به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم به نقل از مرکز تحقیقات نیروی دریایی آمریکا، کارشناسان ضمن بررسی دستاوردهای یکی از موفقیتآمیزترین عملیاتهای ایران، یعنی عملیات ولفجر 8، آن را مظهر تکامل تصمیم سازی نظامی در ایران دانستند.
عملیات والفجر 8، نقطه اوجی در اقدامات جنگی ایران بود و به طور کلی، به عنوان یکی از موفقیت آمیزترین عملیاتهای ایران شناخته میشود. این عملیات، آتش امید را مبنی بر نزدیک بودن سقوط رژیم صدام، که به اشتباه هم اعلام شده بود، در دل رهبری ایران شعلهور کرد. برای نخستین بار در طول دو سال، ایرانیها موفق شده بودند مناطق عراق را تصرف و حفظ کنند؛ به تعبیر هایرو، «به این ترتیب، آنها توانسته بودند بر این درک رایج در میان ناظران محلی و خارجی، که ایران قادر به فرار از بن بست نظامی نیست، خط بطلان بکشند». اگرچه نیروهای ایرانی موفق نشدند ارتباط عراق را با دریا به طور کامل قطع کنند، و عراق توانست دسترسی بسیار محدودی را از طریق ام قصر برای خود حفظ کند، اما تصرف فاو و حفظ آن توسط ایران، ضربه سنگینی به اعتبار و حیثیت صدام حسین وارد آورد. نیروهای ایرانی موفق شدند تعداد زیادی از نیروهای عراقی را اسیر و سلاحهای آنها را به غنیمت بگیرند؛ یک منطقه پایگاه موشکی را در فاو، که اهواز و خرمشهر را تهدید میکرد، تصرف کنند؛ و پایگاه اعلام خطر عراق را که قبلاً به آن اشاره شد اشغال نمایند. تعداد کل کشته شدگان عراقی شاید نصف کشته شدگان ایرانی بود؛ با این حال، این نسبت برای بغداد غیر قابل قبول بود. دلیل آن، یکی این بود که کشته شدگان عراقی شامل بسیاری از خلبانان با تجربه و متخصصین فنی میشد که جایگزینی آنها کار سادهای نبود، و دیگر اینکه از لحاظ جمعیت نگاری، بین دو کشور تعادل وجود نداشت. همچنین حضور نیروهای ایرانی در خور عبدالله، تهدیدی برای کویت و هشداری برای بسیاری از دولتهای عربی مجاور به حساب میآمد.
بر خلاف حملات قبلی که شرح آن گذشت، عملیات والفجر 8، حاکی از بلوغ تاکتیکی ایران بود. حملات «موج مردمی» که نقش مهمی را در عملیاتهای رمضان و مسلم بن عقیل بازی میکرد، بسیار کمتر و همراه با تاکتیکهای متعارفتر نظامی مورد استفاده قرار گرفت. اگر با درک بازتری به این عملیات نگاه کنیم، احتمال دارد به دلایل بیشتری برای موفقیت آن برسیم. در ادامه به بحث در این مورد میپردازیم:
ارتش و سپاه، هماهنگی در میدان نبرد و کنترل و فرماندهی عملیاتی را بهبود بخشیده بودند. عملیات والفجر 8، نخستین باری بود که ایرانیها توانستند حملات هم زمان را در چند جبهه با موفقیت پیش ببرند؛ یک حمله پشتیبانی به شمال بصره، تک اصلی به جنوب و در مجاورت فاو، و عملیات بعدی در ارتفاعات کردستان، که والفجر 9 نام گرفت، و وقتی عملیات والفجر 8 در حال تمام شدن بود، هنوز ادامه داشت. در طول جریان عملیاتها، فرماندهان ایرانی، با تغییر مسیر نیروها از یک بخش به بخش دیگر بعد از نفوذ، به منظور تضمین موفقیت، درجهای از انعطاف پذیری را از خود نشان دادند. این مسئله در مورد حملات قبلی، مانند رمضان المبارک، صدق نمیکرد؛ در آنجا فرماندهان ایرانی قادر نبودند یا نمیخواستند در میانه مسیر و در میدان نبرد، دستورات خود را تصحیح کنند. با توجه به این مسئله، مسلماً ایرانیها از تلاشهای خود برای بهبود هماهنگی ارتش و سپاه در سطح عملیاتی با ایجاد قرار گاه مشترک خاتم الانبیاء و در سطح تاکتیکی به وسیله سرویسهای مربوطه، سود کافی برده بودند.
