میز سیاست و جامعه مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم/
اگر روزی تاریخنگاران بخواهند درباره جنگ پیچیده و چندلایه دو جنگ اخیر یعنی جنگ 12 روزه و جنگ رمضان بنویسند، قطعاً نقطهچینهای وقایع را فقط پرتاب موشکها، پدافندهای شبانه و آژیرهای خطر به هم وصل نخواهند کرد. تصویر واقعی این جنگ، تنها در آسمانها و اتاقهای عملیات تکمیل نمیشود؛ جغرافیای اصلی نبرد، کف خیابانهای ایران بود. رژیم تروریستی آمریکا و رژیم صهیونی با محاسبهای از پایه غلط به میدان آمده بودند. پیشفرض استراتژیستهای اتاق جنگشان این بود که فشارهای بیسابقه اقتصادی و روانی در سالهای گذشته، جامعه ایران را به یک انبار باروت خسته و مستعد فروپاشی تبدیل کرده است. قرار بود با اولین شلیکها و جابهجاییهای نظامی، موجی از وحشت، انفعال، قحطی ساختگی و در نهایت شورشهای کور علیه حاکمیت خیابانها را در بر بگیرد. اما آنچه در این روزها رخ داده، یکی از حیرتانگیزترین شگفتیهای جامعهشناختی و امنیتی در تاریخ معاصر ایران است؛ شگفتیای که کانون شکلگیری آن نه احزاب سیاسی بودند و نه بخشنامههای اداری، بلکه شبکهای زنده، ریشهدار و کاملا مردمی به نام نهاد هیئت بود.
حماسه حضور مردم غیرتمند در این روزها و شبهای ملتهب، یک تفاوت بنیادین با راهپیماییهای پیش از این داشت؛ اینبار مردم فقط برای یک حضور چندساعته و گرفتن عکس یادگاری به خیابان نیامده بودند؛ آنها آمده بودند تا بمانند. خیابان، سنگر اصلی دفاع از نظام و خط مقدم ایستادگی برای حفظ شجره طیبه جمهوری اسلامی ایران بود و در قلب این هندسه جدید مقاومت شهری، این مداحان بودند که با بیرون آمدن از دیوارهای حسینیهها، خیابان را به یک سنگر وسیع دفاع ملی تبدیل کردند.
مداحان؛ فرماندهان قلبها در میانه موشکها
در شرایط جنگی و به خصوص پس از شهادت حضرت آیتالله خامنهای و شماری از چهرهها و مردمان این مرزوبوم، جامعه نیاز به یک لنگرگاه عاطفی و شناختی داشت؛ رسانههای رسمی اگرچه تمام تلاش خود را به کار بستهاند، اما در نهایت بیشتر تلاششان به انعکاس حضور مردم معطوف است تا جهت دهی به آن. در کوران اضطراب و رنج و سوگ جنگ، انسانها پیش از آنکه با عقل محاسبهگر خود تصمیم بگیرند، نیازمند پناهگاهی برای تسلای روان هستند و اینجاست که نقش ویژه مداح آغاز میشود.
معادلات دشمن را چه چیزی برهم زد؟ قطعا همین وانتبارهای مجهز به سیستمهای صوتی هیئتی، موکبهای برپا شده در میادین اصلی شهر و حلقههای سینه زنی که با سرعت در تقاطعها شکل میگیرد، یکی از این مولفههست. هم مداحان شاخص و هم مداحان محلی در این جنگ، نقش افسران ارشد عملیات روانی جبهه مقاومت را دارند. آنها پشت تریبونها قرار گرفتند تا اضطراب و دلهره طبیعی جامعه را از طریق گره زدن به مفاهیم عمیق عاشورایی، به یک صلابت توأم با سکینه و یک خشم مقدس علیه متجاوز تبدیل کنند.
این هم از برکات جمهوری اسلامی است که مداح امروز روضه را به وسط میدان نبرد کشانده است و قطرات اشک را به سلاح مبارزه تبدیل کرده است؛ او روایتگر صحنه نبرد است و تاریخ را با امروز پیوند میزند. او در لابهلای دمها و نوحهها، تهدید عریان امنیتی را برای مردم کف خیابان معنا و همراه با مخاطبی که تا صبح با شوق ایستادگی شهر را بیدار نگاه داشته، فریاد میزند که امروز هر قدمی که روی این آسفالت برداشته میشود، امتداد گامهایی است که در خیمهگاه سیدالشهدا (ع) برداشته میشد.
