به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، اندیشکده «شورای اروپایی روابط خارجی» (ECFR) در تحلیلی راهبردی با عنوان "هنر راه فرار" استدلال کرده است که رهبران اروپایی با وجود آنکه کنترل مستقیمی بر سیاستهای خلی آمریکا ندارند، اما درک صحیح از فشارهایی که دونالد ترامپ در آن گرفتار آمده، میتواند به آنها اهرمی برای توقف جنگ در ایران بدهد. این تحلیل که با نگاهی واقعبینانه به محاسبات کاخ سفید پرداخته، تأکید میکند که ترامپ در دام بحرانی گرفتار شده که هیچیک از ابزارهای معمول او — نه لفاظیهای تهاجمی، نه تهدید به تشدید تنش و نه وعدههای فریبنده درباره توافق قریبالوقوع — نمیتواند او را از آن نجات دهد.
به گزارش این اندیشکده، ترامپ هرگز به دنبال جنگ فرسایشی در خاورمیانه نبود. نویسندگان تحلیل با اشاره به پیشینه استفاده او از زور در دوران ریاستجمهوریاش، تأکید میکنند که آنچه ترامپ را هدایت میکند، میل به تسلط بر روایتها، دستیابی به پیروزیهای سریع و سپس فریاد زدن بر سر "پیروزی" است. اما در ایران، همه چیز برخلاف این الگو پیش رفت. تهران نه تسلیم شد و نه عقبنشینی کرد، بلکه تنگه هرمز را بست. به نوشته ECFR، قیمت نفت به بیش از 100 دلار در هر بشکه جهش کرد، قیمت بنزین در آمریکا حدود یک سوم افزایش یافت و به 4 دلار در هر گالن رسید، و محبوبیت رئیسجمهور آمریکا به 36 درصد سقوط کرد. ترامپ در پاسخ، تنها به همان روشی متوسل شده که میداند: لفاظیهای توخالی، تهدید به تشدید تنش، و اشارههایی مبنی بر اینکه شاید یک توافق بتواند او را نجات دهد.
8 نقطه فشار؛ نقشه راه اروپا برای تأثیرگذاری بر کاخ سفید
تحلیل شورای اروپایی روابط خارجی نشان میدهد که ترامپ در حال حاضر با آمیزهای از فشارهای داخلی مواجه است که برخی برای او بسیار مهمتر از دیگران هستند. به گفته این اندیشکده، ترامپ چندان به اعتراضات حقوقی، ناهماهنگی راهبردی یا عصبانیت متحدان اهمیت نمیدهد. اما آنچه واقعاً او را نگران کرده، چهار عامل است: قیمت بنزین، عملکرد بازار سهام، آمار محبوبیت میان پایگاه رأی خود، و نگرانی نخبگان جمهوریخواه از اینکه آیا او هنوز میتواند خود را به عنوان مردی معرفی کند که بحرانها را پایان میدهد، نه کسی که بحرانهای تازه ایجاد میکند.
این اندیشکده در گزارش خود هشت نقطه فشار مشخص را شناسایی کرده و برای هر یک، راهکارهایی عملی در اختیار رهبران اروپایی قرار داده است:
نخست، قیمت بنزین. به نوشته ECFR، سیاست آمریکا به طور شناختهشدهای به قیمت بنزین حساس است و این عامل میتواند پایگاه رأی ترامپ را به شدت متشنج کند. توصیه این اندیشکده به اروپاییها این است که هر مداخله عمومی درباره ایران را به درد سرککشیدن خانوارها از افزایش قیمت انرژی پیوند بزنند. رهبران اروپایی باید بارها و با صراحت بگویند که کاهش تنش، قیمتها را پایین میآورد و تشدید تنش، آنها را بالا میبرد.
دوم، تورم عمومی. این اندیشکده به هشدار سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) اشاره میکند که ادامه درگیریها میتواند تورم آمریکا را به 4.2 درصد برساند. کاهش تورم یکی از وعدههای محوری کارزار انتخاباتی ترامپ بود. اروپا میتواند با همکاری آژانس بینالمللی انرژی، وزرای دارایی گروه هفت و بانکهای مرکزی، هزینههای اقتصادی ادامه جنگ را چنان برجسته کند که نادیده گرفتن آن غیرممکن شود و آتشبس را به عنوان گزینهای طرفدار رشد اقتصادی و ضد تورم معرفی کند.
سوم، بازار سهام و اوراق قرضه. به گفته تحلیلگران ECFR، ترامپ عمیقاً به عملکرد بازارها اهمیت میدهد و آنها را کارنامه سیاسی خود میداند. اروپاییها باید تأکید کنند که بازگشایی تنگه هرمز و توقف تنشها با ایران، سریعترین راه برای تثبیت بازارهاست.
چهارم، شکاف در پایگاه جمهوریخواهان و طرفداران "آمریکا اول". این اندیشکده هشدار میدهد که ائتلاف سیاسی ترامپ دچار شکاف شده و محافظهکاران جوان تر و صداهای جریان "آمریکا اول" نسبت به جنگ دیگری در خاورمیانه هشدار دادهاند. اروپاییها باید این خط را تقویت کنند که آتشبس میتواند نظم را بازگرداند بدون آنکه آمریکا را به جنگ فرسایشی دیگری بکشاند.
