به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، تحلیل رفتار جامعه ایران در شرایط بحران، همواره موضوع سردرگمی بسیاری از ناظران سیاسی و اجتماعی بوده است. بر اساس الگوهای کلاسیک فروپاشی اجتماعی، انتظار میرود فشارهای خارجی، بحران اعتماد و رقابت سیاسی، انسجام ملی را تضعیف کند؛ با این حال در جامعه ایران، این شرایط معمولاً به بازتولید همبستگی منجر شده است. این پدیده را میتوان «پارادوکس انسجام در بحران» نامید. برای فهم آن باید از سه سطح نظری بهره گرفت؛ سطح ساختاری همبستگی، سطح فرهنگیِ عقلانیت جمعی، و سطح راهبردیِ خطای محاسباتی دشمن.
در سطح ساختاری، جامعه ایران نوعی ترکیب ویژه از همبستگی مکانیکی و ارگانیک را تجربه میکند؛ یعنی در لحظههای تهدید، خردهنظامهای متفاوت سیاسی و اجتماعی، از طریق فعال شدن نمادهای مشترک هویتی، به یک شبکهی همدل و هماهنگ تبدیل میشوند. این همان چیزی است که دورکیم آن را همبستگی مکانیکی بازتولیدشونده مینامد. عامل محرک این بازتولید، «بنیه درونی» جامعه است؛ مفهومی که رهبر انقلاب آن را مشتمل بر ایمان، عزت نفس و اعتمادبهنفس جمعی دانستهاند (بیانات در اجتماع زائران حرم رضوی، 1402/01/01). از نگاه جامعهشناسی فرهنگی، این بنیه درونی همان هستهی معنایی سرمایه اجتماعی نهفته است که در وضعیت تهدید بیرونی به کنش همیارانه تبدیل میشود.
عقلانیت جمعی حماسی
در سطح فرهنگی، انسجام در بحران نتیجهی نوعی عقلانیت جمعیِ حماسی است؛ عقلانیتی که ریشه در حافظهی تاریخی ملت دارد و تفاوت اساسی میان انتقاد و شکاف را تشخیص میدهد. رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان سپاه (1402/05/26) بر «انتقاد همراه با اعتماد» تأکید کردند؛ این گزاره از منظر نظریههای کنش عقلانی، بیانگر وجود یک عقلانیت جمعی خودسامان است، نه انفعال یا ترس از قدرت. جامعه در لحظات خطیر، رابطهاش با نهادهای قدرت را بازتعریف میکند؛ انتقاد را حفظ میکند، اما اعتماد بنیادی را برای پایداری ساختار اجتماعی بازتولید مینماید. این ترکیب نادر از نقد و وفاداری، از فروپاشی اعتماد جلوگیری کرده و شبکهی سرمایه اجتماعی را از درون ترمیم میکند.
در بیانات نوروزی 1403 نیز، تفکیک میان «اختلاف سلیقه» و «نفرتپراکنی» به مثابه سازوکار اخلاقی انسجام اجتماعی، اهمیت ویژهای دارد. این تمایز، جامعه ایران را قادر ساخته است تا رقابت سیاسی را به ضدّ وحدت تبدیل نکند، بلکه آن را در قالب «تنظیم اخلاقی رقابت اجتماعی» مهار نماید. در نتیجه، انسجام نه محصول اجبار حکومتی، بلکه نتیجهی توازن اخلاقی میان تفاوت و وفاداری است.
چرا فشار بیرونی به فروپاشی نمیانجامد؟
در سطح راهبردی، همین منطق باعث شکلگیری خطای محاسباتی دشمن شده است. ناظران خارجی غالباً با مدلهای تجربی جوامع لیبرال به تحلیل ایران میپردازند، جایی که فشار خارجی، بدبینی نهادی و بحران اقتصادی منجر به واگرایی میشود. اما در ایران، فشار بیرونی بهجای فروپاشی، به فعال شدن شبکههای هویتی و دینی منجر میگردد. رهبر انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی (1401/11/26) اشاره کردند که دشمن از پیشرفتهای ایران «واکنش عصبی» نشان میدهد، زیرا این پیشرفتها برخلاف منطق تحریم و فشار عمل کردهاند. این واکنش عصبی دقیقاً ناشی از عدم درک مکانیزمهای جامعهشناختی انسجام در بحران است؛ یعنی جایی که تجربهی تهدید، خود به عامل تثبیت مشروعیت و همبستگی عمومی تبدیل میشود.
بازتعریف قدرت اجتماعی
بدینترتیب، انسجام اجتماعی ایران در بحران را باید نه حادثهای عاطفی، بلکه فرایندی عقلانی و تاریخی دانست؛ حاصل پیوند میان بنیه درونی، سرمایه اجتماعی نهفته، و عقلانیت جمعی حماسی. خطای دشمن در محاسبهی فروپاشی، ناشی از نادیده گرفتن همین لایهی تمدنی انسجام است؛ لایهای که جامعه ایران را از درون مقاوم میسازد و هر بحران را به لحظهی بازتعریف قدرت اجتماعی تبدیل میکند.
یادداشت از: سعید سپاهی، تحلیلگر امنیت شناختی
انتهای پیام/