به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان، وقت افطار و زمانی که هوا کمکم تاریک میشد خیابانهای منتهی به معراج شهدای میدان سعدی، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. از ساعاتی پس از اذان مغرب، مسیرهای منتهی به این مکان مقدس مملو از جمعیتی شد که آرام آرام و با پای پیاده خود را به مقصد میرساندند. امشب اما با همه شبهای گذشته فرق میکرد. نهمین شب از شهادت قائد شهید انقلاب بود و نخستین روز از زعامت رهبر جدید.
اگرچه هجدهمین شب از ماه اسفند، در ظاهر کمی هوا سرد بود، اما گرمای نفسهایی که با ذکر یا حسین(ع) بلند میشد، هر سرمایی را میسوزاند.
معراج شهدا که همیشه یادآور عروج عاشقان است، دیشب خود میعادگاه عاشقان دیگری شده بود؛ عاشقانی که در نهمین شب متوالی، یک روز در میان غم و حماسه را با هم تجربه میکردند. اما دیشب با شبهای دیگر فرق داشت، از یک سو هنوز زخم شهادت رهبر شهیدشان تازه بود و از سوی دیگر، خبر انتخاب رهبر جدید، شوری وصفناپذیر در دلها ایجاد کرده بود.
وارد بلوار سعدی و اطراف معراج شهدا که میشوی، دیگر خودت نیستی. جمعیت آنچنان متراکم است که هیچ نقطه خالی نمیبینی. پیرمردهایی با عصای چوبین خود را به سختی به جلو میکشند، زنانی با چادرهای مشکی کودکان خردسالشان را در آغوش دارند، نوجوانانی با سربندهای یا زهرا(س) و جوانانی که پرچمهای سه رنگ ایران را بر دوش میکشند. تمثال مبارک امامین انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و امام خامنهای شهید، بر فراز سرها موج میزند و در کنار آن، تصاویری از رهبر جدید انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، خودنمایی میکند.
رضا مرتضایی، یکی از حاضران در این تجمع، با چشمانی اشکآلود اما لبخندی بر لب میگوید: ما روزهاست که برای این لحظه غرورآفرین خودمان را آماده کردهایم. نهمین شب است که به خیابان میآییم. شبهای اول فقط گریه بود و اندوه، اما امشب اشکهای ما با شوق بیعت با رهبر جدیدمان آمیخته شده است.
در میان جمعیت، گروههای سینهزنی تشکیل شده است. نوای «یا حسین(ع)» و «یا مهدی(عج)» در فضا میپیچد. اما ناگهان از گوشهای از جمعیت، شعار جدیدی بلند میشود: «دست خدا عیان شد؛ خامنهای جوان شد». این شعار همچون موجی خوشآهنگ در میان جمعیت میپیچد و از زبانی به زبان دیگر منتقل میشود. جوانها با شور بیشتری تکرار میکنند و بزرگترها با چشمانی اشکآلود، دستهایشان را به نشانه تأیید بالا میبرند .
علیاکبر شاهحسینی، رزمنده دوران دفاع مقدس، با افتخار در میان جمعیت ایستاده است. پرچم ایران را در دست گرفته و به تمثال رهبر جدید خیره شده است. رو به من میکند و میگوید: جبهه همان جبهه است. آن روز اسلحه در دست مان بود و امروز که چشم جهانیان به این بیعت تاریخی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دوخته شده، در دستان مان پرچم سه رنگ ایران اسلامی وجود دارد. راه ما همان راه است.
شعار «مرگ بر آمریکا» مانند رعدی در فضا طنینانداز میشود. مشتها گره میخورد و فریادهای رسا از اعماق وجود برمیخیزد. این شعار که نماد استکبارستیزی ملت ایران است، امشب معنایی دیگر دارد؛ پاسخی است به جنایت ددمنشانهای که رهبر شهیدشان را از آنان گرفت. «مرگ بر اسرائیل» نیز در ادامه این خروش انقلابی، دهانها را پر میکند. رژیم غاصبی که دستهایش به خون رهبر محبوب آلوده است، امشب از پشت همین شعارها طنین پاسخ ملت ایران را میشنود.
مرتضی امامیان، یکی دیگر از حاضران، با قاطعیت میگوید: وقتی فرمانده سنتکام به مردم ایران هشدار داد که به خیابانها نیایند، مردم ما اتفاقاً بیش از روزهای قبل در میدان حاضر شدند تا نشان دهند که برای این حرفها ارزشی قائل نیستند. این اجتماعات تکلیف جنگ را هم یکسره کرد و دشمنان دریافتند که این ملت تسلیمشدنی نیست.
