به گزارش خبرگزاری تسنیم، با تحقیقات درباره فعالیت یک سارق و مالخر حرفهای، موضوع بهطور ویژه در دستور کار مأموران پلیس قرار گرفت. بررسیها نشان میداد متهم علاوه بر سرقت، اموال مسروقه را نیز خریداری و در بازار غیرقانونی توزیع میکرد.
با انجام اقدامات اطلاعاتی، بررسی تصاویر دوربینها و رصدهای میدانی، هویت و مخفیگاه متهم در یکی استانهای مجاور تهران شناسایی شد. پس از اخذ مجوزهای قضایی، تیم عملیات پلیس در عملیاتی غافلگیرانه وی را دستگیر کرد. در بازرسی از مخفیگاه او، تعداد قابل توجهی اموال مسروقه شامل پنل ضبط، دستگاههای صنعتی، ضبط خودرو و ابزارآلات کشف شد.
متهم 30 ساله که دارای مدرک دیپلم و فاقد شغل ثابت است، در تحقیقات به بیش از 15 فقره خرید اموال مسروقه اعتراف کرد. بررسیها نشان میدهد او با شگرد ورود به ساختمانها در پوشش متکدی، فرصت سرقت را پیدا میکرد. پرونده برای ادامه رسیدگی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفت.
در ادامه گفتوگوی خبرنگار تسنیم به متهم را بخوانید:
چرا وارد سرقت شدی؟
مدتها بیکار بودم. یک خودروی خاص را خیلی دوست داشتم که قیمتش بسیار بالا بود. اول فکر میکردم فقط یک رؤیاست، اما بعد وسوسه شدم پولش را از هر راهی جمع کنم.
اولین سرقت چطور اتفاق افتاد؟
از همسایههای خودمان سرقت کردم. وقتی وسایل را فروختم و دیدم پولش راحت به دست آمد، مسیر اشتباه را ادامه دادم.
شیوه سرقتها چگونه بود؟
در ظاهر شبیه افراد نیازمند وارد ساختمانها میشدم. وقتی فضا را امن میدیدم، وسایل قابل حمل را سرقت میکردم.
پولها را چه میکردی؟
اوایل خرج خوشگذرانی شد، اما بعد تصمیم گرفتم پولها را نگه دارم تا خودرو بخرم. فرصت نکردم؛ زودتر دستگیر شدم.
اعتیاد داشتی؟
خیر. اشتباهم از طمع و هیجان پول سریع بود، نه مواد مخدر.
اموال مسروقه را چگونه میفروختی؟
برخی را مستقیم میفروختم و بعضی را از سارقان دیگر میخریدم و با سود بیشتر رد میکردم.
خانوادهات خبر داشتند؟
نه. فکر میکردند دنبال کار هستم. الان بیشتر از هر چیز از پدر و مادرم خجالت میکشم.
الان چه احساسی داری؟
یک تصمیم اشتباه زندگیام را خراب کرد. برای یک ماشین، آبرو و آزادیام را از دست دادم.
اگر آزاد شوی چه میکنی؟
حاضرم خسارت مالباختگان را جبران کنم و دنبال کار سالم بروم. فهمیدم هیچ رؤیایی ارزش خلاف کردن را ندارد.
حرف آخر؟
آرزوی بزرگ اگر از راه غلط دنبال شود، تبدیل به کابوس میشود.
انتهای پیام/