به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، همزمان با آغاز حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان بسیاری از نخبگان و چهرههای سیاسی جهان عرب ضمن اعلام همبستگی با دولت و ملت ایران و تقدیر از مواضع داهیانه و شجاعانه امام شهید، سید علی خامنه ای (ره)، خواستار حمایت فراگیر دولتها و ملتهای مسلمان از ایران در نبرد حق علیه باطل شدند.
در همین راستا دکتر «طارق سامی خوری» استاد علوم سیاسی و نماینده سابق سه دوره از ادوار مجلس اردن با انتشار مطلبی در صفحه شخصی «ایکس» خود ضمن تمجید از مواضع حقطلبانه ایرانیان در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی نوشت: «از کسانی که چهارده قرن یاد و خاطره کربلا را زنده نگه داشتهاند، نمیتوان انتظار داشت که از مسائلی که آنها را ادامه همان موضع میدانند، دست بکشند.
وفاداری نزد ایرانیها شعاری زودگذر نیست؛ بلکه بخشی از حافظه جمعی و هویت عقیدتی آنهاست.
فرهنگ آنها بر پایه امانتداری، پایداری، صبر طولانی و عدم پذیرش تسلیم در برابر کسی که او را متجاوز میانگارند، بنا شده است.
برای آنها عادیسازی با رژیمی که سرزمینی را اشغال و ملتی را به قتل میرساند، امری عادی قلمداد نمیشود؛ چرا که روایت تاریخیشان آنها را در جایگاه مقابله با ظلم و نه همزیستی با آن قرار میدهد.
و آنها —چه بخواهیم چه نخواهیم— به نصرت و یاری مظلوم و مستضعف و ستمدیده ایمان دارند، حتی زمانی که کسی بر موضع حق باشد به دین و مذهب او نگاه نمیکنند.
وقتی از مردم بوسنی و هرزگوین حمایت کردند، از مذهبشان نپرسیدند؛ بروید و از «علی عزت بگوویچ» سوال کنید.
وقتی از مردم غزه و جنبش حماس حمایت میکنند، از مذهبشان سوال نکردند؛ در حالی که غزه از نظر هویت و تعلق، سنی مذهب است.
در ترازوی نبرد نزد آنها، معیار ظلم و تجاوز بر هر معیار مبتنی بر اختلاف مذهبی ارجحیت دارد.
اما کسی که به دلایل نفرتانگیز طایفهای و بدون هیچ معیار ملی یا خط مشی اخلاقی از ایرانیها متنفر است، حق ندارد وقتی ایرانیان ضربهای به رژیم صهیونیستی وارد می کنند، شادمان شود.
دشمنی کورکورانه طایفهای، بیانگر یک موضع ملی نیست؛ بلکه سقوط اخلاقی عظیمی به بار میآورد.
اینکه فقط به خاطر اینکه رقیبت با اشغالگر مقابله میکند، از اشغالگری خوشحال شوی... این اوج انحطاط ارزشی است.
اگر از خودمان بپرسیم: چرا ایران و متحدانش هدف قرار میگیرند؟ دو دلیل روشن مییابیم:
.نخست: تلاش ایرانیها برای کسب عناصر قدرت که استقلال و کرامت تصمیم ملیشان را نزد ملتشان تضمین میبخشد.
دوم: قرار گرفتنشان در جبهه حمایت از آرمان فلسطین در زمانی که بسیاری از اعراب و مسلمانان آن را رها کردهاند.
بسیاری ممکن است با ایرانیها از نظر سیاسی اختلاف داشته باشند، اما نمیتوان انکار کرد که آنها صاحب یک سازمان درونی هستند که بر پایه انضباط سازمانی، همبستگی حول مراجع و آمادگی برای فداکاری —وقتی مبارزه را مبارزهای وجودی قلمداد کنند— استوار است.
حضورشان در میادین نبرد و شهادت برخی از رهبرانشان در جبهههای مختلف، بخشی از درک ایرانیها از وظیفه و مسئولیت را نشان میدهد، نه معاملهای برای کسب منفعت.
لبیک ای کسانی که با صهیونیستها و کسانی که یاریگر آنها هستند میجنگید
لبیک ای کسانی که از عادیسازی با صهیونیستها سر باز میزنید
لبیک ای کسانی که بر سرخاک و شرافت خود مصالحه نمیکنید
لبیک ای کسانی که مقاومت در برابر تجاوز را وظیفه خود میدانید و نه یک انتخاب،
لبیک باموضعی که فلسطین را فراتر از محاسبات تنگ نظرانه قرار میدهد.»
انتهای پیام/