به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تحلیل سیره و ابعاد زندگی آیتاللهالعظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای، دومین رهبر انقلاب اسلامی، حکایت از تأثیری بنیادین و شگرف دارد که آموزههای قرآن بر تمام گفتار و رفتار ایشان بر جای گذاشته است. این تأثیر نهتنها در بیانات حکیمانه، بلکه در متدولوژی ارتباط با تودههای مردم و اجرای دقیق احکام الهی تجلی یافته بود. حجتالاسلام مهدی اژهای، استاد حوزه و دانشگاه، به کالبدشکافی این پیوند میان «متن وحی» و «صحنه عمل» پرداخته و معتقد است که شهادت ایشان، مهر تأییدی بر صدق مسیری بود که از نوجوانی بر پایه قرآن آغاز کرده بودند.
حجتالاسلام اژهای با اشاره به اینکه قرآن برای رهبر شهید، یک «کتاب راهنما برای تمام جزئیات زندگی» بود، اظهار داشت: «ایشان بر این قاعده قرآنی استوار بودند که تنظیم رابطه با خداوند، کلید اصلاح رابطه با خلق است. این نگاه باعث میشد که در اوج مبارزات سیاسی، از فیوضات معنوی و خلوتهای سحری غافل نشوند».
وی افزود که علاقه ویژه رهبر شهید به شخصیتهایی چون شهید نواب صفوی، دقیقاً به دلیل همین پیوند میان عبادت و مبارزه بود. نواب صفوی روحانی مجاهدی بود که در کنار نبوغ سیاسی، سرآمدِ زهد و تهجد بود. رهبر شهید با تأسی به این الگو، ساعاتی از شبانهروز را منحصراً به تلاوت و تعمق در قرآن اختصاص میدادند تا «روح مبارزه» از سرچشمه «بندگی» سیراب شود.
بخش مهمی از شناخت مبارزاتی رهبر شهید، معطوف به ماهیتشناسی رژیم پهلوی بود. اژهای در این باره میگوید: «آیتالله شهید خامنهای به این نتیجه قطعی رسیده بودند که نظام شاهنشاهی، مأموریتی جز دینزدایی ندارد. تلاش برای تعطیلی مساجد، تغییر لباس مردم به سبک غربی و اجبار به استفاده از کلاه شاپوی خاخامهای یهودی یا کلاه فرانسوی، همگی ابزارهای استحاله فرهنگی بودند».
ایشان با هوشمندی تاریخی، ریشه مفاسد اخلاقی و وطنفروشی را در دوران رضاخان میدیدند؛ فردی که برخلاف سلاطین گذشته که با قدرت قبایل به سلطنت میرسیدند، دستنشانده مستقیم استعمار انگلیس و مجری دستورات «آیرونساید» بود. این شناخت، باعث شد که رهبر شهید مبارزه با رژیم محمدرضا پهلوی را نه یک رقابت سیاسی، بلکه جبههای برای صیانت از حیا، حجاب و استقلال ملی بدانند.
یکی از درخشانترین فصول زندگی رهبر شهید، اقامه نماز جماعت و جلسات تفسیر در مساجدی نظیر «مسجد هدایت» بود. اژهای که خود از شاهدان آن دوران است، میگوید: «این مسجد کانون تجمع نخبگان، دانشجویان و بازاریان انقلابی بود. محصول آن جلسات، کتابی شد به نام "طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن" که در واقع بازخوانی اصول دین (توحید، نبوت، معاد و...) از منظر آیات عملیاتی و اجتماعی قرآن بود».
وی به نکتهای تأملبرانگیز اشاره کرد: «پیش از انقلاب، این کتاب منبع اصلی ما در بحث با جوانان و دانشجویان بود. جالب اینجاست که اخیراً وقتی از ایشان درباره لزوم ویرایش یا تجدیدنظر در این کتاب برای چاپ جدید سؤال شد، فرمودند: "نظر همان است." این یعنی اندیشهای که 50 سال پیش تدوین شده بود، آنچنان دقیق، عمیق و منطبق بر کتاب و سنت بود که با گذشت زمان و تغییر شرایط جهانی، همچنان اصالت و کارآمدی خود را حفظ کرده است».
در اندیشه رهبر شهید، قرآن (دستور مکتوب) و عترت (شرح و عمل به دستور) هرگز از هم جدا نبودند. اژهای تأکید کرد: «ایشان در تمامی مواضع داخلی و بینالمللی، به سیره انبیایی چون حضرت موسی (ع) و امامان معصوم (ع) استناد میکردند. آخرین جمله ایشان که تبلور مکتب حسینی بود، یعنی "مِثلی لا یُبایع مِثله" (همچو منی با همچو یزیدی بیعت نمیکند)، نشان داد که ایشان نه در حرف، بلکه با خون خود پایبندی به قرآن ناطق را ثابت کردند».
ایشان از نوجوانی تا لحظه شهادت، قرآن را به مثابه مجموعهای نظاممند میدیدند. 37 سال هدایت جامعه توسط ایشان، بر اساس راهکارهای قرآنی برای حل معضلات پیچیده عصر مدرن بود. این نگاه تکبعدی نبود؛ بلکه تمام ابعاد حاکمیت را از منظر وحی بازخوانی میکرد.
جامعیتِ قرآنیِ رهبر شهید باعث شد که شهادت ایشان، موجی از سوگ و حماسه را حتی در میان برادران اهل سنت در سراسر جهان ایجاد کند. حجتالاسلام اژهای خاطرنشان کرد: «علمای برجسته اهل سنت در هند، پاکستان، کشمیر و بنگلادش برای شهادت ایشان گریستند و ایشان را مروج "اسلام ناب محمدی" نامیدند. این نشان میدهد که فهم ایشان از قرآن، فهمی تمدنی و وحدتآفرین بود که توانست فراتر از مرزهای مذهبی، قلبهای آزادیخواهان را مبهوت کند».
در پایان، اژهای ابراز امیدواری کرد که نخبگان و جوانان با مطالعه دقیق آثاری چون «طرح کلی اندیشه اسلامی»، قدرت فهم و عمل به قرآن را در خود تقویت کنند؛ چرا که تنها راه مقابله با استکبار جهانی، بازگشت به همان منطق استواری است که رهبر شهید با تکیه بر آن، تمدن نوین اسلامی را پیریزی کرد.
انتهای پیام/