به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان، تنها ساعاتی پس از حمله کورکورانه دشمن به چند نقطه از شهر سمنان، مردم این دیار با حضور حماسی در معراج شهدا، خشم و انزجار خود را از این جنایت ناجوانمردانه فریاد زدند.
هنوز صدای انفجارهای ظهر امروز در گوش شهر میچرخید که معراج شهدای بلوار سعدی از همان ساعات اولیه عصر میزبان موجی از جمعیت شد.
مردمی که ساعاتی پیش در معرض تجاوز کورکورانه دشمن آمریکایی صهیونی قرار گرفتند، حالا با چشمانی که از خشم و غیرت میدرخشید، خود را به این مکان مقدس میرساندند تا یک پیام روشن به دشمن بدهند: ما هستیم.
زنان با چادرهای مشکی و کودکان در آغوش، نوجوانانی که پرچمهای سه رنگ ایران را بر دوش کشیده بودند، همه با یک درد مشترک و یک خشم مقدس به سوی معراج شهدا آمدند. آنها میخواستند در جوار شهدایی که روزی جان خود را برای این خاک فدا کردند، بگویند که دشمن با این حملات کورکورانه نمیتواند اراده آنان را سست کند.
معراج شهدا که همواره نماد ایستادگی و مقاومت بوده است، امروز حال و هوای دیگری داشت. پرچمهای ایران بر فراز سرها موج میزد و تصاویر امامین انقلاب، در میان مشتهای گرهکرده، خودنمایی میکرد. دقایقی از آغاز تجمع نگذشته بود که شعار «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل» چنان در فضا طنینانداز شد که گویی تمام شهر آن را یکصدا فریاد میزدند.
یکی از حاضران که ساعاتی پیش صدای انفجار را از نزدیک شنیده بود، در گفتوگو با خبرنگار ما گفت: وقتی صدای انفجار را شنیدم، اول نگران بچهها شدم. اما وقتی دیدم همسایهها دارند بیرون میآیند و به سمت معراج شهدا میروند، فهمیدم باید بیایم اینجا. اینجا جای ماست. باید به دشمن بگوییم که با این کارها نه تنها ما را نمیترسانند، بلکه ما را مصممتر میکنند.
در میان جمعیت، زن جوانی با چادر مشکی و دو کودک خردسالش دیده میشد. از او پرسیدم چرا کودکان را به این جمعیت آوردهای؟ نگاه پر از خشم و غیرتش با نگاه مادرانهاش درآمیخت و گفت: میخواهم بچههایم از همین حالا یاد بگیرند که در برابر زورگویان باید ایستاد. میخواهم بدانند که این شهدا برای همین خاک جان دادند و ما باید راهشان را ادامه دهیم.
ساعت از 2 و 30 دقیقه عصر گذشت و جمعیت همچنان به معراج شهدا سرازیر میشد. شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» یکی پس از دیگری فضا را پر میکرد. مردم با شور و حالی وصفناپذیر این شعارها را تکرار میکردند و مشتهای گرهکرده را به نشانه خشم به سوی آسمان میبردند.
پیرمردی جانباز پرچم ایران را در دست داشت. جلو رفتم و گفتم پدرجان، چه حسی داری؟ نگاهی به جمعیت انداخت و با صدایی استوار گفت: امروز هم اگر لازم باشد، مانند دفاع مقدس، جانم را میدهم. این دشمنان فکر میکنند با زدن چند سوله خالی میتوانند ما را بترسانند؟ کور خواندهاند. ما همان مردمیم که 8 سال جنگیدیم و امروز هم میجنگیم.
در میان جمعیت، گروههای دانشجویی با پلاکاردهایی که روی آن نوشته شده بود «ما ایستادهایم» و «خون شهیدان ما را بیدار کرد» حضور داشتند. یکی از این دانشجویان با چشمانی که از غیرت میدرخشید، گفت: ما نسل جوان، به این دشمنان میگوییم که هرگز به اهداف شوم خود نخواهید رسید. ما از مکتب شهدا درس ایستادگی گرفتهایم و تا آخر پای انقلاب میایستیم.
ساعت از 3 عصر گذشت و جمعیت همچنان پابرجا بود. شعارهای ضداستکباری یکی پس از دیگری فضا را پر میکرد و گویی هر بار با شدت بیشتری از حلقوم هزاران نفر بیرون میآمد.
زن میانسالی با چادر نماز مشکی، گوشهای ایستاده بود. از او پرسیدم نگران نیستی؟ با خونسردی کامل گفت: «نگران چی؟ ما از هیچ چیز نمیترسیم. خدا با ماست و رهبرمان با ماست.»
او افزود: دشمنان بدانند که هر چه بیشتر حمله کنند، ما بیشتر در صحنه حاضر میشویم. این جمعیت را ببینید. این یعنی ما تا آخر ایستادهایم.
امروز معراج شهدای سمنان شاهد صحنهای بود که تا سالها در تاریخ این دیار ثبت خواهد ماند. صحنهای از پیوند عمیق مردم با شهدا و آرمانهای انقلاب، درست ساعاتی پس از حمله کورکورانه دشمن. مردمی که با حضور خود یک پیام را فریاد زدند: ما از شهادت نمیترسیم، ما از دشمن هراسی نداریم، ما تا آخر ایستادهایم و با هر حمله دشمن، مصممتر از گذشته پای ولایت خواهیم ماند.

انتهای پیام/363/