ایرانیها در استفاده از شرایط جوی و نوع زمین به نفع خود، مهارت داشتند. فرماندهان ایرانی، به خوبی از امتیازات مشخص نیروهای عراقی در زمینه رسته زرهی، قدرت هوایی و توپخانه آگاهی داشتند. به منظور تخفیف برتری عراق در این زمینهها، ایرانیها با دقت زمین مورد نظر برای انجام عملیات را انتخاب کردند و حملات اصلی خود را در مناطقی آغاز نمودند که رفت و آمد وسایل نقلیه و پشتیبانی پیاده نظام در آنجا با مانع مواجه میشد. در مورد عملیات والفجر 8، این منطقه شامل شبه جزیره فاو میشد، که با موانع طبیعی و غیر طبیعی، اروند رود و باتلاقهای هور الهویزه پوشیده شده بود. یک بار که ایرانیها مواضع خود را محکم کرده بودند، توانستند از موقعیت زمین به نحو مطلوبی استفاده کرده و ضد حملات عراقیها را به منطقه کشتار دشمن بکشانند. نقش حساس زمین در طراحی نقشه ایرانیها در زمان جنگ، در مصاحبهای بعد از جنگ، توسط سرتیپ رحیم صفوی مورد اشاره قرار گرفت. او با اشاره به عملیات والفجر 8 و چند عملیات قبل از آن، اعلام کرد: «ما همیشه باید زمینی را انتخاب کنیم که مناسب حال نیروهایمان باشد، که اغلب نیروهای پیاده نظام هستند، تا به دشمن این اجازه را ندهیم که با نیروهای زرهیاش، نیروهای ما را هدف قرار دهد، یا اگر توانست این کار را بکند، با نبرد سختی مواجه شود. به این ترتیب، ما در خصوص نیروهای پیاده نظام خود، دارای برتری خواهیم بود». همچنین ایرانیها، عملیات والفجر 8 را طوری طراحی کردند که با فصل بارندگی در شمال خلیج فارس هم زمان باشد؛ این همان عاملی بود که تحرک نیروهای زرهی عراق را و نیز ظرفیت نیروی هوایی آن را برای هدایت حملات پشتیبانی هوایی نزدیک علیه واحدهای زمینی ایران به شدت کاهش داد.
ایرانیها به طور گسترده و مؤثر از سیاست «تکذیب و فریب»، هم قبل از عملیات والفجر 8 و هم در طول آن، استفاده کردند. ایرانیها برای اینکه عراقیها را فریب داده تا گمان کنند که تک اصلی متوجه بصره خواهد بود، یک شهرک خیمه نشین بزرگ در حوالی باتلاقهای هور الهویزه بر پا کردند. آنها همچنین با قرار دادن چند کشتی قدیمی فریبنده در همان نزدیکی، آمایشهای ساختگیای برای یک حمله خاکی آبی گسترده ترتیب دادند. ایرانیها وقتی استقرار قبل از عملیات نیروهای خود را در منطقه مرزی در حوالی آبادان آغاز کردند تا برای حمله اصلی آماده شوند، برای جابجایی افراد به جای کامیونهای نظامی، از کامیونهای تجاری استفاده کردند. بیشتر عملیاتهای لجستیکی آنها در تاریکی شب انجام شد. ایرانیها مواضع کامل شده را نیز در امتداد اروند رود استتار کردند. آنها به منظور فریب عراقیها و اعلام عمدی مقاصد اصلی خود، مبارزه هدف دار اطلاعاتی را آغاز کردند؛ به این ترتیب، از طریق عوامل دو جانبه، اطلاعات غلط در اختیار سر فرماندهی عراق قرار میدادند. این اقدامات باعث شدند که تقویت و افزایش توان نیروهای ایرانی در جنوب، مخفی بماند؛ هم از چشم عراقیها که به شدت وابسته به شناسایی منطقهای و اطلاعات مردمی و پیغامها بودند، و هم از چشم آمریکاییها که تصاویر به دست آمده از ماهوارهها را در اختیار عراقیها قرار میدادند. وقتی عملیات والفجر در حال شکل گیری بود، ایرانیها توانایی این را داشتند که با ظاهرسازیهای مداوم خود در هور الهویزه، عراقیها را با خیال آسوده نسبت به فعالیتهای خود نگه دارند. اگرچه عراقیها بعدها، بیشتر تقصیر را در مورد سقوط فاو به گردن واشنگتن انداختند، که اعلام کرده بود اطلاعات غلط یا گمراه کننده در اختیار عراقیها قرار داده است، با این حال، ایرانیها توانسته بودند یک مبارزه هدف دار «تکذیب و فریب» به راه بیندازند که باعث بهت و حیرت همه، از جمله آمریکاییها، شده بود. در طول 4 سال فاصله میان عملیات رمضان و عملیات والفجر 8، ایرانیها در زمینه امنیت عملیات نیز پیشرفت کرده بودند. به عنوان مثال، در طول عملیات والفجر 8، برای رساندن پیام به فرماندهان در خطوط مقدم، به جای استفاده از امواج رادیویی، از پیک موتوری استفاده کردند. به این ترتیب، عراقیها و متحدان آنها دیگر نمیتوانستند پیامهای ایرانیها را از طریق رهگیری سیگنالها بخوانند.
