گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- سیاست خارجی آلمان در دوره اخیر، بهویژه تحت تأثیر رویکردهای فردریش مرتز، صدراعظم کنونی و رهبر حزب دموکرات مسیحی، وارد مرحلهای نگرانکننده شده است.
برلین که زمانی مدعی عقلانیت، میانهروی و نقشآفرینی متوازن در معادلات بینالمللی بود، امروز بیش از هر زمان دیگری در قامت بازیگری جانبدار، تنشزا و تابع اراده متحدان خاص ظاهر میشود؛ رویکردی که بهطور مستقیم به تشدید تنش میان ایران و غرب دامنزده است.
ارتباطات آشکار و پنهان فردریش مرتز و حزب دموکرات مسیحی با رژیم صهیونیستی و لابیهای صهیونیستی فعال در آلمان و اروپا، یکی از عوامل کلیدی این تغییر مسیر است. این پیوندها، از سطح مناسبات دیپلماتیک فراتر رفته و به نوعی همسویی سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل شده است.
نتیجه این وابستگی، تبدیل آلمان به مهرهای مکمل در پروژه فشار علیه ایران بوده؛ بهگونهای که حتی در روندهای دیپلماتیک حساس، از جمله مذاکرات منطقهای، برلین بهجای ایفای نقش سازنده، مواضعی همسو با خواست تلآویو اتخاذ کرده است.
نگرانکنندهتر آنکه صدراعظم آلمان، با عبور از چارچوبهای پذیرفتهشده دیپلماتیک، بهصورت علنی از اغتشاشات داخلی در ایران حمایت داشته و مواضعی اتخاذ کرده که شائبه حمایت از براندازی نظام جمهوری اسلامی را تقویت میکند.
این رفتار، نقض صریح اصول حقوق بینالملل و حاکمیت ملی کشورهاست و آلمان را از جایگاه یک شریک گفتوگو، به بازیگری مداخلهگر و بیاعتبار تنزل داده است. اصرار ژرمنها بر این روند، موضوعی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن عبور کرد.
این کنشگری تهاجمی را نمیتوان جدا از بحران مشروعیت داخلی دولت آلمان تحلیل کرد. دولت مرتز با محبوبیتی حدود 30 درصد، با نارضایتی گسترده شهروندان مواجه است؛ بهگونهای که نزدیک به 70 درصد جامعه آلمان، عملکرد این دولت را در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و معیشتی ناکام میدانند.
افزایش هزینههای زندگی، بحران انرژی، رکود صنعتی و چالشهای اجتماعی، دولت را تحت فشار قرار داده و به نظر میرسد برلین برای پوشاندن این ناکامیها، به سیاست فرار به جلو در عرصه سیاست خارجی روی آورده است. کارنامه آلمان در حمایت از کشتار کودکان غزه و نیز نقش این کشور در شعلهور نگهداشتن جنگ اوکراین، مؤید همین الگوی رفتاری است؛ الگویی که در آن، ادعاهای حقوق بشری جای خود را به جانبداری سیاسی و تشدید بحران دادهاند.
در مجموع، آلمانِ امروز، بهجای تمرکز بر ترمیم شکافهای داخلی و ایفای نقش مسئولانه در نظام بینالملل، به آتشبیار معرکه در پروندههای غرب آسیا تبدیل شده است. تداوم این مسیر، نهتنها به بیثباتی منطقهای دامن میزند، بلکه جایگاه و اعتبار آلمان را نیز بیش از پیش تضعیف خواهد کرد.
انتهای پیام/