گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم ـ تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخ رویشهاست؛ تاریخ جوشش حیات از بطن شهادت است. خبر، سهمگین است و داغ، بر دل امت سنگینی میکند؛ شهادت رهبر حکیم، فرزانه و سکاندار کشتی انقلاب، حضرت آیتالله العظمی خامنهای، رویدادی نیست که بتوان ابعاد عاطفی و سیاسی آن را نادیده گرفت. اما در قاموس توحیدی و در منطق سیاسی تشیع، شهادت هرگز به معنای بنبست نیست. امروز که معمار بنای ایران قوی و طراح نظم نوین تمدنی به خیل شهیدان پیوسته است، نخستین آزمون ما، درک نگاه مکتبمحور و نهادمحور ایشان است.
دشمن عنود که گمان میکند با حذف جسم رهبری، روح انقلاب را قبض کرده است، دچار همان خطای محاسباتی تاریخی است که در تیرماه 1360 داشت؛ زمانی که گمان میکرد با شهادت بهشتی و رجایی و باهنر، کار نظام تمام است. آنها نمیدانند که ولایت فقیه، فراتر از یک شخص، یک حقیقت جاری و یک نهاد استوار است. امروز، اگرچه سایهی پرمهر پدر امت از سر ما کم شده، اما خورشید اندیشهی او پرفروغتر از همیشه میتابد. رسالت ما اکنون تنها سوگواری نیست؛ بلکه دنبالهروی از خواسته فریادشدهی اوست؛ «قوی شوید». این نوشتار تلاشی است برای تبیین «چه باید کرد» در فردای این شهادت عظیم.
روح استقلالخواهی ایرانیان نمیمیرد
برای درک وظیفه، ابتدا باید علت خصومت را فهمید. چرا نظام سلطه، تمام خطوط قرمز را رد کرد و دست به ترور رهبر بزرگ یک کشور زد؟ پاسخ روشن است؛ آیتالله خامنهای تنها یک رهبر سیاسی نبود؛ او بزرگترین مانع استراتژیک در برابر هژمونی غرب بود. او کسی بود که پروژه «ایران ضعیف و وابسته» را به پروژه «ایران قوی و تمدنساز» تبدیل کرد.
او بود که ایران را از گوشهی رینگ تحریمها بیرون کشید و به بازیگر اصلی میدان تغییر نظم جهانی تبدیل کرد. اصرار او بر دانش هستهای، توان موشکی، نفوذ منطقهای و اقتصاد مقاومتی برای واکسینه کردن ایران در برابر گرگهای جهانی بود. دشمن، جسم او را هدف گرفت چون اندیشهی او را خطرناک میدید. اندیشهای که میگفت: «هزینهی تسلیم و سازش ، از هزینهی مقاومت بیشتر است».
بنابراین، نخستین وظیفهی نخبگان و مردم آگاه این است که روایت صحیح این شهادت را فریاد بزنند. این خون، تاوان استقلالخواهی ملتی است که نخواست گاو شیرده غرب باشد.
پیکر مطهر رهبر انقلاب تشییع خواهد شد، اما آیا میتوان اندیشه او را خاموش پنداشت؟ آیا میتوان مسیری را که ایشان در بیانیه گام دوم ترسیم کردند، به پایان رسیده دانست؟ آیا میتوان مقاومت را دفن کرد؟ هرگز.
میراث آیتالله خامنهای، یک منظومهی فکری کامل است که مسیر پنجاه سال آیندهی ایران را ریلگذاری کرده است. او در زمان حیاتش، ساختارها را به گونهای طراحی کرد که قائم به شخص نباشند. امروز بزرگترین پاسداشت خون او، عدم توقف در ماتم است. او از ما ایران قوی و مستقل را میخواست؛ هر قدمی که به سمت تضعیف این مولفهها برداشته شود، حرکت در پازل قاتلان اوست. ولایتمداری حقیقی در این برهه، یعنی وفاداری به نقشهی راهی که او ترسیم کرده است. ما امروز بالغ شدهایم؛ و نشانه بلوغ یک ملت، توانایی ادامه دادن مسیر پیشرفت است.
در این پیچ تاریخی خطرناک، بار اصلی بر دوش نیروهای مومن انقلابی است. وضعیت خطیر کنونی، هوشمندی و تقوای سیاسی مضاعفی را میطلبد. وظایف این قشر را میتوان در چند محور دستهبندی کرد؛
الف) حفظ وحدت و جلوگیری از دوقطبیهای کاذب
بزرگترین امید دشمن بعد از ترور رهبری، ایجاد جنگ داخلی، هرجومرج و شکاف اجتماعی است. دشمن میخواهد ایران را سوریهسازی یا لیبیسازی کند. امروز، هر صدایی که بوی تفرقه بدهد، هر تریبونی که به اختلافات قومی، مذهبی یا سیاسی دامن بزند، گلولهای است به پیکر وحدت ملی که آن شهید سالها برایش مجاهدت کرد.
نیروهای انقلاب باید جذب حداکثری را که شعار رهبری بود، در عمل پیاده کنند. آغوش جبهه انقلاب باید به روی تمام کسانی که دل در گرو ایران دارند، باز باشد. حتی کسانی که تا دیروز منتقد بودند، امروز در برابر جنایت دشمن خارجی، همسنگر ایران هستند. نباید با زبان تند، طرد کردن و برچسب زدن، دایرهی خودیها را تنگ کرد. امروز روز همدلی ملی زیر تابوت پرچمدار عزت ایران است.
