به گزارش خبرگزاری تسنیم، در شرایطی که شکافهای اجتماعی، فردگرایی فزاینده و کاهش اعتماد عمومی به یکی از مهمترین دغدغههای جامعه ایرانی تبدیل شده، بازگشت به ظرفیتهای بومی و نهادهای ریشهدار محلی میتواند راهی عملی برای ترمیم پیوندهای اجتماعی باشد. در این میان، مسجد نه صرفاً بهعنوان یک مکان عبادی، بلکه بهمثابه یک نهاد اجتماعی تاریخی، میتواند دوباره نقش کانونی خود را در تولید همبستگی، مشارکت و اعتماد عمومی بازیابد. نقشی که سالهاست کمرنگ شده اما همچنان قابلیت احیا دارد.
سرمایه اجتماعی، برخلاف سرمایه اقتصادی یا فیزیکی، دارایی نامرئی اما تعیینکننده هر جامعه است. شبکهای از اعتماد، همکاری و احساس تعلق که امکان زیست جمعی را فراهم میکند. هرگاه این سرمایه تضعیف شود، جامعه با افزایش تنهایی اجتماعی، بیاعتمادی، کاهش مشارکت مدنی و رشد آسیبهای اجتماعی مواجه میشود. بسیاری از نشانههای امروز جامعه ایران را میتوان از این منظر دید. کاهش مشارکتهای داوطلبانه، سستی روابط همسایگی و گسترش نوعی زیست فردمحور که افراد را بیش از پیش از شبکههای حمایتی سنتی جدا کرده است.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که چه نهادهایی میتوانند دوباره بستر شکلگیری پیوندهای اجتماعی را فراهم کنند؟ تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که مساجد و نهادهای محلی، در کنار خانواده، از مهمترین کانونهای تولید همبستگی اجتماعی بودهاند. مسجد در سنت ایرانی–اسلامی صرفاً محل عبادت فردی نبوده، بلکه مرکز حلوفصل اختلافات، کمکرسانی به نیازمندان، آموزش غیررسمی، بسیج اجتماعی در بحرانها و شکلدهی به هویت جمعی محله محسوب میشده است.
تضعیف کارکرد اجتماعی مسجد در دهههای اخیر، بیش از آنکه ناشی از بینیازی جامعه باشد، حاصل تغییرات سبک زندگی، گسترش شهرنشینی بیهویت، و انتقال بسیاری از کارکردهای جمعی به نهادهای بروکراتیک بوده است. آپارتماننشینی، مهاجرتهای درونشهری، و شتاب زندگی مدرن، فرصت تعاملات چهرهبهچهره را کاهش داده است. در نتیجه، مسجد که زمانی قلب تپنده محله بود، در برخی مناطق به نهادی کمارتباط با زیست روزمره نسل جدید تبدیل شده است.
با این حال، ظرفیت بازسازی این جایگاه همچنان وجود دارد. مسجد میتواند دوباره به فضای مشترک گفتوگو تبدیل شود؛ جایی که نسلها با یکدیگر مواجه میشوند، تجربه منتقل میشود و اختلافها در چارچوبی اجتماعی حل میگردد. یکی از بحرانهای امروز، شکاف نسلی و فقدان گفتوگوی واقعی میان گروههای اجتماعی است. نهادهای محلی اگر بهروز و مسئلهمحور عمل کنند، میتوانند بستری امن برای این گفتوگو فراهم کنند؛ نه از موضع بالا به پایین، بلکه در قالب مشارکت افقی و داوطلبانه.
کارکرد دیگر مسجد، سازماندهی شبکههای حمایت اجتماعی است. در شرایط فشار اقتصادی، بسیاری از خانوادهها بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت غیررسمی هستند؛ حمایتی که صرفاً مالی نیست، بلکه شامل همدلی، اطلاعرسانی، و ایجاد حس تعلق میشود. تجربههای موفق محلی نشان داده که وقتی مسجد به مرکز فعالیتهای خیریه شفاف، مشارکتی و مردمی تبدیل میشود، اعتماد عمومی نیز افزایش مییابد. مردم زمانی مشارکت میکنند که احساس کنند بخشی از یک شبکه زنده و اثرگذار هستند، نه صرفاً مخاطب یک ساختار اداری.
نکته مهم این است که احیای نقش اجتماعی مسجد نیازمند بازتعریف کارکرد آن متناسب با نیازهای امروز است. نسل جوان انتظار دارد مسجد به مسائل واقعی زندگی او نزدیک باشد. اشتغال، مهارتآموزی، مشاوره خانواده، فعالیتهای فرهنگی خلاق، و حتی فضاهای گفتوگوی آزاد.
هرچه مسجد بتواند از قالبهای صرفاً آیینی فاصله بگیرد و به زیست روزمره مردم وارد شود، امکان جذب و مشارکت اجتماعی بیشتر میشود. این به معنای تضعیف هویت دینی مسجد نیست. بلکه بازگشت به سنت تاریخی آن است که همواره نهادی چندکارکردی بوده است.
نهادهای محلی دیگر، از هیئتهای مذهبی تا انجمنهای محلهمحور، میتوانند در پیوند با مسجد یک اکوسیستم اجتماعی شکل دهند. بازسازی پیوندهای اجتماعی پروژهای صرفاً دولتی نیست و با بخشنامه تحقق پیدا نمیکند. این فرایند نیازمند میدان دادن به ابتکارات مردمی، اعتماد به کنشگران محلی و کاهش نگاه امنیتی یا بروکراتیک به فعالیتهای اجتماعی است. هرجا مردم احساس مالکیت نسبت به یک نهاد داشته باشند، آن نهاد بهطور طبیعی به کانون همبستگی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، رسانهها و نهادهای فرهنگی میتوانند در تغییر تصویر ذهنی نسل جدید از مسجد نقش مهمی ایفا کنند. اگر مسجد صرفاً بهعنوان فضای محدود و غیرمنعطف بازنمایی شود، طبیعی است که بخشی از جامعه احساس بیگانگی کند. در مقابل، روایت مسجد بهعنوان مرکز خدمت اجتماعی، گفتوگو و مشارکت مدنی میتواند آن را دوباره در افق تجربه نسل جوان قرار دهد.
یادداشت از: مرتضی مهدیزاده، خبرنگار و فعال رسانهای
انتهای پیام/