دشمن سعی دارد با ایجاد شوک امنیتی، انسان ایرانی را به سوژهای منزوی، منفعل و هراسان تبدیل کند؛ اما مداح با دسترسی مستقیم به ناخودآگاه جمعی و بهرهگیری از هویت و حافظه تاریخی مشترک شیعه، به لحظات پرالتهاب، «معنا» میبخشد. و در همین سازوکار، انسانی که میتوانست تنها یک شهروند عادی مضطرب باشد، ناگهان خود را کنشگری فعال در امتداد یک خط سیر مقدس تاریخی مییابد.
مداحان امروز از بسیاری تحلیلگران اجتماعی که هنوز در تلاشند پیوند میان اسلام و ایران را نظریهپردازی کنند، جلوترند؛ چرا که تمام مرزهای این دو را تنها با قطعاتی از شعر به بهترین شکل برداشتهاند و یگانگی آنها را به زیباترین بیان سرودهاند و برجان مردم نشاندهاند. آنها هستند که نشان دادند در گفتمان انقلاب اسلامی، ایستادن پای ایران و جمهوری اسلامی، دقیقاً در امتداد لبیک به «هل من ناصر» قرار دارد.
مهندسی معکوس ترومای جمعی به خشم مقدس
یکی از اتفاقات زیبای این روزها این است که نهاد هیئت کارکردهای واقعی و اجتماعی خود را بیش از پیش به رخ میکشد. اگر تا دیروز نیاز به مقالات و پژوهشهای علمی بود تا ابعاد این موضوع روشن شود، اکنون در کوچهها و خیابانها این کارکردها پیش چشم همگان زنده هستند و خود را نشان میدهند. هیئت، نشان داد که فقط یک مکان نیست، بلکه به معنای واقعی یک نهاد اجتماعی است که میتواند به تنهایی تمام کشور را به نظم خود درآورد و به جامعه انسجام دهد.
نهاد هیئت ترکیبی استثنایی از سه عنصر حیاتی در زمانه بحران است؛
نخست، تولید بالاترین سطح از سرمایه اجتماعی مبتنی بر اعتماد
دوم، سازماندهی مویرگی غیرمتمرکز بینیاز از بروکراسی کند اداری
و سوم، ظرفیت شگرف معنابخشی به سوگ
در روزهایی که ساختارها و نهادهای رسمی زیر فشار ترکیبی و آماج دشمن دون هستند، هیئت به عنوان یک ارگانیسم زنده اجتماعی وارد عمل شده و به عنوان یک ضربهگیر قدرتمند عمل میکند. به برکت همین نهاد است که جامعه ایران سادهتر از هر جامعه دیگری اضطراب و تروماهای جمعی را در ساختار عاطفی خود هضم کرده و سپس آن را در قالب تابآوری ملی و مقاومت شبکهای به جامعه بازمیگرداند.
بچههیئتیها با هدایت فکری و معنوی مداحان و وعاظ، بلافاصله در مناطق مختلف شهری شبکههای مراقبتی تشکیل دادند؛ با چنان سرعتی که حتی شاید همگام پیچیدهترین نهادهای امنیتی باشد. موکبها حالا در میانه میدان، پناهگاهی برای مردمی هستند که تمام قد، عشق به وطنشان را فریاد میزنند. الحق که چای هیئت در این شبهای خنک پراضطراب در کنار صدای جنگندهها و بمبافکنهایی که خشمگین از ناتوانی خویشند و به استیصال رسیدهاند، چه کیفی دارد!
در همه جای دنیا مردم با شنیدن صداهای انفجار سراسیمه و بی هدف و هراسان تنها به دنبال راهی برای فرار هستند؛ اما مردم ایران حالا جماعت یکپارچهای هستند که از شنیدن صدای «حیدر حیدر» مداحان جان میگیرند و سینه در برابر موشک سپر میکنند. آنها نه تنها فرار نمیکنند که شجاعتر میشوند و حتی با گرفتن عکس و فیلم یادگاری با ستونهای دود، استیصال دشمن را به سخره میگیرند؛ آنها در همان نقطهای که بودهاند، میایستند و با فریادهای حماسی، آسمان شهر را تسخیر میکنند. این قدرت آیین مذهبی است که به ابزاری سخت و کوبنده برای حفظ اقتدار جمهوری اسلامی در برابر چشمان بهتزده رسانههای غربی تبدیل میشود و حالا به یکی از نیروهای اصلی نگاهبان کشور تبدیل شده است.