ب) جهاد تبیین و مدیریت افکار عمومی
فضای مجازی قتلگاه حقیقت است. امپراتوری دروغ دشمن تلاش خواهد کرد تا آیندهای سیاه و وحشتناک از ایران بدون آیتالله خامنهای ترسیم کند. آنها پمپاژ یأس خواهند کرد که «جمهوری اسلامی تمام شد» یا «نظام فرو میپاشد».
وظیفهی افسران جنگ نرم، تبیین این واقعیت است که ساختار جمهوری اسلامی متکی بر قانون اساسی و نهادهای ریشهدار (مجلس خبرگان، سپاه، ارتش، دولت و...) است. باید با اتکا به تجربه تاریخی، به مردم اطمینان داد که خللی در مدیریت کشور ایجاد نخواهد شد. باید منطق ولایت فقیه را تبیین کرد که چگونه مکانیزمی برای انتقال آرام قدرت و جلوگیری از هرجومرج پیشبینی کرده است.
ج) حمایت قاطع از سازوکار قانونی تعیین رهبری
بزنگاه اصلی، انتخاب رهبری جدید است. دشمن مترصد است تا فرآیند تعیین رهبر را به چالش بکشد و بحران مشروعیت ایجاد کند. نیروهای انقلاب باید با بصیرت کامل، پشت سر تصمیم قانونی مجلس خبرگان رهبری بایستند. فصلالخطاب بودن قانون و تمکین به خرد جمعی فقها، تنها راه بستن راه نفوذ شیطان است. هرکس که پرچم ولایت را به دست بگیرد، ادامهدهندهی همان مسیر است و اطاعت از او، اطاعت از دستور شهید سفرکردهی ماست. ما ولایتمداریم و پرچم هرگز بر زمین نمیماند.
سخنی با تودههای مردم و قشر خاکستری
شاید بخشی از جامعه در سالهای اخیر به دلیل فشارهای اقتصادی، گلایهمند بودند و زاویه داشتند. اما تاریخ نشان داده که ایرانیان در بزنگاههای خطر، ذات نجیب و میهندوست خود را نشان میدهند. شهادت مظلومانهی رهبر کشور به دست منفورترین دشمنان (اسرائیل و آمریکا)، ماهیت واقعی نبرد را آشکار کرد.
مردم باید بدانند که آن رهبر بزرگی که ترور شد، کسی بود که اجازه نداد چکمهپوشان داعش به ناموس ایرانی نزدیک شوند؛ کسی بود که نگذاشت ایران تجزیه شود. خون او امروز حجت را بر همه تمام کرد. امروز وقت آن است که قشر خاکستری جامعه با دیدن قساوت دشمن، به صفوف مدافعان امنیت و استقلال بپیوندند و این خونخواهی، ملی است. امنیت و تمامیت ارضی ایران، میراث اوست و حفاظت از آن، وظیفهی تکتک ایرانیان است، نه فقط بسیجیان و حزباللهیها.
عصر بلوغ ایرانیان آغاز شده است
خشم انقلابی در رگهای جوانان میجوشد و تقاضای انتقام سخت امری بدیهی و به حق است. بیتردید پاسخ سخت و پشیمانکننده نهادهای نظامی و امنیتی به جنایتکاران ادامه خواهد داشت. اما انتقام راهبردی و تمدنی، چیزی فراتر از شلیک موشکهاست.
انتقام واقعی ما از قاتلان آیتالله خامنهای، تحقق کابوس آنهاست. کابوس آنها چیست؟ ایران پیشرفته، مستقل و قوی.
هر دانشآموزی که خوب درس بخواند، هر کارگری که کالای باکیفیت تولید کند، هر مدیری که جلوی فساد بایستد و هر قلمی که بذر امید بکارد، در حال گرفتن انتقام از دشمن است. ما امروز باید فرآیند قوی شدن را به یک دستور کار ملی تبدیل کنیم. دشمن میخواست با به شهادت رساندن رهبری، مسیر ایران قوی را متوقف کند؛ پاسخ ما باید شتاب دادن به این مسیر با سوختی از جنس خون او باشد.
شهادت آیتالله خامنهای، پایان جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه آغاز مرحلهی جدیدی از حیات طیبهی انقلاب اسلامی است؛ مرحلهی تثبیت و بلوغ. خون حسین بن علی (ع) اسلام را زنده کرد؛ خون یاران امام خمینی (ره) نهال انقلاب را آبیاری کرد و امروز، خون خلف صالح او، درخت تناور نظام اسلامی را در برابر طوفانها بیمه خواهد کرد.
ایران، سرزمین ققنوسهاست. از خاکستر هر داغ، جوانهای میروید. ما غمگینیم، ما خشمگینیم، اما ناامید نیستیم. عَلَمی که خمینی برافراشت و خامنهای آن را به اوج رساند، حالا در دستان ملتی است که با خون رهبرش، پیمان تازه بسته است.
تا دیروز اگر دستور رهبری ما را به حرکت درمیآورد، از امروز غیرت حفاظت از خون رهبری ما را میخروشد. دشمن بداند؛ ایران پس از خامنهای، خطرناکتر، بیدارتر و مصممتر از گذشته به سوی قلهها حرکت خواهد کرد. راه او ادامه دارد، چون حقیقت میرا نیست.
«وَ سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مُنقَلَبٍ ینقَلبونَ»
انتهای پیام/