به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، امروز هم تاریخ ورق خورد، اما نه مانند هر روز دیگر. در طول عمرمان، خبرهای تلخ کم نشنیدهایم. سالهاست زخمهای عمیقی بر پیکر این ملت نشسته است، اما هیچیک زلزلهای به عمق امروز به پا نکرد. شهادت رهبر معظم انقلاب به دست بزرگترین جنایتکاران عالم، تنها یک خبر نبود؛ فروپاشی یک یقین روزمره بود.
صدای رفتنش، با تمام خبرهایی که پیش از این شنیده بودیم، تفاوت داشت. آن خبرها، حتی اگر به قیمت جان عزیزانمان تمام میشد، همچنان ما را به یک ستون استوار متصل نگه میداشت. اما این بار، آن ستون و آن سایهبان امن، خودش آسمانی شد اما این وداع، نه پایان یک فصل، بلکه آغاز بزرگترین آزمون ایمان و استقامت است.
انتشار خبر شهادت رهبر معظم انقلاب و فرماندهان ارشد، جوی از خشم و ارادت بیپایان را در سراسر ایران و بهویژه در استان البرز ایجاد کرد و موجی از هیاهوی مقدس را به وجود آورد. این خشم، آمیخته با عشقی ژرف به آن بزرگمرد، از ساعات اولیه بامداد، گریبانگیر مردم شد؛ گویی زمان، برای سوگواری و انتقامجویی معطلی نداشت.
از همان لحظات نخست، مردم در سراسر کشور با خداحافظی از آرامش شبانه، بهصورت خودجوش و سیلآسا به سوی خیابانها سرازیر شدند. این تجمعهای اولیه، پیامی صریح و قاطع بود که ارادت این ملت به رهبر، هرگز با فقدان فیزیکیاش خدشهدار نمیشود و خشم آنان در برابر تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی، بهشدت در سینهها جوشیده است.
این حرکت سریع و پرشور، تنها آغازی بر یک موج عظیم اعتراضی بود که نشان میداد ملت ایران، حتی در اوج داغی، دست از حمایت از نظام و مطالبه عدالت برنمیدارد. مردم امشب بار دیگر به خیابانها آمدند تا با خونخواهی خون شهیدشان، بار دیگر بر پشتیبانی قاطع خود از نظام و انقلاب تأکید کنند.
این تجمع از میادین اصلی شهر کرج آغاز شد و حضور مردم، فارغ از هرگونه مرزبندی سنی بود و شاهد همزمانی نسلها بودیم؛ از کودکان شیرخواره که در آغوش مادران، ناخودآگاه در این سوگ شریک بودند، تا سالمندان با عصا، همه آمده بودند تا برای پدری که مرجع عاطفی و سیاسی همه ملت بود، فریاد عدالتخواهی سر دهند.

اشکها، نه اشک تسلیم که اشک خونخواهی بود که بر گونهها جاری شد و فریادها این بار برای انتقامی سخت به آسمان بلند شد. جمعیت حاضر، تجلی عینی شعار «پشتیبان نظام و انقلاب» بودند. برخلاف انتظار بدخواهان، این داغ، نهتنها مردم را متفرق نکرده، بلکه آنان را متحدتر ساخته است.
در میان جمعیت، تصاویر مزین به چهره رهبر شهید و سرداران سرافراز فراوان به چشم میخورد و پرچمهای ایران در کنار پرچمهای سیاه و سرخ به نشانه عزاداری و خونخواهی و پرچمهای حزبالله به اهتزاز درآمد. امشب حضور پرشور مردم در جایجای ایران اسلامی بار دیگر نشان داد که این ملت خستگیناپذیر است و کوتاه نمیآید.
در این فضای سنگین، نور چراغهای تلفن همراه مردم، تبدیل به کاروان روشنایی در خیابانهای کرج شد و صحنههای کوبنده از ابراز حزن مردم، از جمله بر سر و صورت زدنها در اوج تأثر، گویای عمق این پیوند ناگسستنی بود. تابلویی نصب شده در یکی از خیابانها با این مضمون که «انگار قسمت رمضان، داغ علی دیدن است» این مصیبت عظیم را با بزرگترین داغ شیعیان پیوند میداد.

امشب فریادها و شعارهای مردم در این تجمع، خط قرمز ملت در برابر دشمنان را ترسیم میکرد؛ «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»، «با آل علی هر که درافتاد، ورافتاد»، «ای لشکر صاحب زمان، آمادهایم، آمادهایم» و ... آری، این خروش، یک موضعگیری ساده نبود؛ بلکه تأکیدی بر ادامه راه و تحقق اهداف عالیه بود.
هر کس به نوعی عزاداری میکرد، یکی سر بر دیواری گذاشته و آنقدر میگرید که توان حرکت ندارد و دیگری در میان جمعیت عکس رهبرش را میبوسد و میگوید که یتیم شده است. مردم امشب با فریادهایشان، اعلام کردند که آمریکا باید بهطور کامل از منطقه خارج و منطقه از وجود رژیم صهیونیستی، این غده سرطانی پاک شود.
دخترک جوانی اشک میریخت و میگفت که دیگر پدر ندارد، پسر جوان فریاد میزد که دشمن این حضور پرشور را ببیند و از غصه دق کند. خانم میانسالی بیان کرد که هر بار اتفاقی میافتاد دلمان به مولایمان خوش بود، دیگری با اشک و آه عنوان کرد که قرار بود ما فدایی رهبر باشیم اما او پیشدستی کرد.
آری، خروش شبانه مردم استان البرز، نه صرفاً واکنشی به یک فقدان که بیانیه تجدید بیعت با آرمانهای امام شهید بود. امشب، مردم با فریادهایشان، نهتنها داغ دل را تازه کردند، بلکه پیمانی خونین با شهدای این نظام و انقلاب بستند. این حضور پرشور، پاسخی قاطع بود به آنانی که تصور کردند با ترور فرماندهان و رهبر، ستونهای این ملت فرو میریزد.

هر قدمی که برداشته و هر شعاری که سر داده شد، تأکید کرد که این ملت در مکتب آموزگار مکتبش، مسئولیتپذیری تا پای جان را آموخته است. شعارها، از «آمادهایم» تا «حزبالله هم الغالبون» نشان داد که مسیر روشن است و پیروزی نهایی، تنها با اخراج کامل اَعدا و رفع غده سرطانی محقق خواهد شد.
این خروش، فریاد یتیمانی بود که پدر خویش را در سنگر خدمت از دست دادند، اما هرگز تنها نخواهند ماند. ای رهبر شهید، بدان که صدای تو، با رفتن جسمت، بلندتر شده است و این ملت، تا محو کامل ظلم، از راهی که با خون تو آغاز شد، حتی یک قدم عقب نخواهد نشست. این پایان نیست، بلکه آغاز کوبندهترین مرحله از مقاومت است.
گزارش: صدیقه صباغیان
انتهای پیام/