به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، روابط ترکیه - روسیه در ماههای گذشته، با چالشهای جدیدی روبرو شده است. چرا که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، در سال 2025 میلادی و در کاخ سفید، در دیدار با رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، رسماً از او خواست در حوزههای انرژی و سیاسی - دفاعی، از مسکو فاصله بگیرد. اما حالا یکی از جراید نزدیک به حزب اردوغان به نام «ترکیه گازته» مصاحبه حضوری مفصلی با وزیر امور خارجه روسیه انجام داده که احتمالاً نشان دهنده تلاشی دوباره برای گرم شدن فضای روابط دو کشور است.
سرگئی لاوروف در این گفتگوی طولانی که از شبکه تلویزیونی آنکارا پخش شد، به موضوعات مهمی پرداخته است.
بخشی از سخنان لاوروف در این مصاحبه درباره تنش در منطقه و دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران و همچنین بخش مربوط به دیدگاههای روسیه درباره ترکیه و سوریه را با هم مرور میکنیم:

روابط ترکیه و روسیه
آقای وزیر، من دو سوال در مورد ترکیه دارم. اول، آیا ترکیه را به عنوان یک شریک ویژه برای روسیه در ناتو میبینید یا به عنوان یک قدرت مستقل که بر توازن قوا در اوراسیا تأثیر میگذارد؟ دوم، آیا شما همچنان سیاست میانجیگری ترکیه، که از اوکراین تا سوریه امتداد دارد، را به عنوان یک کانال قابل اعتماد برای گفتگو در روابط با روسیه در نظر میگیرید؟
ترکیه، مانند هر کشور بزرگی، منافع ملی خود را دارد. در پیگیری این منافع، به حافظه تاریخی مردم ترکیه در مورد امپراتوری عثمانی نیز متکی است. ما این را به خوبی درک میکنیم.
علاوه بر این، به عنوان کشوری که اقوام ترک در آن نمایندگی میشوند، ما قرنهاست که در جنبش «حفظ حافظه تاریخی» شرکت میکنیم. ما حتی از استفاده مثبت از این تجربه تاریخی برای اهداف سیاسی فعلی حمایت میکنیم. در همین راستا، روسیه دو سال پیش یک مجمع سالانه علوم سیاسی با موضوع «آلتای - سرزمین ترکها» راهاندازی کرد. احزاب، سیاستمداران و مقامات در این مجمع شرکت میکنند. دو رویداد از این دست قبلاً برگزار شده است. سومین مورد امسال در قزاقستان برگزار خواهد شد.
در روابط ما با ترکیه، علیرغم همه تفاوتها و رویکردهای مختلف به منافع ملی، روسای جمهور همیشه در مورد سوریه به توافق رسیدهاند. در واقع، چندین اجلاس اختصاصی به این موضوع در سالهای 2019-2020 برگزار شد. طبق نتایج این اجلاسها، توافقات قابل توجهی حاصل شد، از جمله رسیدگی به نگرانیها در مورد برنامههای کردها در سوریه. اکنون، این برنامهها تا حدودی در حال احیا هستند.
در سوریه جدید هم مدتهاست با دوستان ترک رایزنی میکنیم. از جمله درباره گنجاندن کردها در زندگی سیاسی، ساختارهای سیاسی و ارتش جمهوری عربی سوریه. به همین ترتیب، در لیبی، بر اساس همکاری نزدیک، تبادل اطلاعات و اعتماد، در حال تدوین توصیههای احتمالی برای آغاز روند دستیابی به وحدت ملی هستیم.
در مورد قفقاز جنوبی... طبیعتاً، این همسایگی مشترک ماست. ترکیه، به همراه آذربایجان، یکی از مبتکران اصلی قالب 3+3 (آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و سه همسایه اصلی آن: روسیه، ترکیه و ایران) بود.
