به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، تحولات نظام بینالملل در سالهای اخیر نشان میدهد که دوران برتری بلامنازع غرب، بهویژه ایالات متحده آمریکا، وارد مرحلهای از چالشهای ساختاری شده است. یکی از مهمترین نشانههای این تحول، تعمیق همکاریهای راهبردی و دفاعی میان روسیه و چین است؛ همکاریای که فراتر از یک همپیمانی تاکتیکی مقطعی، بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک شراکت راهبردی بلندمدت با پیامدهای گسترده ژئوپلیتیکی است. طبیعی است که چنین روندی، نگرانیهای عمیقی را در واشنگتن و در میان اعضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) برانگیزد.
همکاری دفاعی روسیه و چین را باید در چارچوب گذار نظم جهانی از وضعیت تکقطبی به سمت چندقطبی تحلیل کرد؛ گذاری که هرچند با مقاومت شدید غرب همراه است، اما شواهد میدانی و ساختاری نشان میدهد که بهتدریج در حال تحقق است. از این منظر، نزدیکی مسکو و پکن نه یک رویداد ناگهانی، بلکه نتیجه طبیعی فشارهای فزاینده غرب، تحریمهای گسترده و تلاش قدرتهای غیرغربی برای بازتعریف جایگاه خود در نظام بینالملل است.
منطق شکلگیری همکاری دفاعی روسیه و چین
درک نگرانی آمریکا و ناتو مستلزم فهم منطق راهبردی دو طرف این همکاری است. چین و روسیه هر دو با چالشهای مشترکی از سوی غرب مواجهاند؛ چالشهایی که شامل مهار ژئوپلیتیکی، فشارهای اقتصادی، تحریمها و تلاش برای محدودسازی نقش آنها در تصمیمگیریهای جهانی میشود.
برای چین، همکاری دفاعی با روسیه بخشی از راهبرد کلان این کشور برای کاهش وابستگی به غرب، بهویژه در حوزههای حساس نظامی و امنیتی است. پکن بهخوبی آگاه است که در صورت تشدید تنشها با آمریکا در شرق آسیا، بهویژه در موضوع تایوان یا دریای چین جنوبی، دسترسی به تجربه نظامی، فناوریهای دفاعی و پشتیبانی سیاسی روسیه میتواند یک مزیت راهبردی مهم محسوب شود. از سوی دیگر، چین با مشارکت در رزمایشهای مشترک، تبادل اطلاعات و هماهنگیهای نظامی، در حال افزایش سطح بازدارندگی خود در برابر فشارهای آمریکا است.
در مقابل، روسیه نیز پس از بحران اوکراین و تشدید تقابل با غرب، بیش از هر زمان دیگری به شرکای غیرغربی نیازمند شده است. همکاری دفاعی با چین برای مسکو نهتنها یک ابزار سیاسی برای شکستن انزوای تحمیلی غرب است، بلکه بهمعنای دسترسی به ظرفیتهای اقتصادی، فناوری و صنعتی چین نیز محسوب میشود. این همکاری به روسیه کمک میکند تا فشار تحریمها را مدیریت کرده و همچنان بهعنوان یک بازیگر مؤثر در معادلات امنیتی جهانی باقی بماند.
عوامل نگرانی آمریکا و ناتو
نگرانی آمریکا و ناتو از همکاری دفاعی روسیه و چین، ریشه در چند عامل کلیدی دارد که هرکدام بهتنهایی میتوانند معادلات امنیتی غرب را با چالش مواجه کنند.
نخست، تضعیف کارایی تحریمها است. تحریمهای اقتصادی و نظامی، اصلیترین ابزار غرب برای مهار روسیه و چین بودهاست. اما نزدیکی این دو قدرت باعث میشود که بخشی از اثرگذاری این تحریمها خنثی شود. همکاریهای فناورانه، تبادلات مالی غیرغربی و ایجاد سازوکارهای جایگزین، بهتدریج ابزار فشار غرب را کماثر میکند و این دقیقاً همان چیزی است که واشنگتن از آن واهمه دارد.
