به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، موسسه مطالعات استراتژیک csis به بررسی وضعیت جنگ رمضان و تبعات اقتصادی این جنگ برای کشورهای منطقه پرداخته است. با گسترش دامنه درگیریها به بیش از 14 کشور، نشانههای یک بحران فراگیر در زیرساختهای حیاتی جهان نمایان شده است؛ بحرانی که بهگفته نهادهای بینالمللی، ابعاد آن از سطح یک درگیری نظامی فراتر رفته و به اختلال در چهار حوزه کلیدی انرژی، غذا، داده و آب رسیده است.
بررسی دادههای میدانی و گزارشهای بینالمللی نشان میدهد این تحولات، نهتنها عرضه انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار داده، بلکه امنیت غذایی و ثبات اقتصادی بسیاری از کشورها را نیز با تهدید جدی مواجه کرده است.
اختلال تاریخی در بازار انرژی؛ از نفتکشها تا تولید
در حوزه انرژی، حملات مرحلهای به زیرساختها با تمرکز بر زنجیره تأمین آغاز شده است؛ بهگونهای که ابتدا حملونقل دریایی و نفتکشها هدف قرار گرفته، سپس پالایشگاهها و در ادامه بخش تولید انرژی با آثار بلندمدتتر در معرض آسیب قرار گرفتهاند.
در همین راستا، آژانس بینالمللی انرژی از وقوع «بزرگترین اختلال تاریخ در عرضه جهانی انرژی» خبر داده است؛ موضوعی که میتواند پیامدهای گستردهای بر بازارهای جهانی داشته باشد.
تنگه هرمز؛ گلوگاه حیاتی تجارت انرژی و کود شیمیایی
تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین شریانهای تجارت جهانی، اکنون در مرکز بحران قرار گرفته است. بر اساس دادهها:
حدود 20 تا 30 درصد کودهای شیمیایی جهان از این مسیر عبور میکند
35 درصد صادرات جهانی اوره وابسته به این گذرگاه است
همچنین بخش قابلتوجهی از تجارت LNG، آمونیاک و گوگرد از این مسیر انجام میشود
در این میان، تنها یک واحد تولیدی در قطر سهمی معادل 14 درصد از صادرات جهانی یک نوع کود شیمیایی را در اختیار دارد که اهمیت این منطقه را دوچندان میکند.
امنیت غذایی در معرض تهدید؛ افزایش همزمان قیمت انرژی و غذا
تحولات اخیر بار دیگر وابستگی مستقیم قیمت غذا به انرژی را برجسته کرده است. انرژی در تمام مراحل زنجیره تولید غذا، از کاشت و آبیاری تا حملونقل و نگهداری نقش دارد و افزایش قیمت سوخت بهطور مستقیم به رشد قیمت مواد غذایی منجر میشود.
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی موجب رشد تقاضا برای سوختهای زیستی شده که این امر به انحراف بخشی از محصولات کشاورزی از چرخه مصرف غذایی میانجامد.
این در حالی است که در فصل اوج مصرف کود (ماههای مارس و آوریل در نیمکره شمالی)، هرگونه اختلال در عرضه میتواند تبعات جدیتری برای تولید جهانی غذا داشته باشد. کشورهای حوزه خلیج فارس نیز بهدلیل وابستگی 65 تا 100 درصدی به واردات غذا، از جمله مناطق بهشدت آسیبپذیر محسوب میشوند.
اختلال گسترده در حملونقل جهانی و زنجیره تأمین
همزمان با تشدید درگیریها، بسته شدن ناگهانی حریمهای هوایی به لغو هزاران پرواز و سرگردانی دهها هزار مسافر انجامیده است. علاوه بر این، حملونقل دریایی و زنجیره تأمین جهانی نیز با اختلالات گسترده مواجه شدهاند؛ موضوعی که میتواند تجارت بینالمللی را در کوتاهمدت با شوک جدی روبهرو کند.
گسترش جنگ به زیرساختهای دیجیتال؛ مراکز داده در تیررس
در بعد سایبری، مراکز داده و زیرساختهای فناوری نیز به اهداف جدید تبدیل شدهاند. بر اساس اطلاعات موجود، دهها مرکز وابسته به شرکتهای بزرگ فناوری از جمله AWS، IBM، Microsoft، Google و Palantir در فهرست اهداف قرار گرفتهاند.
نمونهای از آثار این حملات، اختلال در سامانههای مالی از جمله بانک سپه گزارش شده است. کارشناسان تأکید میکنند حتی افزایش چند میلیثانیهای تأخیر در انتقال دادهها نیز میتواند پیامدهای عملیاتی و نظامی قابلتوجهی بهدنبال داشته باشد.
زیرساخت آب؛ هدفی با اثر روانی و راهبردی
حملات به تأسیسات آبشیرینکن نیز بخشی از این درگیریها بوده است. این در حالی است که بیش از 3400 واحد آبشیرینکن در منطقه فعال است و کشورهای عربی بهدلیل نبود رودخانههای دائمی، وابستگی شدیدی به این زیرساختها دارند.
با این حال، ارزیابیها نشان میدهد اثر این حملات بیش از آنکه فیزیکی باشد، دارای ابعاد روانی و سیاسی است.
کشورهای آسیبپذیر در خط مقدم بحران
بررسی وضعیت برخی کشورها نشاندهنده شدت آسیبپذیری آنهاست:
مصر: افزایش 25 درصدی قیمت گاز مایع و اعمال محدودیت مصرف برق
لبنان: وابستگی 30 درصدی تولید ناخالص داخلی به حوالهها، که نیمی از آن از کشورهای خلیج فارس تأمین میشود
عراق: وابستگی 90 درصدی اقتصاد به صادرات نفت و کاهش 30 درصدی واردات گاز از ایران
اختلال در کمکهای بشردوستانه؛ دبی در تنگنا
در حوزه انسانی نیز بحران تشدید شده است. حدود 60 درصد کمکهای بشردوستانه جهانی از طریق هاب دبی توزیع میشود، اما همزمان با کاهش کمکهای غربی و اختلال در مسیرهای حملونقل، روند ارسال این کمکها با مشکل مواجه شده است.
هشدار درباره پیامدهای کلان؛ خطر کاهش شدید رشد اقتصادی
برآوردها از پیامدهای کلان اقتصادی نیز نگرانکننده است. مؤسسه گلدمن ساکس احتمال داده در صورت تداوم درگیریها، تولید ناخالص داخلی قطر تا 15 درصد کاهش یابد.
بهطور کلی، افزایش قیمت انرژی بهعنوان محرک اصلی، موجب رشد همزمان قیمت غذا و کود شده و فشار تورمی گستردهای در سطح جهان ایجاد کرده است.
جنگی فراتر از میدان نظامی
مجموع این تحولات نشان میدهد که جنگ جاری از یک درگیری نظامی صرف عبور کرده و به اختلال در سیستمهای حیاتی جهانی تبدیل شده است. چهار محور اصلی این بحران شامل انرژی، غذا، داده و آب است.
در عین حال، تداوم این وضعیت میتواند بحران را از یک شوک کوتاهمدت به یک چالش ساختاری در اقتصاد جهانی تبدیل کند؛ چالشی که پیامدهای آن در قالب کاهش تولید، بیثباتی سیاسی و فشار معیشتی در سطح بینالمللی نمایان خواهد شد.
انتهای پیام/