در گوشهای از معراج شهدا، زنی با چادر نماز مشکی ایستاده و دو کودک خردسالش را در آغوش گرفته است. زهره صبوری با چشمانی اشکآلود اما مصمم میگوید: فرصت تاریخی بیعت با سومین رهبر انقلاب اسلامی را از دست نخواهیم داد. امروز در میدان هستیم تا بگوییم آنچه دشمنان میگویند یاوهگویی است و واقعیت امروز ایران اسلامی همین است که میبینید. دشمنان دریافتهاند که به هیچ کدام از اهداف شان در ایران اسلامی نخواهند رسید.
پسر نوجوان این زن که یک دهههشتادی است، با شوق خاصی در میان جمعیت شعار میدهد. از او میپرسم معنای این حضور را میفهمد؟ با لبخندی بر لب میگوید: نسل جوان امروز در میدان است تا بگوید که پشتیبان ولایت فقیه و رهبر جدید انقلاب اسلامی خواهد ماند. ما به کشورمان فکر میکنیم و آینده کشورمان برایمان اهمیت دارد.
ساعت از 22 گذشته است اما جمعیت نه تنها کم نشده، که بر شور و هیجانش افزوده میشود. موکبهای مردمی در اطراف معراج شهدا برپاست و چای و خرما بین عزاداران توزیع میکنند. بوی عود و اسپند فضای معراج را پر کرده است. گروهی از جوانان کفن پوش به شکل نمادین در میان جمعیت ظاهر میشوند و آمادگی خود را برای شهادت در راه ولایت اعلام میکنند .
حجتالاسلام حمید ایثاری، کارشناس مسائل دینی، که در این مراسم حضور دارد، با تحسین عملکرد مجلس خبرگان میگوید: خبرگان رهبری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای را برای رهبری انقلاب اسلامی برگزیدند تا ادامهدهنده راه پدر بزرگوارشان باشند. این نشان میدهد که دشمنان با این همه تهدید و هزینه، به هیچ دستاوردی در ایران اسلامی دست نیافتند و امروز نیز این موج خروشان ملت بزرگوار ایران آن تهمانده امید دشمنان را برای براندازی نظام اسلامی ایران صفر کرد.
شعارهای «ای رهبر آزاده آمادهایم آماده» و «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» یکی پس از دیگری در فضا طنین میاندازد. جمعیت با شور و حالی وصفناپذیر این شعارها را تکرار میکنند. مردی میانسال که خود را با زحمت به جمعیت رسانده، میگوید: من در دوران دفاع مقدس جبهه بودم. فکر نمیکردم دوباره این حال و هوا را تجربه کنم. امشب معراج شهدا تبدیل به کربلایی شده که همه آمدهاند با امام خود بیعت کنند.
در میان جمعیت، دختران نوجوانی دیده میشوند که تصاویر امام سید مجتبی حسینی خامنهای را بر سینه زدهاند و با شور خاصی شعار «دست خدا بر سر ماست، خامنهای رهبر ماست» را تکرار میکنند. یکی از آنها با هیجان به من میگوید: ما نسل سوم انقلابیم. امام خمینی(ره) را ندیدیم، امام خامنهای شهید را درک کردیم و حالا با رهبر جدیدمان بیعت میکنیم. این تداوم انقلاب است.
حسین شهابی که از تهران به سمنان آمده بود، حالا خود را به این اجتماع رسانده است. او در گفتوگویی کوتاه میگوید: این حضور مردم در صحنهها علیرغم همه تهدیدات دشمنان گواهی میدهد که باطل به زودی از میان خواهد رفت. ما درست است که یتیم شدیم و یکبار دیگر پدرمان را از دست دادیم، اما انگیزهمان را خیر و این اتفاقاً ما را به راهی که میرویم استوارتر خواهد کرد.
دیشب معراج شهدای سمنان شاهد صحنهای بود که تا سالها در تاریخ این دیار ثبت خواهد ماند. صحنهای از پیوند عمیق امت با امامت، در نهمین شب سوگ رهبر شهید و نخستین روز زعامت رهبر جدید انقلاب اسلامی.
حالا ساعت حوالی 23 شب است. جمعیت آرام آرام پراکنده میشود اما شور و حال امشب در دلها باقی میماند. گویی مردم سمنان با حضور خود یک پیام را فریاد زدند: راه ما همان راه است، هدف ما همان هدف، و دشمن ما همان دشمن. و اینگونه است که انقلاب اسلامی زنده میماند.
انتهای پیام/363/