خبرگزاری تسنیم: امیرحسین مکاریانی: از شاهنامه تا انیمیشن؛ چگونه «نگهبانان خورشید» اسطوره را زنده میکند؟ سیمرغ در «نگهبانان خورشید» نه قهرمانی است که از آسمان فرود میآید و همهچیز را حل میکند، و نه صرفاً موجودی افسانهای برای تزئین داستان.او در لحظهای ظاهر میشود که قهرمان، تمام مسیر انسانی خود را پیموده است؛ و همین، سیمرغ را به نماد امید معنادار بدل میکند.
حضور سیمرغ در «نگهبانان خورشید»، نه تصادف است و نه راهحل آسان. مطابق سنت اسطورهای، او زمانی ظاهر میشود که قهرمان تمام مسیر زمینی را پیموده و درمانده شده است.
اذان، دعا، مزار والدین و دعای مادربزرگ، لایهای معنوی به روایت میافزاید که با قصه گره خورده، نه تحمیلشده. فیلم نشان میدهد که تلاش انسانی و امید الهی، در تقابل با هم نیستند؛ مکمل یکدیگرند. این پیوند اسطوره و ایمان، «نگهبانان خورشید» را از یک ماجرای سرگرمکننده، به روایتی ریشهدار و الهامبخش برای کودک ایرانی تبدیل میکند.
نکته مهم در مواجهه فیلم با سیمرغ این است که او هرگز جایگزین اراده انسان نمیشود.
«نگهبانان خورشید» از آن دسته روایتهایی نیست که نجات را یکباره و بیرون از منطق تلاش انسانی فروبکاهد. سیمرغ زمانی وارد داستان میشود که بهرام تمام توان خود را به کار بسته، شکست خورده و همچنان بر مسئولیت خود ایستاده است.
این منطق روایی، به کودک میآموزد که امید، پاداش تنبلی نیست؛ نتیجه پایداری است.
از منظر اسطورهشناسی، سیمرغ در این فیلم بهجای آنکه موجودی صرفاً شگفتانگیز باشد، به نماد «حضور معنا در لحظه بحران» بدل میشود.
کودک با تماشای این لحظه، نهتنها با یک عنصر خیالانگیز مواجه میشود، بلکه تجربهای عاطفی از معنا را لمس میکند؛ تجربهای که به او میگوید جهان، حتی در تاریکترین لحظات، خالی از پشتیبان نیست.
فیلم بهطرز ظریفی، پیوند میان اسطوره و ایمان را از سطح نشانههای ظاهری فراتر میبرد.
دعا، اذان، احترام به مزار والدین و نقش مادربزرگ، همگی بهعنوان عناصر زنده در زندگی شخصیتها حضور دارند، نه تزئینات ایدئولوژیک. این حضور طبیعی، باعث میشود کودک معنویت را نه بهعنوان دستور، بلکه بهعنوان تجربهای قابل زیستن درک کند.
در نهایت، «نگهبانان خورشید» تخیل را در تقابل با ایمان قرار نمیدهد؛ بلکه آنها را هممسیر میسازد. فیلم نشان میدهد که اسطوره، اگر از ریشههای فرهنگی و معنوی تغذیه شود، میتواند پلی باشد میان جهان کودکانه خیال و زیستجهان واقعی او.
سیمرغ در این روایت، نه موجودی دور از دسترس، بلکه صورتبندی شاعرانهای از امید، امداد و معناست.
انتهای پیام/