دو جلسه در سطح وزرا قبلاً برگزار شده است. اکنون، جلسه سوم در حال آمادهسازی است. همسایگان گرجی ما در حال حاضر از شرکت در این نشست خودداری میکنند، اما ما همیشه تأکید میکنیم که در به روی آنها باز است.
کنسرسیوم خط لوله خزر (CPC) که قزاقستان از آن به عنوان مسیر اصلی صادرات نفت خود استفاده میکند، اخیراً در 29 نوامبر 2025 توسط یک حمله پهپادی توسط اوکراین از کار افتاد. همکار من آقای هاکان فیدان، نیز به طور فعال از برگزاری سومین نشست وزیران حمایت میکند.
مکان برگزاری این نشست اکنون در حال تعیین است؛ امیدواریم که در اسرع وقت نهایی شود. همکاری گسترده ما در انرژی هستهای، هیدروکربنها، ترکاستریم، ساوتاستریم، به همراه زیرساختهای کنسرسیوم خط لوله خزر ادامه دارد.

به نظر شما مفهوم نظم جهانی چندقطبی که توسط روسیه حمایت میشود تا چه حد با سیاست خارجی مستقل ترکیه که بر منافع ملی متمرکز است، مطابقت دارد؟ چه نوع همافزایی یا هماهنگی بین این رویکردهای دو کشور میبینید؟
ما تمایزی بین سیاست خارجی کشورهای مستقل که از منافع ملی خود دفاع میکنند از یک سو و نظم جهانی چندقطبی از سوی دیگر نمیبینیم. برعکس، جهان چندقطبی تنها زمانی میتواند وجود داشته باشد که مواضع کشورهایی که به خود احترام میگذارند و اقداماتشان مبتنی بر عقل سلیم و منافع ملی است، تقویت شود.
علاوه بر این، مواضع کشورهایی که ضمن دفاع از منافع خود، به منافع دیگران احترام میگذارند... بله. هرچه یک کشور بزرگتر باشد، فرصتهای بیشتری برای دفاع موفقیتآمیز از منافع خود دارد. هرچه یک کشور کوچکتر باشد، بیشتر مجبور به سازش با همسایگان بزرگتر خود خواهد بود. این دقیقاً مانند خود زندگی است.
مهمترین چیز این است که کسانی که مراکز جهان چندقطبی را تشکیل میدهند، این واقعیت را درک کنند. البته، ترکیه یکی از مراکز جهان ترک است. ما شاهد گامهایی هستیم که برای ایجاد و تعمیق سازماندهی کشورهای ترک برداشته شده است.
سرگئی ویکتوریاویچ لاوروف، شما یک دیپلمات مشهور هستید که سالها با همکاران ترک خود کار کردهاید. چشمگیرترین ویژگی دیپلماسی ترکیه برای شما چیست؟
اول از همه، البته، این یک "مکتب" است، یک مکتب دیپلماتیک. چنین مکتبی در روسیه نیز وجود دارد، با سابقهای بیش از یک قرن. مکتب مشابهی در میان دیپلماتهای ترک وجود دارد. این فقط مربوط به نگرشها نیست؛ رفتار یک دیپلمات نیز مهم است.
توانایی نزدیک کردن طرفهای گفتگو، توانایی انجام یک حرکت غیررسمی در صورت لزوم... مثلاً تعارف چای یا گفتن یک لطیفه. اما مهارت واقعی از غوطهور شدن بسیار عمیق در تاریخ کشور و دیپلماسی خود حاصل میشود.
این در مورد ما نیز صادق است. ما سعی میکنیم دیپلماتهای خود را دقیقاً به همین روش، با آگاهی تاریخی، آماده و آموزش دهیم. این امر تداوم و حفظ را تضمین میکند. وقتی مسیری را که پیشینیان شما 100، 200، 300 سال پیش برای کشور و مردم شما آغاز کردند، پیش میگیرید، به شما قدرت و الهام بیشتری میدهد.
