سحر قناعتی، روانشناس، در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم با اشاره به مفهوم «رشد پس از سانحه» اظهار کرد: رشد پس از سانحه به این معناست که انسان پس از تجربه یک بحران یا رنج بزرگ، میتواند به سطح تازهای از معنا، توانمندی و آگاهی دست پیدا کند.
وی با اشاره به شرایط اخیر و تجربه بحرانهای مختلف در جامعه ایران افزود: جامعه ایرانی به دلیل پیشینه تاریخی خود، حافظه جمعی گستردهای از بحرانها و حوادث مختلف دارد. از منظر روانشناسی اجتماعی، تهدیدهای بزرگ مانند جنگ یا تهدید خارجی معمولاً باعث میشود تفاوتهای فردی کمرنگ شده و یک هویت جمعی بزرگتر شکل بگیرد.
این روانشناس ادامه داد: در جامعه ایران این همبستگی اغلب در قالب فرهنگ کمکرسانی و یاریگری بروز پیدا میکند؛ موضوعی که امروز نیز در فعالیت گروههای مردمی و بسیجهای مردمی دیده میشود. این همدلیهای خودجوش، امنیت روانی جامعه را تقویت میکند.
قناعتی با بیان اینکه انسان برای تحمل رنج نیازمند معنا دادن به آن است، گفت: وقتی رنج معنا پیدا میکند، از حالت پوچی خارج شده و به نیرویی برای حرکت تبدیل میشود. مفاهیمی مانند ایثار، استقامت و عدالتخواهی که در فرهنگ ایرانی ریشه دارند، به افراد کمک میکنند تا سختیها را در چارچوب یک ارزش بزرگتر درک کنند.
وی افزود: زمانی که فرد برای رنج خود معنایی پیدا میکند، از حالت انفعال خارج شده و به سمت کنشگری حرکت میکند. نتیجه این فرایند، افزایش تابآوری است؛ بهگونهای که فرد پس از عبور از بحران، نهتنها مقاومتر میشود بلکه به سطحی از تابآوری فعال میرسد.
این روانشناس با اشاره به کشف توانمندیهای درونی در شرایط بحران گفت: بسیاری از افراد در چنین موقعیتهایی متوجه ظرفیتهایی در خود میشوند که پیش از آن از وجودشان آگاه نبودند؛ از جمله صبوری، شجاعت، خلاقیت و توان همکاری جمعی.
قناعتی همچنین به تقویت هویت جمعی در شرایط تهدید اشاره کرد و گفت: در چنین شرایطی، هویت ملی از یک مفهوم نمادین به یک واقعیت ملموس تبدیل میشود و افراد خود را بخشی از سرنوشت جمعی کشور میبینند.
وی با بیان اینکه بحرانها میتوانند در تربیت نسلها نیز نقش داشته باشند، تصریح کرد: اگر مدیریت روانشناختی صحیحی در کنار بحران وجود داشته باشد، نسل جدید میآموزد که رفاه و امنیت امری بدیهی و دائمی نیست و برای حفظ آن باید تلاش کرد. این مسئله میتواند نسلی مسئولیتپذیر، عملگرا و مشارکتجو تربیت کند.
این روانشناس ادامه داد: کودکان و نوجوانانی که همدلی و همکاری بزرگترها را در بحرانها مشاهده میکنند، بهصورت عملی یاد میگیرند چگونه احساسات سنگینی مانند ترس، غم و فقدان را مدیریت کنند و در نتیجه به نوعی «سواد عاطفی» دست پیدا میکنند.
قناعتی تأکید کرد: بسیاری از ارزشهای انسانی مانند صداقت، شجاعت و همدلی در بستر بحرانها برجستهتر میشوند و این انتقال ارزشها به نسلهای بعدی، بیشتر از طریق تجربههای واقعی زندگی رخ میدهد نه صرفاً آموزشهای نظری.
وی با اشاره به اهمیت روایتگری در مواجهه با بحرانها گفت: اگر رنجها و تجربههای تلخ در قالب گفتوگو، داستان، هنر و روایت جمعی بیان نشوند، ممکن است به ترومای مزمن تبدیل شوند. اما روایتگری صحیح میتواند به رشد جمعی و تقویت انسجام اجتماعی کمک کند.
این روانشناس در توضیح این موضوع مثالی از واکنش خانوادهها به ترس کودکان در بحرانها مطرح کرد و گفت: در خانوادههایی که احساسات کودک سرکوب میشود، ممکن است ترس و اضطراب در وجود او تثبیت شود؛ اما در خانوادههایی که با همدلی به کودک اجازه بیان احساسات داده میشود، همان تجربه تلخ میتواند به تقویت تابآوری و شکلگیری هویت سالم منجر شود.
قناعتی در پایان خاطرنشان کرد: رشد پس از سانحه از دل پذیرش درد بهوجود میآید نه از انکار آن. اگر جامعه بتواند با گفتوگو، همدلی و پذیرش واقعیتها به تجربههای تلخ خود معنا ببخشد، این رنجها میتوانند به فرصتی برای جهش روانی، اجتماعی و حتی تمدنی تبدیل شوند.
انتهای پیام/