دوم، چالش امنیتی همزمان در دو جبهه اروپا و آسیا است. آمریکا و ناتو طی دهههای گذشته عادت داشتهاند که تهدیدات را بهصورت منطقهای مدیریت کنند؛ روسیه در اروپا و چین در شرق آسیا. اما همافزایی راهبردی مسکو و پکن این امکان را ایجاد میکند که غرب با فشارهای هماهنگ در چند جبهه روبهرو شود. چنین وضعیتی میتواند منابع نظامی، اقتصادی و سیاسی آمریکا را فرسوده کند و تمرکز راهبردی آن را با مشکل مواجه سازد.
سوم، تضعیف روایت هژمونیک غرب درباره نظم بینالملل است. همکاری دفاعی روسیه و چین، همراه با تأکید مشترک آنها بر چندجانبهگرایی، حاکمیت ملی و مخالفت با مداخلهگرایی غرب، بهطور مستقیم مشروعیت گفتمان لیبرال غربی را به چالش میکشد. این مسئله بهویژه برای ناتو که خود را مدافع «نظم مبتنی بر قواعد» معرفی میکند، یک چالش گفتمانی و سیاسی جدی به شمار میرود.
پیامدهای ژئوپلیتیکی همکاری دفاعی مسکو و پکن
یکی از مهمترین پیامدهای این همکاری، تسریع روند چندقطبی شدن جهان است. نزدیکی روسیه و چین به دیگر بازیگران غیرغربی، از جمله برخی کشورهای آسیایی، آفریقایی و حتی آمریکای لاتین، این پیام را مخابره میکند که گزینههایی خارج از مدار غرب نیز وجود دارد. این روند میتواند در بلندمدت به تضعیف ساختارهای سنتی قدرت غربمحور منجر شود.
از سوی دیگر، همکاری دفاعی روسیه و چین میتواند الگوهای جدیدی از اتحادهای نظامی و امنیتی را شکل دهد؛ الگوهایی که لزوماً مشابه ناتو نیستند، اما کارکردهای بازدارنده و هماهنگکننده مشابهی دارند. این مسئله بهویژه در قالب سازمانهای منطقهای مانند سازمان همکاری شانگهای قابلمشاهده است؛ سازمانی که بهتدریج در حال ایفای نقش امنیتی پررنگتری است.
تأثیر بر آینده ناتو
برای ناتو، نزدیکی دفاعی روسیه و چین بهمعنای ضرورت بازنگری در مأموریتها و اولویتهای راهبردی است. ناتو که اساساً برای مهار اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفته بود، اکنون با یک واقعیت پیچیدهتر مواجه است؛ یک روسیه غیرمنزوی و یک چینِ همراستا با آن. این وضعیت میتواند شکافهای درون ناتو را نیز تشدید کند؛ بهویژه میان اعضایی که تمرکز اصلی آنها بر تهدید روسیه است و کشورهایی که چین را چالش اصلی آینده میدانند.
در مجموع، همکاری دفاعی روسیه و چین را باید یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر آینده نظم جهانی دانست. نگرانی آمریکا و ناتو از این همکاری، بیش از آنکه ناشی از یک تهدید نظامی فوری باشد، ریشه در چالشهای ساختاری برای هژمونی غرب دارد.
این همکاری نشان میدهد که جهان بهسمت نظمی در حال حرکت است که در آن، قدرتهای غیرغربی نقش فعالتری در تعریف قواعد بازی ایفا میکنند. برای غرب، مواجهه با این واقعیت جدید مستلزم بازنگری عمیق در راهبردها، پرهیز از سیاستهای تقابلی پرهزینه و پذیرش واقعیتهای نوظهور نظام بینالملل است. در غیر این صورت، تعمیق همکاریهایی مانند شراکت دفاعی روسیه و چین میتواند بیش از پیش جایگاه آمریکا و ناتو را در معادلات جهانی با چالش مواجه سازد.
نویسنده: معصومه محمدی، کارشناس مسائل اورآسیا
انتهای پیام/