به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، اگر کسی به دنبال درک عمق و گستره دانش امام کاظم (علیه السلام) باشد، کافی است که فقط به کتاب مسائل علی بن جعفر (علیه الرحمه) که حاوی پرسشهای ایشان از برادر خود؛ یعنی امام کاظم(ع) است، نظری بیافکند.
نگریستن به زندگی، شخصیت علمی و اخلاقی علی بن جعفر نشان میدهد که او افزون بر منش اخلاقی و تقوایی ستودنی، فقیهی مبرز و دینشناسی جامع بوده است.
این امر از همه آن چه که در منابع رجال و تراجم در باره ایشان آمده هویدا است و افزون بر آن، خود پرسش های دقیق و پیوسته او از محضر امام کاظم(ع) گواه این مدعاست.
میدانیم که بسیاری از پرسشها شفاهی و در حضور دیگران مطرح می شده و امام بدون هیچ درنگ، تأمل یا تردیدی بلافاصله به آنها پاسخ میداده است؛ چنان که سیره همه اهل بیت(ع) چنین بوده است.
آیا چنین دانش دقیق، بیخطا، جامع و کامل در اختیار یک انسان معمولی و در عین حال ممحض در دینشناسی و فقهدانی هست؟!
ما اگر خدمت امثال شیخ انصاری و کاشف الغطا برسیم که میگفت اگر تمام کتاب های فقهی را به دریا بریزند، من میتوانم همه آنها را از سینه بنگارم، و این چنین پرسشهایی دقیق و فقط در زمینه فقه از آنان میپرسیدیم، آیا قادر بوده و هستند که بیدرنگ و بیخطا پاسخ دهند؟! کلا و حاشا!
اینها بخشی از موهبتهای الهی به اهل بیت(ع) است؛ چنان که امام کاظم(ع) خود جهات علوم ائمه را سهگونه دانسته است: ... و سألت عن مبلغ علمنا؟ و هو علی ثلاثة وجوه: ماض و غابر و حادث. فأما الماضی: فمفسر و أما الغابر: فمزبور. و أما الحادث: فقذف فی القلوب و نقر فی الأسماع، و هو أفضل علمنا، و لا نبی بعد نبینا محمد صلی الله علیه و آله.
در ادامه مطلب دیگری درباره امام کاظم(ع) از نظر شما میگذرد:
عدم امکان جدایی سیاست از قلمروی دین
«سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَالَ لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ وَ لَكِنْ یَبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَیُحْیُونَ الْعَدْلَ فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْیَاءِ الْعَدْلِ وَ لَإِقَامَةُ الْحَدِّ فِیهِ أَنْفَعُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً.»
متن: فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها؛ پرسش راوی ناظر به آیه نوزدهم سوره مبارکه روم است: «وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» این آیه در آیه پنجاهم این سوره نیز تکرار شده است.
از پاسخ امام کاظم(ع) برمیآید که پرسش راوی ناظر به چگونگی حیات بخشیدن به زمین از سوی خداوند است.
قَالَ لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ؛ مفهوم این فراز نفی انحصار در معنای ظاهری است و الا همین سطح از معنای ظاهری هم مورد نظر خداوند در این آیه است؛ یعنی خداوند با باراندن باران هم حیات ظاهری به زمین میدهد و هم حیات معنوی.
وَ لَكِنْ یَبْعَثُ اللَّهُ؛ مراد از بعثت، بعثت از نوع رسالت یا مفهومی فراتر از آن است؛ یعنی خداوند افزون بر پیامبران خود افرادی عادل را به عنوان حکمران بر مردم و به هدف اجرای عدالت گسیل می دارد. در هر صورت از این فراز میتوان دریافت که از جمله اهداف اساسی بعثت پیامبران تحقق و بسط عدالت در زمین است.
رِجَالًا؛ میتوان ادعا کرد که ظاهر واژه «رجال» در این فراز موضوعیت دارد؛ زیرا حقیقتاً بنای خداوند دخالت دادن زنان در تمیشیت امور حیات نیست.
فَیُحْیُونَ الْعَدْلَ فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْیَاءِ الْعَدْلِ؛ احیای عدالت باعث حیات زمین و اهل آن میشود.
در این روایت تفسیر باطنی ارایه شده است.
حیات ظاهری طبیعت با باران است و حیات معنوی آن با اقامه عدل. سریان عدالت بسترساز حیات عالم است؛ زیرا در سایه آن دین و معنویت رشد و تعالی پیدا میکند.
وَ لَإِقَامَةُ الْحَدِّ فِیهِ أَنْفَعُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً؛ از آن جهت که حیات معنوی تا چهل برابر از حیالت ظاهری مهمتر و برتر است.
از این روایت چهار نکته اساسی به دست میآید:
یک؛ ظلم و ستم باعث ویرانی زمین و اهل آن میگردد و در برابر عدل بسترساز حیات زمین و زمینیان است.
دو؛ خداوند به دنبال احیای عدالت روی زمین و گسترش آن است و از سریان ستم در زندگی مردم ناخشنود است.
سه؛ خداوند از رهگذر گسیل پیامبران و حاکمان عدالتگرا مقصد عدالتخواهی خود را دنبال میکند.
چهار؛ از این روایت می توان بهدست آورد که دین از هر جهت با دنیای مردم و سر و کار دارد؛ زیرا وقتی در آن از گسیل داشتن مدافعان عدالت در زمین از سوی خداوند، سخن به میان میآید، معنایش آن است که بسط عدالت و رفع ظلم جزو قلمروی دین و ازجمله اهداف مورد نظر خداوند در بعثت پیامبران است.
از سویی دیگر، احیای عدالت که کنار زدن ستم و ستمگران را در پی دارد، عملاً بدون وجود قدرت و حکومت امکان ندارد. از این جهت باید تشکیل حکومت از سوی پیامبران و در پی آن تلاش برای بسط عدالت را جزو برنامه اصلی پیامبران بدانیم.
نویسنده: آیت الله علی نصیری، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/