به گزارش دفتر منطقهای خبرگزاری تسنیم، «محمدکاظم امینی»، نویسنده و پژوهشگر افغانستانی و استاد دانشگاه فاریاب در گفتگو با «انجمن راحل»، جنگ رمضان را نبرد اسلام و کفر و جنگ مدنیت و بدویت توصیف کرد افسانه شکستناپذیری آمریکا را زیر سوال برده و طلسم ابرقدرتی آن را درهم خواهد پیچید.
متن کامل گفتگو به این شرح است:
تحلیل و نظر جنابعالی درباره جنگ کنونی چیست؟ این رویداد را در چه چارچوبی تحلیل میفرمایید و چه ارزیابی از آن دارید؟
جنگ کنونی تحمیلی امریکا در تبانی با اسراییل برعلیه جمهوری اسلامی ایران، یک جنگ سازمانیافته و برنامهریزیشده از قبل است که مدتها قبل براین انتظار آن میرفت. این جنگ درست تداوم جنگ 12 روزه اسراییل در تبانی با امریکا است، منتها با ابعاد گستردهتر و سازمانیافتهتر.این جنگ، به باور من یک جنگ معمولی نبوده ریشه در قعر تاریخ اسلام دارد. به صراحت میتوان گفت این جنگ، جنگِ شرق و غرب، به تعبیر دیگر جنگ عقیده اسلامی با مظاهر یهودیت و نصرانیت است، یا صریحتر بگویم، جنگ اسلام و کفر است؛ به عبارت دیگر جنگ مدنیت و بدویت است که علل و عوامل زیادی چون پارادوکسهای عقیدتی، تاریخی، تمدنی، سیاسی و اقتصادی در آن تداخل دارد. این جنگ امری محتمل بود، کما اینکه مذاکرات بالای صفرسازی سلاحهای هستوی[هستهای]، بهانهای بدست طرف متخاصم داد که جریان را نه از طریق میز مذاکره، بلکه از راه زورگویی و تهاجم نظامی حل کنند.
واکنشهای بینالمللی و منطقهای به این جنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟ بهویژه موضعگیری کشورها و نهادهای مؤثر در این زمینه را چگونه میبینید؟
یکی از شاخصههای جنگ کنونی بازتاب رسانهای آن با ابعاد گسترده میباشد که اثرات و تبعات آن بر اذهان مجامع جهانی و پیامدهای آن، کمتر از برتری نظامی نیست. از آغاز سحرگاه خونین تهاجم نظامی امریکا و اسراییل بر اهداف غیرنظامی چون بیمارستانها، مدارس، ورزشگاه و نقاط مسکونی غیر نظامی، موسسات، نهادها و حامیان حقوق بشری در جهان متوجه جنایات سهمگین امریکا و اسراییل گردیده و آنرا فصل جدیدی از جنایات این کشورها در فلسطین اشغالی و سوریه و یمن و لبنان و لیبیا [لیبی] دانستند. یقینا این جنگ یک خط فاصل بین مدعیان دروغین و حقیقی حقوق بشر در امریکا و سایر کشورهای اروپایی کشید و کمتر کسی توانست در این میان بیتفاوت مانده و از مظالمی که بالای [بر سر] مردم ایران واقع شد چشمپوشی کنند، بخصوص کشتار فجیع کودکان معصوم مدرسه دخترانه میناب که بزرگترین جنایات تاریخی را بنام امریکا و اسراییل در تاریخ بشریت رقم زد، باعث موضعگیری شدید اذهان جهانی برعلیه شرارت پیشگان جنگ افروز امریکا گردید.
