به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، پس از شکست جمشید آموزگار، جعفر شریف امامی و ازهاری در اداره کشور و مهار کردن خشم و نفرت مردم نسبت به حکومت پهلوی، شاه آخرین تیر خود را رها کرد و سعی کرد با انتخاب یکی از اعضای جبهه ملی که به ظاهر از مخالفان شاه باشد، خشم مردم را فرو نشاند. به همین جهت شاپور بختیار به شرط گرفتن اختیارات کامل و خروج شاه از کشور بعد از رای اعتماد مجلس به دولت، نخست وزیری را پذیرفت. سرانجام در روز 26 دی 1357 محمد رضا شاه مجبور شد ایران را به سمت کشور مصر ترک کند، و این در حالی بود که حتی نزدیک ترین حامیان و اربابانش هم از پذیرفتن او امتناع کردند.
جریان این فرار از زبان فرح دیبا همسر شاه که در آخرین روزهای حضور شاه در ایران در کنار او و همسفر او در خروج از کشور بوده است، اینچنین نقل شده است: «عزیمت اشکآلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت آمریکا در امور داخلی ایران به اندازهای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمیدادند، مثلاً ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت میکرد در حالی که ما اصلاً اطلاع نداشتیم. وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رأی اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بیسیم گوش میکردیم.» در واقع محمدرضا شاه بعد از روی کار آمدن کارتر در سال 1977، درصدد جلب رضایت او برآمد. شاه در همان دیدار نخست با رییس جمهور جدید آمریکا سر تسلیم فرود آورد و متعهد شد از افزایش قیمت نفت جلوگیری کند. در این مذاکرات، شاه جای هیچ گله و شکایتی برای آمریکاییها باقی نگذاشت، به طوری که در بازگشت اعتماد به نفس خود را باز یافته و بار دیگر با خیال راحت بر تخت سلطنت تکیه زده بود.»
اما مشکلات اقتصادی، شدت یافتن مخالفتها با حکومت پهلوی، به تدریج روند نهضتی ضد حکومت پادشاهی را در جامعه شدت داد که مهار آن روز به روز دشوارتر میشد. آموزگار در کار خود فرو مانده و هویدا هم که به وزارت دربار منصوب شده بود، از هیچگونه کارشکنی در کار دولت فروگذار نمیکرد که سرانجام با انتشار مقاله توهین آمیز نسبت به امام خمینی(ره) در روزنامه اطلاعات در 17 دی 1356 و شعلهورتر کردن خشم مردم، کاریترین زهر خود را به حکومت آموزگار ریخت.
گسترش موج اعتصابات، کشور را به حال فلج کامل در آورد و درآمد ارزی کشور به صفر رسید. تا جایی که شاه برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ملی روی آورد و قبل از همه دکتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخستوزیری در نظر گرفت. دکتر صدیقی پس از یک هفته مطالعه و مشورت، پاسخ رد داد تا اینکه شاه از شاپور بختیار دعوت کرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیار کامل و خروج شاه از کشور بعد از رأی اعتماد مجلس به دولت پذیرفت.
شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت. شاه پس از عدم موفقیت دولت نظامی ازهاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعتکنندگان، نخستوزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رییس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگانهای گارد شاهنشاهی بود. در ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند.
شاه در مصاحبه کوتاهی به خبرنگاران گفت: «مدتی است احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این که خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترک می کنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایهگذاری آینده موفق شود.» در آخرین روزها همسر شاه یعنی فرح کوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به او، طبق قانون اساسی جلب نماید. اما شاه نپذیرفت و گفت این کار مشکلی را حل نخواهد کرد. سرانجام شاه روز 26 دی 1357، فرار را بر قرار ترجیح داد.
از نظر سولیوان، سفیر آمریکا در ایران، تنها راهِ حل بحران، ایجاد مصالحه میان ارتش و مخالفان مذهبی بود و شرط چنین مصالحهای، خروج پهلوی و برخی افسران ارشد از ایران بود. بر همین اساس آمریکا از شرط بختیار برای پذیرش نخستوزیری حمایت کرد و سولیوان از پهلوی خواست کشور را ترک کند.
به تعبیر اردشیر زاهدی، شاه پس از بازدید هوایی از تهران و تماشای تظاهرات مردم در روز عید فطر که میلیونها نفر شعار «مرگ بر شاه» میدادند، دستور داد تمام خویشان و نزدیکان خانواده پهلوی و دیبا فوراً از کشور خارج شوند؛ از اینرو همه وابستگان و بسیاری از افسران عالیرتبه ارتش و مدیران بلندپایه مملکتی با کسب اجازه از او از ایران خارج شدند.
اشرف پهلوی نیز چندی قبل به درخواست برادرش از ایران رفته بود.روز پیش از سفر شاه ، فریده دیبا (مادر فرح دیبا) به اتفاق دو فرزند کوچک پهلوی (علیرضا و لیلا) با یک هواپیمای ارتشی به مقصد آمریکا از ایران خارج شدند. فرزندان دیگر چند هفته پیش به آمریکا فرستاده شده بودند.
در 1357/10/23 با تأیید محمدرضا پهلوی، فرح دیبا دستور بستهبندی و جمعآوری جواهرات، عتیقه و الماسهای گرانبها و غیره را در 384 چمدان و زیر نظر یک تیم از افراد قابل اعتماد صادر کرد.
دادستان تهران نیز اسامی بیش از 100 تن را که حدود 4.2 میلیارد دلار ارز را خارج کرده بودند؛ تأیید و اعلام کرد. همچنین در بیانیه رسمی وزارت دادگستری دولت موقت، به خروج مبلغ 21 میلیارد دلار، توسط محمدرضا پهلوی و بستگانش اشاره شده است. به جز این مبالغ، صندوقهای پر از اشیای قیمتی (قالی، تابلو، جواهرات و غیره) چیزی بود که مأموران گمرگ در سراسر اروپای غربی و آمریکای شمالی، طی این ماهها با آن روبهرو بودند.
امامخمینی(ره) پس از فرار شاه، با مغتنم شمردن این رویداد، آن را طلیعه پیروزی و از «ایام الله» خواند با این حال، ایشان خروج پهلوی از کشور را به هیچوجه هدف تلقی نمیکرد و آن را ناکافی میدانست.
امامخمینی(ره) در ادامه با تأکید بر مبارزه تا شکست کامل نظام سلطنتی، دو مجلس و شورای سلطنت را غیرقانونی و عضویت در آن را به منزله دخالت در مقدرات کشور و جرم تلقی کرد و به تمامی دستاندرکاران و صاحب منصبان رژیم، اعضای مجلس شورای ملی، وزرای دولت بختیار و اعضای شورای سلطنت هشدار داد از سمتهای خود کنارهگیری کنند.
نویسنده: علی محمدی، پژوهشگر حوزه تاریخ
انتهای پیام/