به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از سیجیتیان، حمله نظامی گستاخانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خاورمیانه را در دود فرو برده و پایههای صلح جهانی را متزلزل کرده است. این اقدام نظامی که بدون مجوز سازمان ملل متحد و در پوشش یک روند دیپلماتیک انجام شد، ضربهای سنگین وارد کرده و نه تنها جان انسانها را گرفته و خانهها را ویران کرده، بلکه آزمونی دشوار برای قوانین و اصول اخلاقی است که جامعه بینالمللی طی دههها بر آن تأکید داشته است. در این شرایط دشوار، برای جانهای بیگناه از دسترفته عمیقاً سوگواریم و بر این باوریم که باید با نهایت عقلانیت و صداقت در مسیر یافتن راهی برای صلح تلاش کرد.
ماهیت شنیع این حمله، بیش از هر چیز در بیعدالتی شدید و غیرقانونی بودن روشهای آن نهفته است. استفاده از مذاکرات دیپلماتیک به عنوان بهانهای برای حمله نظامی و انجام به اصطلاح «پاکسازی هدفمند» بلندپایهترین رهبر یک کشور مستقل، دیگر یک درگیری ساده نیست، بلکه یک اقدام آشکار تروریسم دولتی محسوب میشود. بالیس آدبنلی، استاد دانشگاه دوملوپنال در ترکیه، در مصاحبهای با بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین خاطرنشان کرد که این اقدام خیانت آشکار به قوانین بینالمللی و هنجارهای روابط بینالملل، کنار گذاشتن کامل رویه بینالمللی حل اختلافات از طریق دیپلماسی است و میتواند به مجموعهای از واکنشهای زنجیرهای غیرقابل کنترل و فاجعهبار منجر شود. برخی تحلیلگران اظهار داشتند که وقتی قانون جنگل جایگزین حاکمیت قوانین بینالمللی شود، هر کشوری میتواند قربانی بعدی باشد و پایههای صلح که پس از جنگ جهانی دوم به سختی به دست آمده بود، در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
مستقیمترین و تلخترین پیامدهای جنگ، بر دوش بیگناهترین انسانهاست. حمله به یک مدرسه ابتدایی در ایران منجر به قتل 165 نفر شد که اکثریت قریب به اتفاق آنها کودک بودند - فاجعهای که تمام جهان را اندوهگین میکند. سؤال تکاندهندهای که شاکر احمد راما دانشمند پاکستانی مطرح کرده، همچنان در ذهنها طنینانداز است: کدام قانون یا ارزش اخلاقی در جهان اجازه میدهد کودکان بیگناه هدف قرار گیرند؟
اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل تاکنون تلفات غیرنظامی بیشماری را به بار آورده و اثرات آن به چندین کشور خلیج فارس نیز رسیده است. انفجارها در بحرین، قطر، اردن و سایر کشورهای منطقه، همگی ثمرات تلخ یکجانبهگرایی سلطهجویانه هستند. تأثیر درگیری بر اقتصاد جهانی نیز عمیق است. بسته شدن تنگه هرمز باعث افزایش قیمت بینالمللی نفت و اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی شده و چالشی جدی را برای احیای اقتصادی شکننده جهانی ایجاد کرده است.
در سوی دیگر احساسات و اخلاق، واقعیتی تلخ نهفته است که باید با آن روبرو شویم. تاریخ بارها هشدار داده است که خشونت، هر قدر هم که توجیه شود، چرخهای از خشونت تازه بهجا میگذارد و نه تنها صلح پایدار ایجاد نمیکند، بلکه زخمها و نفرتهای جدیدی بر جای میگذارد. از عراق تا سوریه، ویرانهها و آوارگان، گواهان خاموش ناتوانی زور در ایجاد صلح واقعی هستند.
پسلرزههای درگیری فعلی به سرعت جهان را فرا گرفته است. ایمنی کشتیرانی در تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی بسیار مهم است. هرگونه بیثباتی به نوسانات شدید در بازار نفت و آسیب جدی به زنجیرههای تأمین جهانی منجر خواهد شد که در نهایت هر خانواده و کسبوکار عادی آن را متحمل میشود. در زمانی که اقتصادهای جهانی هنوز در تلاش برای بهبودی از چالشهای گذشته هستند، صلح و ثبات بدون شک گرانبهاترین کالاهای عمومی هستند.
در این برهه حساس، شاهد عملیات مستمر جامعه بینالمللی بودهایم. از اتحادیه عرب گرفته تا قدرتهای منطقهای متعدد، از آسیا تا آفریقا، درخواستها برای آتشبس فوری و حل اختلافات از طریق گفتگو به طور فزایندهای روشن و قاطع شده است. این همصدایی پیام روشنی ارسال میکند: آرزوی صلح گستردهترین اجماع انسانی است. چین همواره از این اجماع حمایت کرده و بهصراحت از همه طرفهای درگیر خواسته است فوراً عملیات نظامی را متوقف کنند تا از گسترش و تشدید بیشتر بحران جلوگیری شود و تأکید کرده است که تنها مسیر درست، حلوفصل مسائل از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک است.
صرف نظر از پیچیدگی اختلافات، تنها با پایبندی مشترک به این قوانین و بازگشت صادقانه به میز مذاکره، میتوان امنیت مشترک و منافع بلندمدت همه کشورها را به طور واقعی تضمین کرد.
صلح، مانند اکسیژنی که هر روز تنفس میکنیم، وقتی آن را داریم، بدیهی تلقی میشود، اما ارزش واقعی آن تنها زمانی درک میشود که آن را از دست میدهیم. جنگ امروز سرزمینهای دوردست را درگیر کرده و بر احساس و زندگی همه انسانها اثر گذاشته است. برای هر جان از دسترفته سوگواریم و با هر قربانی بیگناهی که تحت تأثیر این درگیری قرار گرفته است، ابراز همدردی میکنیم. در عین حال، باید با شجاعت بر ضرورت خرد، خویشتنداری و گفتوگو تأکید کنیم.
توقف جنگ اولین قدم به سوی صلح و مذاکرات دیپلماتیک تنها راه مؤثر برای حل اختلافات به حساب میآید. این نه تنها برای پایان دادن به رنجی است که اکنون با آن روبهرو هستیم، بلکه برای حفظ آینده نسلهای بعد نیز اهمیت دارد.
انتهای پیام/