اثرات و پیامدهای منطقهای این جنگ، بهویژه در لایههای بازتعریف امنیت منطقهای و معادلات قدرت، از نگاه شما چگونه ترسیم میشود؟ (و ایضاً این جنگ چه تاثیراتی به نظرتان میتواند روی افغانستان داشته باشد؟)
جنگ کنونی آمریکا و اسراییل بر علیه جمهوری اسلامی ایران که وضعیت امنیتی جهان را برهم زده و وضع منطقه را به نحوی مخاطرهانگیزی به بحران کشانیده است. در آخرین روزهای هفته دوم جنگ چنین استنباط میشود که امریکا و اسراییل به صورت غیرمنتظرهای شکست خورده و در صدد بیرون رفتن از این مخمصمهای هستند که خود ترتیب داده بودند. با نابودشدن کامل و یا تعطیلی پایگاه نظامی امریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس چون قطر، بحرین، امارات متحده عربی، عراق و عربستان سعودی در آیندههای نزدیک، این جنگ در لایههای باز امنیت منطقهای و تعیین معادلات قدرت نقش تعیین کنندهای خواهد گذاشت و قدرت شکستناپذیری امریکا را زیر سوال برده و طلسم ابرقدرتی آمریکا را در جهان درهم خواهد پیچید. محتملا با کوتاه آمدن نظامی آمریکا و متحدینش در این جنگ، جهان شاهد نضجگیری یک محور جدید قدرت منطقهای و جهانی خواهد بود که تبعات آن قبل از همه در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و سپس در کشورهایی که نظامهای حامی آمریکا از جمله افغانستان را که حاکمیت آن، از سوی امریکا تحمیل میشود، تاثیر منفی میگذارد.
تحلیل و پیشبینی شما از آینده جنگ چیست؟ و در این زمینه چه راهکارها یا پیشنهادهایی برای مدیریت پیامدها و عبور از این بحران دارید؟
این جنگ باعث آبروریزی بزرگی برای آمریکا گردیده و دردسر بزرگ سیاسی در آیندهها برای این کشور و منافع آن در منطقه خلیج فارس و آسیا و سایر اقصای جهان، فراهم خواهد ساخت. به استناد آخرین اخبار و گزارشهای جنگی منتشرشده، این جنگ نه تنها باعث ایجاد دو دستگی در بین دولتمردان آمریکا، بلکه در بین کشورهای عضو ناتو و کشورهای اروپایی گردیده، بلکه زمینهساز شکلگیری یک بحران عمیق در جهان و منطقه خواهد شد که تبعات آن بیشتر از همه، به منافع درازمدت سیاسی و اقتصادی آمریکا، زیان میرساند. به نظر من چون آمریکا این جنگ را بکلی باخته است، تلاش خواهد کرد برای حفظ آبروی از دست رفته، یک ائتلاف ولو موقت یا شکننده از کشورهای عضو ناتو و یا کشورهای اروپایی بر علیه ایران بسازد، ولی به نظر میرسد جمهوری اسلام ایران با داشتن دست بالا در جبهه نظامی و سیاسی و تبلیغی، در این جنگ حمایت کشورهای قدرتمند نظامی جهان و مجامع آزاداندیش و مستقل جهان را با خود خواهد داشت. البته برای مدیریت این بحران منطقهای که اگر دامنههای آن مهار نشود، بدون شک به یک بحران جهانی مبدل خواهد شد، باید کشورهای قدرتمند هستوی[هستهای] جهان چون فدراتیف روسیه و چین در وهله اول و کشورهای هستوی منطقه چون هند و پاکستان در وهله دوم پیشدستی کنند. با آنکه تبعات اقتصادی این جنگ چون بستهشدن تنگه هرمز و بلند رفتن قیمت نفت و رکود جهانی بازار ارز، در آیندههای نزدیک کشورهای ذینفع را مجبور خواهد ساخت که در مهار دامنه گسترش این جنگ که با حمله نظامی شروع شده و منجر به یک فاجعه اقتصادی در امریکا و سایر کشورهای اروپایی گردیده، به نحوی میانجیگری کنند، به هر حال مدیریت این جنگ و عبور از بحران در سطوح بینالملل خود یک بحث تخصصی و کارشناسانه میطلبد.
انتهای پیام/.