فراتر از آن، دانستن اینکه چگونه این یا آن موضوع در قرنهای گذشته مورد بحث و حل و فصل قرار گرفته یا حل نشده است، استدلالهای جدیدی را اضافه میکند. این دانش به شما امکان میدهد در شرایط جدید راهحلهای تازه و بدیع پیدا کنید.
این روند برای کسانی که تاریخ کشور خود، نحوه توسعه آن و منافع آن را میدانند، امکانپذیر است و منافع ژئوپلیتیکی و جغرافیایی... به نظر من ما اینجا اشتراکات زیادی داریم. در حالی که من از مکتب دیپلماتیک ترکیه تعریف میکنم و انتظار تعریف متقابل از مکتب دیپلماتیک روسیه را دارم، این را میگویم: ما اشتراکات زیادی داریم. ما همیشه در همکاری با همکاران ترک خود احساس راحتی میکنیم.
این موضوع هم در مورد هاکان فیدان و هم در مورد اسلاف او صدق میکند. اتفاقاً، این موضوع در مورد آقای فریدون سینیرلی اوغلو، که در حال حاضر دبیرکل سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) است، نیز صدق میکند. اگر کسانی بتوانند این ساختار در حال فروپاشی را نجات دهند، همان دیپلماتهای با استعداد ترکیه هستند.
آقای وزیر، من سوالی در مورد ایران دارم. به نظر شما، هدف اساسی سیاست آمریکا و اسرائیل در قبال ایران چیست؟ آیا تمرکز این سیاست بر مسئله هستهای، توازن قدرت منطقهای است یا بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای مهار چین و روسیه است؟
من فکر میکنم همه عوامل در اینجا وجود دارند. از منظر ژئوپلیتیکی، حتی در دولت بایدن، آمریکا شروع به صحبت از «محور شرارت» نکرده، بلکه از «محور کشورهایی که سلطه غرب را به چالش میکشند» صحبت میکند. این محور شامل روسیه، چین، ایران، کره شمالی و گاهی بلاروس یعنی دولت متحد روسیه، میشود. این رویکرد وجود دارد و پنهان نیست.
اگر نوشتههای دانشمندان جدی علوم سیاسی آمریکایی و انگلیسی را بخوانید، میتوانید این تحلیل را به وضوح ببینید. از سوی دیگر، عوامل اقتصادی و انرژی نیز در این امر دخیل هستند.
رئیس جمهور ترامپ، با نادیده گرفتن تمام هنجارهای حقوق بینالملل - از جمله مصونیت مقامات عالی رتبه دولتی - عملیاتی غیرقانونی را علیه ونزوئلا آغاز کرد. او تلاش کرد تا رئیس جمهور مادورو را که در حال حاضر به همراه همسرش در زندان آمریکا به سر میبرد، برباید و در این فرآیند، او آشکارا گفت: «ما به نفت ونزوئلا نیاز داریم.»
نفت ایران نیز با همین منطق به همان اندازه مهم است؛ زیرا ایران در خط مقدم کشورهای دارنده این منبع قرار دارد. من تقریباً مطمئن هستم که آمریکاییها میخواهند این جریانهای نفتی را نیز کنترل کنند. به خصوص از آنجا که برخلاف ونزوئلا در اقیانوس آزاد، این یک نقطه ژئواستراتژیک حیاتی از نظر امنیت مسیرهای نفتی مانند تنگه هرمز است. بنابراین، این احتمالاً بخشی از سیاست است، به ویژه با توجه به منافعی که آشکارا توسط دولت ترامپ اعلام شده است.
اظهارات آشکار نتانیاهو علیه تهران هم واضح است. مجموعهای از تماسها بین رئیس جمهور پوتین و نخست وزیر نتانیاهو وجود داشته است. ما همچنین به طور منظم با رهبران ایران در تماس هستیم. ما همیشه برای کاهش این تنش، میانجیگری با حسن نیت ارائه میدهیم، زیرا روابط خوبی با اسرائیل و ایران داریم. درست مثل 10 سال پیش، در سال 2015.
