به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، انتظار منجی، در منطق مکتب تشیع، نشستن در سایهها و چشم دوختن منفعلانه به فردا نیست. انتظار، ایستادن است؛ ایستادن در میانه تاریخ، با قامتی استوار و دلی آکنده از مسئولیت. انتظار، گفتمان زنده عدالتخواهی است؛ فریادی خاموشنشدنی علیه ظلم، فساد و تحقیر انسان.
در طول تاریخ، هزاران جان پاک در آتش همین انتظار آگاهانه سوختند؛ مردان و زنانی که فهمیدند زمینِ آلوده به ظلم، شایسته قدمهای منجی نیست و باید آن را با خون، صبر و مجاهدت تطهیر کرد. آنان جان دادند تا عدالت بماند، تا حقیقت خاموش نشود.
انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی(ره)، تجلی تاریخی همین انتظار فعال بود؛ انفجار نور در عصری تاریک. انقلابی که نه از سر خشم، بلکه از عمق ایمان برخاست؛ نه برای قدرت، بلکه برای کرامت انسان. انقلابی که با ایستادگی در برابر طاغوت، وابستگی و فساد، راه تشکیل حکومت اسلامی و افق تمدن نوین اسلامی را گشود و مسیر تاریخ را بهسوی وعده بزرگ الهی تغییر داد.
انقلاب، حادثهای در گذشته نیست؛ مسئولیتی جاری است و تداوم آن، جز با بازگشت صادقانه به روح انقلاب ممکن نخواهد بود.
مبارزه با فساد؛ آغاز از خویشتن، نه از شعار
مبارزه با فساد، باید از درون نظام و از مدیران آغاز شود. اگرچه حجم فساد در این نظام، بهمراتب کمتر از بسیاری از نظامهای مدعی عدالت در جهان است، اما همین مقدار نیز در منطق انقلاب اسلامی غیرقابل قبول است. انقلابی که برای عدالت برخاسته، با کوچکترین تبعیض هم سازش ندارد. هیچ انقلابی با اشرافیگری زنده نمیماند؛ هیچ نظامی با رانت و ویژهخواری مشروعیت نمییابد.
هر دستی که به بیتالمال دراز شده، هر جایگاهی که نردبان منافع شخصی شده است، باید بیهیچ ملاحظهای پاسخگو باشد و مالِ مردم به مردم بازگردد.
سادهزیستی؛ زبان بیواسطه صداقت
مدیران، روحانیون، پاسداران و اساتید باید در میان مردم زندگی کنند؛ در کوچههایی که درد دارد، در محلههایی که صبر میطلبد، نه پشت دیوارهای بلند و شهرکهای اختصاصی. مسئولی که رنج معیشت را لمس نکند، چگونه میتواند عدالت را امضا کند؟ در نظام اسلامی، سادهزیستی انتخاب شخصی نیست؛ شرط مشروعیت اخلاقی است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: "الفقر فخری "و این، نه ستایش فقر، که فخرِ مسئولیتپذیری و همسطحبودن با مردم است.
وعده صادق؛ یا عمل، یا کنارهگیری
وعده در نظام اسلامی، عهد است. وعدهای که عمل نشود، نه خطا، که خیانت به اعتماد عمومی است. مدیری که وعده میدهد و وفا نمیکند، سرمایه اجتماعی را میسوزاند و باید بیتعارف کنار رود.
در جمهوری اسلامی، مسئولیت امتیاز نیست؛ امانتی الهی و مردمی است که با صداقت حفظ میشود، نه با توجیه.
روحیه انقلابی و جهادی؛ جانِ زنده جامعه
در کنار عقلانیت، دانش روز، فناوری پیشرفته و بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی، باید روحیه انقلابی و جهادی دوباره در رگهای این سرزمین جاری شود. روحیهای که یعنی کار بیوقفه، ترجیح مردم بر خود، شجاعت تصمیم و عبور از باتلاق محافظهکاری و بروکراسی فرساینده، این روحیه، انقلاب را زنده نگه میدارد؛ نه میزها، نه عناوین.
مسجد؛ قلب تپنده جامعه
مساجد و مراکز عبادی باید دوباره قلب تپنده محلهها شوند؛ پایگاه اندیشه، تربیت، همدلی و اقدام. سرمایهگذاری بر مسجد، سرمایهگذاری بر سنگ و گچ نیست؛ سرمایهگذاری بر انسان، اعتماد و هویت است.
فرهنگ و هنر؛ سنگر بیصدا اما سرنوشتساز
فرهنگ، میدان اصلی نبرد نرم است. باید از هنر معناگرا، متعهد و تربیتساز حمایت کرد. جامعهای که قهرمانانش سلبریتیهای پرادعا و پرهزینه باشند، آرامآرام تهی میشود. هنر باید در خدمت اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی–ایرانی باشد، نه ابزار خودنمایی، تفاخر و مصرفزدگی. باید با این الگوی جعلی خداحافظی کرد و میدان را به الگوهای اصیل انسانی و انقلابی سپرد.
دانشگاه؛ مغز تمدن آینده
دانشگاه باید از اسارت ذهنی گفتمان غرب آزاد شود. نه با نفی علم، بلکه با استقلال فکری. گفتمان انقلاب اسلامی و مکتب تشیع باید؛ عقلانی، علمی، روزآمد و غیرشعاری تدریس شود. استقلال فکری دانشگاه، شرط تولد تمدن مستقل است.
انتظار؛ ایستادن برای عدالت
انقلاب اسلامی، پروژهای محلی و محدود نیست؛ بخشی از جبهه جهانی مبارزه با ظلم و استکبار است، اما پرچمدار عدالت جهانی، با فساد درونی، با فاصله از مردم و با بیصداقتی، به مقصد نمیرسد.
زمینهسازی ظهور، از اصلاح خویشتن و جامعه آغاز میشود. انتظار، نشستن نیست؛ ایستادن است، اصلاحکردن است، عدالتورزیدن است.
یادداشت از: حسن عبدیپور، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/