به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، در سالهای اخیر، فضای مجازی به یکی از مهمترین میدانهای تقابل نرم میان جمهوری اسلامی ایران و جبهه رسانهای دشمن تبدیل شده است؛ میدانی که گاه اثرگذاری آن از نبردهای میدانی و سخت نیز فراتر میرود. تحولات و ناآرامیهای اخیر بار دیگر نشان داد که شبکههای اجتماعی نهتنها ابزار اطلاعرسانی، بلکه بستری برای عملیات روانی، جنگ روایتها، نمادسازی و کشتهسازی هستند؛ موضوعی که نقش فعالان فضای مجازی را بیش از گذشته برجسته میکند.
میلاد آسوده، کارشناس سواد رسانه، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در قزوین، با اشاره به اهمیت فضای مجازی در تحولات اخیر کشور، اظهار کرد: امروز دیگر نمیتوان نقش شبکههای اجتماعی را در شکلدهی به افکار عمومی نادیده گرفت. دشمن در حوادث اخیر، تمرکز اصلی خود را بر جنگ رسانهای و جنگ روانی گذاشته و تلاش کرده است از طریق بلاگرها، اینفلوئنسرها و چهرههای تأثیرگذار، ذهن جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.
وی با بیان اینکه این نشست با هدف تبیین نقش فعالان فضای مجازی برگزار شده است، افزود: تبیین همه ابعاد این موضوع در یک جلسه ممکن نیست و فعالان فضای مجازی باید با تحقیق، پژوهش و ارتقای سواد رسانهای، خود را برای مواجهه با این جنگ پیچیده آماده کنند.
بلاگرها؛ بازیگران بیمسئولیت یا تحلیلگران ناآگاه؟
این کارشناس سواد رسانه با اشاره به نقش پررنگ بلاگرها در سالهای اخیر گفت: شبکههای اجتماعی عملاً تحت سیطره بلاگرها قرار گرفته و سبک زندگی بخش قابل توجهی از جامعه توسط همین صفحات ساخته میشود. اما سؤال اساسی این است که آیا همه این بلاگرها از سواد رسانهای برخوردارند؟ آیا همه آنها تحلیلگر سیاسی یا اقتصادی هستند؟ اگر نیستند، چرا بدون دانش و آگاهی، اظهار نظر میکنند و افکار عمومی را به سمتی میبرند که نتیجه آن پشیمانی و آسیب اجتماعی است؟
آسوده تصریح کرد: متأسفانه برخی بلاگرها که در حوزههای سرگرمی و فان فعالیت میکنند، بدون هیچ منطق و ادلهای، صرفاً با فوروارد کردن مطالب، وارد موضوعات حساس سیاسی و امنیتی میشوند؛ در حالی که نه از عمق ماجرا خبر دارند و نه مسئولیت تبعات سخنان خود را میپذیرند.
وی با تأکید بر نقش مخاطب افزود: در این میان، نقش کاربران نیز بسیار مهم است. آیا کاربر فضای مجازی صرفاً به دلیل محبوبیت یک بلاگر، هر محتوایی را چشمبسته میپذیرد یا به دنبال تحقیق و راستیآزمایی میرود؟ این موضوع به سطح سواد رسانهای جامعه بازمیگردد؛ مسئلهای که دشمن دقیقاً روی ضعف آن سرمایهگذاری کرده است.
نمادسازی و کشتهسازی؛ تاکتیک همیشگی دشمن
این کارشناس رسانه با اشاره به یکی از مهمترین تکنیکهای دشمن در اغتشاشات اخیر تشریح کرد: دشمن بهصورت متمرکز به دنبال نمادسازی و کشتهسازی بود. یکی از اولین نمونهها، پروژه «پسر ایران» بود که بهعنوان نماد شجاعت معرفی شد. در حالی که طبق مستندات موجود این فرد وابسته به جریانهای انحرافی و مزدور سرویسهای اطلاعاتی بیگانه بود و از پیش برای تصویرسازی رسانهای، صحنهسازی شده بود.
