خبرگزاری تسنیم- یادداشت،حسن عرفانیان |تصویر عجیبی است؛ در حیاط یکی از بهترین دانشگاههای خاورمیانه ایستادهاند؛ جایی که قاعدتاً باید خطمقدم شکستن مرزهای دانش باشد.
گوشی در دست، بغض در گلو و خشمی که اینستاگرام و ایکس ثانیهبهثانیه به رگهایشان پمپاژ میکنند.
حق هم دارند کلافه باشند؛ وقتی پرایدِ قوطیکبریتی میشود رؤیای دستنیافتنی و فلان مسئول هنوز فکر میکند با نصبِ بنر و بخشنامههای دهه شصتی میتواند نسلِ «هوش مصنوعی» را هدایت کند، آدم دوست دارد سرش را به دیوار بکوبد!
اما تعارف را کنار بگذاریم؛ دعوای امروز در کف دانشگاه، سرِ کیفیت غذای خوابگاه یا دو تا قانون انضباطی نیست؛ دعوا سرِ کشاندنِ نخبگان ما به یک «خطای محاسباتیِ» مهلک و طراحیشده است.
اینجاست که طنزِ بهشدت تلخِ ماجرا خودش را نشان میدهد.
جوان دانشجویی که انتگرال سهگانه و معادلات دیفرانسیل را روی هوا میزند، ناگهان در کورانِ هیجان میافتد روی دورِ شعار دادن برای یک دیکتاتوریِ مدفون! خروجیِ آن همه ضریب هوشی و ادعای پیشرو بودن، میرسد به احضارِ روحِ پهلوی؟
به تطهیرِ سیستمی که تنها شایستهسالاریاش در «ژنِ خوبِ همایونی» خلاصه میشد و نسخهشان بیشتر شبیه پکیجهای انگیزشیِ دمدستی است تا برنامهی حکمرانی!!
چطور ممکن است دانشجوی ما به این نقطه سقوط کند؟
جواب در «مسمومیتِ شناختی» است. وقتی سیستم رسمی ما در روایتگریِ تاریخی لکنت میگیرد و زبانش شبیه اینترنت دایالآپ در عصر فیبر نوری عمل میکند، مرجعیت تحلیلی دانشجو از کتاب و استاد، منتقل میشود به فستفودهای 15 ثانیهایِ استوریهای اینستاگرام و استودیوهای لندنی.
الگوریتمها دقیقاً روی خستگی و عصبانیتِ روزمرهی این جوان شرطبندی کردهاند. آنها از روی زخمهای واقعی جامعه، یک هولوگرامِ وحشتناک میسازند تا دانشجو دچار «کوررنگیِ تحلیلی» شود؛ یعنی ببیند لولهی آبِ یک اتاق از این خانه نشتی دارد، پس تصمیم بگیرد کل ساختمان را با دست خودش آتش بزند و بعد، برای فرار از این ویرانی، به یک نوستالژیِ پلاستیکی و روتوششده از گذشته پناه ببرد.
دشمن برای این نسل یک «پکیجِ انقلابِ فانتزی» بسته است. هدف این است که دانشگاه از قرارگاهِ حل مسئله و پیشرفت تبدیل شود به باشگاهِ مشتزنی و آنارشی.
آنها میدانند مادامی که دانشجو مشغول هشتگزدن برای شازدههای بیتاجوتخت و تکمیلِ پازلِ ویرانی باشد، دیگر فرصتی برای یقه گرفتن از ساختار جهت اصلاحِ واقعی و زمانی برای تولید علم و قدرت ملی باقی نمیماند.
بله، سیستم در بخشهایی نیاز به آپدیت و جراحیِ دارد؛ اما این آپدیت با کدنویسیِ دقیقِ نخبگان در آرامشِ آزمایشگاهها و میزهای نقد اتفاق میافتد، نه با کوبیدنِ کیبورد روی میز و داد زدنِ شعارهای فسیلشده!
تاریخِ فردا را کسانی نمینویسند که معادلاتِ آینده را رها کردند و مغزشان را برای تنفسِ مصنوعی دادن به جسدِ پوسیدهی پهلوی به اکانتهای فیک اجاره دادند. ایرانِ فردا، نه با لایکهای توهمآمیز، بلکه با ارادهی بیدارِ همان نخبگانی ساخته میشود که در اوجِ طوفانِ الگوریتمها به جای آتش زدنِ خانه آستین بالا میزنند تا خرابیهایش را آباد کنند.انتهای پیام/