دشمن با تهدیدها و حملات مستقیم خود به قلب مردم، امید دارد تا حامیان نظام از ترس جان، خانهنشین شوند. اما مداحانی که ادبیات و حافظه تاریخی مردم را میشناسند، با اجرای نوحههای حماسی تبیینی، کاری میکنند که خیابان تبدیل به خطبهخوانی جمعی زینبی (س) شود. در این اسفند سرنوشتساز، شعر هیئت، شعری زنده است که همه مردمی را که به بقای ایران میاندیشند با هر سلیقه، عقیده و باوری به نظام متصل میکند و با خیل مدافعان همسو میسازد.
معماری مقاومت شهری با نهاد هیئت
حماسه باشکوه مردم در این روزها مدیون پیوندی است که میان شعور سیاسی و شور حسینی در خیابان ایجاد میشود. این یک واقعیت است که هیچ اجتماعی نمیتواند برای هفتهها فقط با تزریق هیجان در خیابان بماند؛ پس آنچه میبینیم، بسیار فراتر از یک ابراز احساسات و واکنش غریزی جمعی در بحران است؛ مداحان جریانساز، با ایستادن در قلب جمعیت و زنده نگاه داشتن دل شهر، جنگ شناختی را بیاعتبار کردهاند. آنها در لابهلای نوای حماسی، تصویر واقعی و بیروتوش از عواقب ناامنی را برای مردم به تصویر میکشند؛ از بلایی که بر سر سوریه، لیبی و عراق آمد، تا پروژه ایران ویران. همین روایتگری مداحان است که ماهیت خیابان را به سنگر پدافند ملی تغییر داده است. مردمی که میفهمند در یک جنگ تمدنی برای حفظ بقای مستقلترین حاکمیت تاریخ ایران ایستادهاند، با ایستادن در میدان، به جای آن که خود خسته شوند و کم بیاورند، جنگافروزان را خسته و ناتوان کردهاند.
به لطف نوای مداحان است که اکنون، صدای قدمهای مردم و دستهای گرهخوردهشان، خود به رسانهای تبدیل شده که روایت ترور و هراس را باطل میکند. مداحان بهعنوان راویان این رسانه میدانی، با یک هنرمندی بینظیر، قدرت واقعی جمهوری اسلامی را از کنج خانهها به میانه شهر کشانده و سازماندهی کردهاند. حالا دیگر همه فهمیدهاند که دفاع از حریم امنیت ملی ایران تنها یک وظیفه حاکمیتی، پلیسی یا نظامی نیست؛ بلکه جهادی همگانی است که خیمه اصلی آن در قلب تپنده تشیع یعنی همان نهاد با برکت هیئت است.
حماسه مردمی دفاع خیابانی دو پیام اساسی دارد؛ نخست به دشمن، که میفهمد مختصات جامعه ایران را با مدلسازیهای غربی نمیتوان تحلیل کرد. ملتی که فرمول اتصال قلبهایش به ساحت عاشورا همچنان زنده است، حتی اگر شکمهایش از تحریم ستمگرانه گرسنه بماند، برای دادن خون، سنگرهای مقاومت را پرتر خواهد کرد.
و پیام دوم برای تصمیمسازان داخل است؛ این سرمایه اجتماعی عظیمی که مداحان با نوای اهلبیت (ع) و در سایه ایمان، اینگونه معجزهآسا به میدان میآورند و سینه خیابان را سپر بلای کشور میکنند، نیازمند مراقبت و خدمت است. حضور عاقلانه و خالصانه علاقهمندان به نظام در قلب خطر جنگ، بدهکاری کارگزاران و مدیران کشور را به این ملت، هزاران برابر بیشتر کرده است.
مداحان نشان دادند که قدرتمندترین شبکه مدنی در ساختار سیاسی ایران، شبکهای است که هیئت آفریده و ناف آن با مفهوم ولایت و مقاومت بریده شده است. این شبکه برخلاف احزاب سیاسی فصلمحور، با اولین وزش باد حوادث از هم نمیپاشد؛ بلکه استوارتر و بیدارتر میشود و به نیروی پیشران جامعه تبدیل میگردد.
اکنون بر مسئولان است که قدردان این شبکهی انسانی مومن، بیدار و تاریخساز باشند؛ چرا که امنیت پایدار در جمهوری اسلامی ایران، پیش و بیش از آنکه متکی به انبارهای تسلیحاتی باشد، ریشه در خلوص، معرفت و حضور غیرتمندانهی ملتی دارد که تحت زعامت ولی و با اشک پای روضهها، زرهی به وسعت تمام ایران به تن میکنند.
انتهای پیام/