آسوده ادامه داد: هدف از این نمادسازی، شکستن ترس اجتماعی و تشویق مردم به رویارویی با نیروهای انتظامی و امنیتی بود. در همان زمان، ما شهید عزیز فراجا، شهید رحیم مجیدیمهر را داشتیم که در سرمای بانه، هنگام مرزبانی از کشور جان خود را فدا کرد؛ نمادی واقعی از وطندوستی و شجاعت که متأسفانه آنگونه که شایسته بود در فضای مجازی برجسته نشد.
وی افزود: اگر فعالان فضای مجازی ما بهموقع عمل میکردند، لقب «پسر ایران» باید به چنین شهدایی داده میشد، نه به پروژههای جعلی دشمن.
روایتهای جعلی؛ از فارس تا مشهد
این کارشناس سواد رسانه با اشاره به نمونههای کشتهسازی گفت: در استان فارس، فردی به نام مهدی سماواتی بهعنوان اولین کشته اعتراضات معرفی شد؛ در حالی که بعداً مشخص شد این فرد زنده است و حتی سن او نیز بهصورت دروغین اعلام شده بود. این خبر جعلی تنها باعث ایجاد استرس و نگرانی برای خانواده و افکار عمومی شد.
وی ادامه داد: نمونه دیگر، ماجرای «سپهر بابا کجایی» بود که بهصورت گسترده در اینستاگرام منتشر شد. در حالی که طبق اظهارات خانواده و بستگان این فرد، وی توسط اغتشاشگران و با سلاح سرد به قتل رسیده بود، اما رسانههای معاند تلاش کردند این جنایت را به نیروهای امنیتی نسبت دهند.
آسوده تأکید کرد: مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از کاربران بدون تحقیق، این روایتها را میپذیرند و بازنشر میکنند؛ در حالی که مستندات این وقایع در رسانههای داخلی موجود است.
ترامپ؛ استاد جنگ روانی در فضای مجازی
این کارشناس رسانه با اشاره به شخصیت دونالد ترامپ تصریح کرپ: ترامپ یک «توییتباز» حرفهای است. در جریان جنگ 12روزه، او در روز ششم اعلام کرد ایران تسلیم شده است، در حالی که همان زمان، مقامات آمریکایی به دنبال درخواست آتشبس بودند. این نمونهای روشن از تحریف واقعیت در جنگ رسانهای است.
وی افزود: تشخیص واقعیت از تحریف، بدون دانش، بصیرت و جهاد تبیین ممکن نیست. دشمن دقیقاً روی همین سردرگمی افکار عمومی حساب کرده است.
مارپیچ سکوت؛ چرا برخی چهرهها سکوت کردند؟
آسوده با اشاره به نظریه «مارپیچ سکوت» گفت: بسیاری از بلاگرها و چهرههای تأثیرگذار، به دلیل ترس از انزوا یا از دست دادن دنبالکنندهها، مواضع خود را پنهان کردند یا دوپهلو سخن گفتند. این سکوت یا ابهام، عملاً میدان را برای رسانههای دشمن باز کرد.
وی تصریح کرد: اگر فعالان وطندوست فضای مجازی موضعگیری نکنند، جای آنها را رسانههای معاند پر میکنند.
شبکههای اجتماعی؛ سلاح مهمتر از پهپاد
این کارشناس رسانه با اشاره به اظهارات نتانیاهو گفت: او صراحتاً اعلام کرده که مهمترین سلاح، شبکههای اجتماعی است. این یعنی دشمن بهخوبی میداند که با تسلط بر افکار عمومی میتواند به اهداف خود برسد.
آسوده افزود: در حالی که نیروهای نظامی و امنیتی وظیفه خود را انجام میدهند، سهم فعالان فضای مجازی دفاع در خاکریز اول جنگ نرم است.
راهکارها؛ امیدآفرینی، روایت اول و مشارکت جمعی
وی در پایان با اشاره به راهکارهای مقابله با جنگ رسانهای دشمن گفت: تولید محتوای متقن و امیدآفرین مبتنی بر واقعیتها و دستاوردهای انقلاب، سرعت در روایتگری صحیح، خلاقیت در ارائه محتوا و مشارکت جمعی فعالان فضای مجازی، از مهمترین الزامات این میدان است.
آسوده تأکید کرد: فضای مجازی امروز اولین سنگر دفاعی ماست و هرچه سواد رسانهای جامعه بالاتر برود، اثرگذاری جنگ روانی دشمن کمتر خواهد شد.
انتهای پیام/