خبرگزاری تسنیم ـ محمدقطبی*؛ یکی از مسائل مهم در اندیشه سیاسی اسلامی، تبیین وضعیت جامعه در شرایطی است که جامعه اسلامی با فقدان رهبر مواجه میشود. پرسش اساسی این است که آیا در چنین شرایطی مسئولیت هدایت اجتماعی و اقامه دین تعطیل میشود، یا آنکه در منطق دینی سازوکاری برای استمرار این هدایت وجود دارد. نظریه «امت بهمثابه رهبر» تلاشی برای پاسخ به این مسئله است و بر این مبنا استوار است که در شرایط فقدان رهبر، اراده جمعی امت میتواند نقش راهبری ارزشی جامعه را ایفا کند.
یکی از مبانی استدلالی این نظریه، استفاده قاعدهای از آیه 106 سوره بقره است: «ما ننسخ من آیة أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها». اگرچه این آیه در معنای مستقیم خود درباره سنت نسخ در تشریع است؛ اما از آن میتوان یک قاعده عام استنباط کرد و آن اینکه در نظام هدایت الهی، خلأ پایدار وجود ندارد؛ هرگاه شکلی از هدایت برداشته شود، شکل دیگری جایگزین آن میشود. بر اساس این منطق، اگر رهبری بهعنوان یکی از ابزارهای هدایت اجتماعی به هر دلیل موقتاً در دسترس نباشد، هدایت جامعه از مسیر دیگری استمرار مییابد و آن مسیر میتواند اراده جمعی امت باشد. در اینجا استناد به آیه به معنای تفسیر مستقیم آن نیست؛ بلکه نوعی بهرهگیری قاعدهساز و کارکردی از منطق آن است.
این نظریه همچنین بر یک مبنای کلامی مهم در اندیشه اسلامی تکیه دارد و آن مسئولیت جمعی امت در اقامه دین است. در متون اسلامی، امت صرفاً مجموعهای از افراد تلقی نمیشود؛ بلکه یک فاعل اجتماعی مکلف است. مفاهیمی مانند امر به معروف و نهی از منکر یا تعبیر «خیر امت» نشان میدهد که جامعه مؤمن مسئولیت دارد در جهت تحقق خیر و ارزشهای دینی در جامعه تلاش کند. بر این اساس، اقامه دین صرفاً وظیفه حاکم یا رهبر نیست، بلکه مسئولیتی است که بر عهده کل جامعه قرار دارد. بنابراین فقدان رهبر نمیتواند موجب تعطیل این تکلیف شود.
در این چارچوب، رهبری بهعنوان مجموعهای از کارویژهها فهم میشود؛ از جمله جهتدهی ارزشی به جامعه، ایجاد انسجام اجتماعی و مطالبه تحقق ارزشهای دینی. در شرایط عادی، این کارویژهها در شخص رهبر متمرکز است، اما در شرایط فقدان رهبر، این کارکردها به سطح جمعی منتقل میشود. در چنین وضعیتی، مرجع هدایت از اراده متمرکز فردی به اراده توزیعشده اجتماعی تغییر میکند.
اراده امت در این نظریه به معنای صرف جمع آراء فردی نیست، بلکه مقصود از آن خواست غالب و آگاهانه جامعه در جهت حفظ و تحقق ارزشهای دینی است. این اراده میتواند از طریق مشارکت اجتماعی، حضور عمومی در عرصههای اجتماعی، مطالبهگری از نهادهای مسئول و دفاع از اصول دینی در جامعه بروز پیدا کند. در این معنا، امت نقش «راهبری ارزشی» جامعه را ایفا میکند، نه آنکه الزاماً جایگزین ساختارهای اجرایی حکومت شود.
بر این اساس، نظریه امت بهمثابه رهبر را میتوان تلاشی برای تبیین استمرار هدایت اجتماعی در منطق اسلامی دانست. این نظریه بر آن تأکید میکند که در نظام فکری اسلام، مسئولیت جامعه در قبال اقامه دین و پاسداری از ارزشها هیچگاه تعطیل نمیشود و حتی در شرایط فقدان رهبر نیز امت میتواند با تکیه بر اراده جمعی و مسئولیت دینی خود، نقش راهبری ارزشی جامعه را بر عهده گیرد.
*مدیر عامل مرکز نوآوری و رشد اشراق دفتر تبلیغات اسلامی
انتهای پیام/