پنجم، انتخابات میاندورهای. به گزارش ECFR، رأیدهندگان مستقل آمریکایی به شدت با جنگ مخالفند، به ویژه با اعزام نیروی زمینی. این وضعیت برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای خبر بدی خواهد بود. اروپا میتواند با مشروط کردن هرگونه حمایت خود برای حفاظت از کشتیرانی یا بازگشایی تنگه هرمز به پایان جنگ و عدم اعزام نیروی زمینی، از این فضا بهره ببرد.
ششم، مخالفان جنگ درون دولت آمریکا. تحلیل شورای اروپایی روابط خارجی نشان میدهد که مخالفان داخلی جنگ میتوانند با ارائه گزینههای تشدید یا کاهش تنش، بر ترامپ فشار بیاورند. اروپاییها میتوانند به این مقامها ابزار بدهند: یک بسته اروپایی مشخص برای کاهش تنش، مأموریت دریایی برای آزادی کشتیرانی، و ابتکار دیپلماتیک پس از آتشبس.
هفتم، همکاری نکردن متحدان. این اندیشکده با اشاره به رفتار ترامپ مینویسد: او با وجود ابراز تحقیر نسبت به متحدان، بارها از آنها کمک خواسته زیرا به داراییها و حمایت سیاسی آنها نیاز داشته است. اروپاییها باید از دادن "عکس دستهجمعی" ائتلاف به او خودداری کنند. آنها باید حمایت خود را برای تثبیت دریایی و دیپلماسی ارائه دهند، نه برای گسترش جنگ.
هشتم، اصطکاک با کنگره. به نوشته ECFR، کنگره میتواند بودجه و حمایت خود را قطع کند و همچنین خطر شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای را گوشزد نماید. اروپا باید از شبکههای دیپلماتیک خود در کنگره، به ویژه در میان جمهوریخواهان نهادگرا، استفاده کند و تأکید نماید که ادامه جنگ هم به اقتصاد آسیب میزند و هم به روابط فراآتلانتیک.
سه راهبرد عملی؛ اروپا چگونه از فشارها بهرهبرداری کند
نویسندگان این تحلیل تأکید میکنند که اروپاییها باید بدانند کدام فشارها برای دولت ترامپ اهمیت بیشتری دارد. به گفته ECFR، قیمت بنزین در رتبه اول قرار دارد و تورم عمومی در رتبه بعدی. فشارهای داخلی دولت و کنگره به تنهایی اهمیت کمتری دارند، اما میتوانند این حس فراگیر را تقویت کنند که جنگ دیگر به نفع ترامپ نیست. امتناع متحدان از مشروعیت بخشیدن به تشدید تنش نیز مهم است، زیرا هم اعتبار و هم تقسیم بار را از ترامپ میگیرد.
این اندیشکده با پذیرش این ریسک که اروپاییها ممکن است قدرت نفوذ خود را بیش از حد برآورد کنند و تصور کنند میتوانند از بیرون سیاست آمریکا را مهندسی کنند، تأکید میکند که چنین نیست. ترامپ خودش تصمیمگیرنده نهایی است و اگر فکر کند نمایش قدرت نظامی به نفع تصویرش است، ممکن باز هم تشدید تنش را انتخاب کند. اما اروپا میتواند راهبردی برای بازدارندگی از این تصمیم داشته باشد، حتی اگر نتواند ترامپ را کنترل یا پیشبینی کند.
این راهبرد به گزارش ECFR باید بر سه محور استوار باشد که در کنترل اروپاست: نخست، اروپاییها باید فشار عمومی بر پیامدهای اقتصادی جنگ را حفظ کنند و نشان دهند که آتشبس سریعترین راه برای کاهش قیمتها و آرام کردن بازارهاست. دوم، آنها باید تأیید و حمایت متحدانی را که ترامپ برای تشدید تنش بیشتر به آنها چشم دوخته، از او دریغ کنند، و همزمان روشن سازند که از دیپلماسی و مأموریت تثبیت دریایی که به آتشبس گره خورده، به شدت حمایت میکنند. سوم، آنها باید یک "راه فرار" بسازند که با خودشیفتگی ترامپ همخوانی داشته باشد: نه "عقبنشینی"، بلکه "توافق"؛ نه "تسلیم"، بلکه "بازگشایی هرمز"؛ نه "پذیرش محدودیت"، بلکه "بازگرداندن نظم".
نتیجهگیری: فشارهایی که با بمب و لفاظی از بین نمیروند
این اندیشکده در پایان تحلیل خود مینویسد دولت آمریکا با اطمینان خاطر این جنگ را بدون مشورت با متحدان اروپایی خود آغاز کرد، تا حدی به این دلیل که تصور میکرد فشار درون ناتو تنها در یک جهت عمل میکند. اروپاییها باید به واشنگتن نشان دهند که این فشار در جهت دیگر نیز میتواند عمل کند. با افزایش قیمت سوخت، سقوط بازارها، خودداری متحدان و از همپاشیدگی ائتلاف داخلی ترامپ، او اکنون با فشارهایی روبهروست که نه با بمباران میتواند از بین ببرد و نه با لفاظی.
به گزارش شورای اروپایی روابط خارجی، اروپا نمیتواند این فشارها را ایجاد کند، اما میتواند آنها را تیزتر کند. و در بحران کنونی، این شاید بهترین مسیر برای رسیدن به آتشبس باشد.
انتهای پیام/