چه دانشی دیده شود، چگونه فهم شود و به چه شیوهای استفاده شود.
یکی از مفاهیم کلیدی العطاس «ذهن اسیر» است؛ ذهنی که ظاهر فعال و منتقد دارد، اما در واقع در چارچوبهای فکری وارداتی فکر میکند و نمیتواند مسائل خودش را بهطور مستقل تعریف کند (Alatas, 1977). وقتی این را به کتابخانه دیجیتال تعمیم میدهیم، میبینیم که مشکل اصلی کمبود محتوا نیست، بلکه نحوه سازماندهی و مصرف دانش است. کتابخانه دیجیتال با تأکید بر جستوجوی سریع، قطعهقطعه کردن متنها و اولویت دادن به دادههای قابل استخراج، کمکم نوعی عادت فکری ایجاد میکند که در آن نگاه تاریخی و پیوند میان مفاهیم کنار گذاشته میشود.
نتیجه این روند این است که حافظه تمدنی از یک کلیت زنده و معنادار به مجموعهای از دادههای پراکنده تبدیل میشود. از نظر من، حافظه تمدنی فقط نگهداری گذشته نیست؛ بلکه پیوند میان سنت، تجربه امروز و آینده است. کتابخانهای که نتواند این پیوند را حفظ کند، حتی اگر خیلی پیشرفته و مدرن باشد، باعث تضعیف خودآگاهی تاریخی جامعه میشود.
موضوع وقتی پیچیدهتر میشود که جوامع غیرغربی بدون نقد کردن پایههای فکری مدرنیته، کاملاً به زیرساختهای دانش دیجیتال وابسته شوند. زبانهای علمی مسلط، نظامهای ردهبندی، الگوریتمهای جستوجو و معیارهای اعتبار پژوهش، همگی با فرضهای خاصی درباره علم، عقلانیت و پیشرفت شکل گرفتهاند که در تاریخ و تمدن غرب ریشه دارند (Alatas, 2006). حتی اگر محتوای بومی یا دینی در این فضا بارگذاری شود، لزوماً استقلال فکری ایجاد نمیشود، چون چارچوب فهم و داوری همچنان بیرونی و وارداتی است.
از این منظر، ما با نوعی «استعمار نامرئی حافظه» روبهرو هستیم؛ وضعیتی که جامعه فکر میکند دانش تولید میکند، اما در واقع دارد صورتهای فکری دیگران را بازتولید میکند. العطاس هشدار میدهد که وابستگی فکری حتی از وابستگی اقتصادی خطرناکتر است، چون توان پرسشگری مستقل را در سطح جمعی کاهش میدهد (Alatas, 2010).
با این حال، نقد کتابخانه دیجیتال به معنای رد فناوری یا بازگشت به گذشته نیست. مسئله اصلی از نظر من این است که رابطه بین دانش، سنت و زندگی اجتماعی بازطراحی شود. کتابخانه دیجیتال فقط زمانی میتواند در خدمت تمدن باشد که:
1. شیوه سازماندهی دانش بر اساس نیازهای واقعی جامعه باشد و نه الگوهای آماده و وارداتی.
2. بین حوزههای دینی، انسانی و علمی گسست ایجاد نکند.
3. امکان طرح پرسشهای بومی و اصیل را فراهم کند.
بدون این شروط، کتابخانه دیجیتال، حتی اگر بزرگ و پیشرفته باشد، فقط ذهنهایی سازگار و غیرمسئلهمند تولید خواهد کرد.
به طور خلاصه، مسئله کتابخانه دیجیتال پیش از آنکه فنی باشد، مسئلهای تمدنی است. از نگاه من، باید از خودمان بپرسیم؛ آیا واقعاً حافظه تمدنی خودمان را دیجیتالی میکنیم، یا فقط حافظهای دیگر را با ظاهری بومی و سرعتی بالاتر مصرف میکنیم؟ پاسخ به این سؤال مسیر ما را در مواجهه با آینده، و در تعیین این که سنت ما ادامه آگاهانه پیدا کند یا صرفاً بازتولید اندیشه دیگران باشد، مشخص میکند.
پی نوشت:
*سید حسین العطاس (1928 – 2007) جامعهشناس، سیاستمدار و استاد دانشگاه اهل مالزی بود. او در دهه 1980 ریاست دانشگاه مالایا را برعهده داشت و از بنیانگذاران حزب مردمگرای مالزی بهشمار میرفت. العطاس چندین کتاب تأثیرگذار درباره فساد، چندقومیتی، امپریالیسم و اسارت فکری در بستر استعمار و پسااستعمار نوشت. معروفترین اثر او «اسطوره بومی تنبل» (The Myth of the Lazy Native) است.
یادداشت از: جواد طلوع رضائیصفار، دانشجوی دکتری رشته مطالعات نظری تمدن دانشگاه باقرالعلوم(ع)
انتهای پیام/