در آن زمان، روسیه نقش کلیدی در دستیابی به توافق در مورد برنامه هستهای ایران ایفا کرد؛ تضمین حذف ایمن اورانیوم غنیشده اضافی فراتر از مقدار توافقشده، از جمله انتقال آن به کشورمان. ما خوشحال خواهیم شد که به جلوگیری از تشدید تنش کمک کنیم.
در مورد حملات به تأسیسات تحت کنترل آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)... اتفاقاً، این آژانس هیچ واکنشی به این نقض آشکار منشور خود و هنجارهای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) نشان نداده است.

جناب وزیر، پس از رفتن بشار اسد، روند جدیدی در سوریه تحت رهبری احمد الشرع آغاز شده است. روسیه چه نوع مدل همکاری با سوریه را در این دوران جدید تصور میکند؟
ما روابط طولانی و بسیار خوبی با جمهوری عربی سوریه داریم و از دوران حافظ اسد، چندین دهه ادامه داشته است. حمایت اتحاد جماهیر شوروی از استقلال سوریه، کمک آن به روند دولتسازی، پایههای اقتصادی، زیرساختهای حمل و نقل، نیروهای مسلح و قابلیتهای دفاعی آن، یک رابطه استراتژیک مهم را تشکیل میدهد.
این تاریخ مشترک، پایه و اساس بسیار خوبی برای روابط بلندمدت و پایدار، از اقتصاد و امور نظامی گرفته تا فرهنگ و همکاریهای بشردوستانه، تشکیل میدهد. پیوندهای ایجاد شده بین دو ملت، چارچوب محکمی را برای توسعه این روابط فراهم میکند.
زمانی که تیم الشرع به قدرت رسید، ما تقریباً بدون وقفه مذاکرات را آغاز کردیم. شرکای سوری ما نیز تمایل متقابل ما را برای ادامه تماسها تأیید کردند. آنها میخواستند در شرایط جدید، تماسهای ما را از سر بگیرند. تنها یک ماه پس از این وقایع، در ژانویه 2025، هیئت بین سازمانی ما از دمشق بازدید کرد و با رئیس جمهور انتقالی وقت ملاقات کرد.
در پاییز 2025 میلادی الشرع به مسکو سفر کرد و جلسه کمیسیون بین دولتی تجارت و همکاری اقتصادی برگزار شد. هم در این جلسه و هم در دیدار او با رئیس جمهور پوتین، فهرستی از تمام پروژههایی که با هم انجام میدهیم، تهیه شد.
ابتکاراتی که در حال حاضر مرتبط هستند و دستاوردهای موجود شناسایی شدند. کار بر روی توافقنامهها و معاهدات در حال انجام است. به عنوان مثال، میتوانم بگویم که تجارت سالانه ما تقریباً به یک میلیارد دلار نزدیک میشود. این رقم با مبادلات سالهای اخیر تفاوت چندانی ندارد. علاوه بر این، تماسها از طریق وزارت امور خارجه فشرده است. همکار من، آقای شیبانی، اخیراً به عنوان عضوی از هیئت بین سازمانی در مسکو بود. سال گذشته، ما چهار بار ملاقات کردیم.
موضع شما در مورد درخواستهای پیگرد قانونی علیه اسد که در مسکو اقامت دارد، چیست؟
شرکای ما به خوبی میدانند که همه چیز چگونه اتفاق افتاده است. آنها از چگونگی ورود بشار اسد به همراه خانوادهاش در دسامبر 2024 به فدراسیون روسیه آگاه هستند، در زمانی که درگیریها در شهرها شدت گرفته بود و افراد آسیبدیده از نظر عاطفی او را تهدید به مرگ میکردند. این فرصت صرفاً به دلایل بشردوستانه در اختیار او قرار گرفت و او از آن استفاده کرد. اگر امور داخلی کشورمان را دنبال کنید، میتوانید ببینید که بشار اسد هیچ نقشی در امور سوریه ندارد.
انتهای پیام/