گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم-حمید صنیعی منش: مسأله فیلم «کارواش» و نگاهی که فیلمساز به معضلات اقتصادی دارد، دغدغهای درست و بجاست که تلاش میکند نگاهی عمیقتر و از زاویهای که سینمای ما کمتر به آن میپردازد، ارائه دهد. سینمایی که عموماً توجهش به معضلات و مشکلات اجتماعی ناظر بر معلول و پیامد حوادث است و نگاه ریشهیابانه آن نهایتاً در سطح خلأهای نظام اداری و قضایی و تصمیمات اشتباه برخی مدیران متوقف میماند.
.
اما «کارواش» به سراغ باندهای بزرگ و پیچیده فاسد پولشویی میرود؛ باندهایی که خروجی آنها در حد و اندازه چند وزارتخانه و معیشت چندین میلیون نفر از مردم کشور است. حجم و گستره این علت و ریشه به قدری است که میتوان آن را از منظر عاملیت بسیاری از مشکلات معیشتی مردم، از جمله تورم، مورد بررسی قرار داد. بنابراین اگر «کارواش» ادعای جامعهگرایی و واقعگرایی دارد، بیراه نیست. قصد تقابل این جنس از سینما با سینمای مرسوم اجتماعی را ندارم، اما باید به این نکته اشاره کرد که هرچقدر از پرداختن به ریشه معضلات فاصله بگیریم، سینمای رئالیسم ما بیشتر به سمت پرداخت سطحی و ماندن در خود مسأله سوق پیدا میکند.
تلاش فیلم بیشتر معطوف به خلق یک قهرمان است؛ قهرمانی که با جسارت و پشتکار سعی دارد روند جاری و عادی نظام اداری و قضایی را به سمت زمین زدن پولشویان هدایت کند. شخصیتی که همه چیز خود را معطوف به هدف اصلی و افق دید نهاییاش کرده است: نابودی باندهای فاسدی که ریشه مشکلات معیشتی مردم هستند. پرداختن به این جنبه از معضلات اقتصادی، اتفاقاً در زندگی شخصی او نیز نمود دارد و همین مسأله باعث میشود درک ملموستری از مشکلات معیشتی داشته باشد؛ زندگی ساده، مادری پیر و بیمار، یک پراید قدیمی و حقوقی معمولی. این همان مسأله اصلی فیلم است که میخواهد با موضوع روز جامعه پیوند برقرار کند و منصفانه باید گفت تماشاگر این پیوند را میفهمد و درک کارگردان و نویسنده از مشکلاتش را تحسین میکند.
فیلم اگرچه در کلیت خود غیرباورپذیر نیست؛ از حضور نیروی فاسد در داخل خود اداره گرفته تا نفوذ افشین حدادی، ضدقهرمان فیلم، در ساختار قدرت و دامنه نفوذ بیحدوحساب او. اما نکتهای که تا حدی به فیلم ضربه میزند، کمرنگ بودن تعقیب و گریزها و روند حل معماهاست که تقریباً خیلی زود به نتیجه میرسد. دوربین فیلم بسیار خونسرد و ساده به همه چیز نگاه میکند و آن را شبیه فیلمهای تلویزیونی کرده است. همچنین ورود شخصیت اول با بازی حسین مهری به دارودسته باند پولشویی افشین حدادی، کمی سادهانگارانه به نظر میرسد و بعید است چنین فرد باهوشی این موضوع را عادی تلقی کند؛ هرچند او مراقب است و در نهایت پای این شخصیت را نیز به درگیری مستقیم با این جریان باز میکند.
دیگر ضعف فیلم به بازیها بازمیگردد. انتخاب امیر آقایی، اگرچه بار دیگر او را در نقش یک فرد بانفوذ و فاسد مینشاند و از پس نقش برمیآید، اما برای مخاطب تکراری است. حسین مهری نیز اگرچه برای نخستین بار در نقش یک مأمور اداره مبارزه با پولشویی ظاهر شده و پرسوناژ یک پلیس یا مأمور امنیتی را تجربه میکند، چندان مناسب این کاراکتر نیست و به نظر میرسد این لباس برای او کمی بزرگ باشد.
در نهایت «کارواش» ساخته احمد مرادپور، کارگردانی که گزیدهکار است، با وجود تعویق در اکران، فیلمی قابل قبول و خوشساخت محسوب میشود که میتواند مخاطب را با خود همراه کند. توجه بیشتر به عناصر درام پلیسی و معمایی میتوانست اثری پرتنشتر و جذابتر را رقم بزند.
با این حال، در پایان باید بار دیگر به این نکته اشاره کرد که سینمای دغدغهمند اجتماعی مسیری را طی کرده که در توجه به مسائل اجتماعی، تا حدی در دام تکرار و تقلید افتاده است. یافتن اشکال تازهای از رئالیسم در ترکیب با ژانرهای متفاوت سینمایی، مانند پلیسی و اکشن، و پرداختن به مسائل عمیقتر و لایههای ضخیمتری چون پولشویی، میتواند نویدبخش سینمایی پرمخاطبتر در آینده باشد که سینمای اجتماعی ما را به سمتی بالغتر و با نبوغ بهتر ببرد.
انتهای پیام/