ایرانیها برای انجام عملیات والفجر 8، به طور گسترده آموزش دیدند و برنامه ریزی کردند. بر خلاف مراحل اولیه جنگ، که رهبران ایرانی اعتقاد داشتند که ایمان و تعصب انقلابی سربازان پیاده نظام معمولی میتواند کمبود آموزش و تجهیزات را جبران کند، سپاه و ارتش زمان زیادی را صرف آموزش و کسب آمادگی برای عملیات والفجر 8 کردند. در ماههای قبل از عملیات، آنها مانورهای چند گانه خاکی-آبی را در شمال ایران طراحی کردند و واحدهای جدیدی را، که به جنگهای چریکی دریایی و خاکی-آبی اختصاص داشتند، ایجاد کردند. آنها همچنین تجهیزات خاکی-آبی ویژهای را، از جمله قایقهای کوچک، برای استفاده در اروند رود، تهیه کرده بودند.
ایرانیها در حفظ دستاوردها نیز پیشرفت کردند. همانطور که قبلاً گفته شد، در مراحل اولیه جنگ، همچنانکه واحدهای پیشرو از خطوط تجهیزات رسانی ابتدایی و ناقص خود سریعتر حرکت میکردند و در نهایت، انسجام خود را از دست می دادند، حملات ایرانیها پس از سه یا چهار روز رو به تحلیل میرفت. در نتیجه، ایرانیها اغلب موفق به تقویت داشتههای خود نمیشدند. و این همان قضیه «دو قدم به جلو، یک قدم و نیم به عقب» بود. در سال 1986، نیروهای ایرانی ثابت کردند که در حفظ دستاوردها، به ویژه در مناطق لجستیکی، پیشرفت قابل توجهی کردهاند. در طول عملیات والفجر 8، ایرانیها از روشهای مبتکرانهای برای انتقال نیروها و تجهیزات، مخصوصاً توپهای سنگین، به شبه جزیره فاو استفاده کردند. پل شناور موقت، که بر روی اروند رود بنا شده بود، یکی از این روشها بود. این پل در طول روز به زیر آب میرفت و در هنگام شب بر روی آب شناور میشد. واحدهای ایرانی، وقتی به شبه جزیره رسیدند، به سرعت متفرق شده و سنگر گرفتند تا در تیر رس دشمن قرار نداشته باشند.
البته این پیشرفتها نتوانستند برتریهای مربوط به موقعیت داخلی و مهمات و تدارکات عراق را، به عنوان نیروی مدافع، جبران کنند. در پی عملیات والفجر 8، کشورهای غربی و عربی، حمایتشان را از عراق دو برابر کردند. ایرانیها، بر خلاف سخنوری پیروزمندانه، موفق نشدند به سخنان خود راجع به «حمله نهایی» جامه عمل بپوشانند. این نبرد، به یک جنگ ساکن فرسایشی تبدیل شد، تا اینکه در ماههای پایانی جنگ، ایرانیها از بیشتر مناطقی که در عراق اشغال کرده بودند، از جمله شبه جزیره فاو، بیرون رانده شدند.
انتهای پیام/