به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، تهاجم به ایران طبق هشدارهای پیشین، تبدیل به جنگی فراگیر شد که در آن تهران به تمام پایگاهها و اهداف آمریکا در منطقه حمله کرد و با ورود محور مقاومت، به نبردی منطقهای مبدل شد. ایران به وعدههای خود عمل کرد و این باعث شد تا بتواند وارد معادلهسازیهای بزرگتر بشود.
«محمدباقر قالیباف»، رئیس مجلس روز گذشته (شنبه 15 فروردین 1405، 4 آوریل 2026) در متنی مکتوب که در اختیار الجزیره قرار گرفته است، به تحلیل جنگ رمضان پرداخته و ضمن هشدار به دشمن و دولتهای متحد، پیشنهادهایی برای ساخت امنیت منطقه به شکل بومی ارائه کرد. بدون اتفاقات جنگ و اثبات عینی توان ایران، چنین پیشنهادهایی شاید قابل رد بودند، اما امروز در عین آنکه چنین مواردی در قالب «پیشنهاد» ارائه شدهاند، تمایل تهران برای حرکت به این سمت به هر شکل ممکن، قابل تشخیص است.
عمل کردن به وعدههای پیشین توسط ایران موضوعی مهم است، زیرا عملی شدن آنها به معنای ناکامی دشمن در تحقق اهدافش بود. به همین ترتیب وقایع «جنگ رمضان» تکلیف چند موضوع را در منطقه مشخص کرد. نخست آنکه ساقطسازی نظام سیاسی ایران با تحریم طولانیمدت، جنگ نظامی و شورش داخلی حتی اگر همزمان باشند نیز میسر نیست.
دومین مسئله به توانایی ایران در کسب پیروزی در دل خطیرترین شرایط مربوط است. توسعه اقتصادی تحت تحریم، پیروزی در نبردهای منطقهای و دست بالا در جنگ رمضان این موضوع را تثبیت کردهاند. سومین موضوع، توانمندی تهران در وارد آوردن ضربات شدید و به آتش کشیدن زیرساختهای منطقه در صورت آسیب به زیرساختهایش است؛ چیزی که میتواند زمین سوخته کاملی از منطقه بسازد.
نکات
متن مکتوب رئیس مجلس دارای نکات و ابعادی است که در ادامه مورد بررسی قرار گرفتهاند.
1- بخش مهمی از متن، هشدار به دولتهای عربی منطقه برای تداوم مسیر کنونی است. آمریکا از خاک این کشورها به ایران حمله میکند و آنها نسبت به حملات متقابل و مشروع تهران به این مواضع، اعتراض دارند. بهطور آشکاری این اعتراضات ناحق و مردود هستند. برخی دولتهای تندرو عربی، پیش از جنگ، آغاز آن را تحریک کردهاند و احتمال دارد در این مسیر گامهای بیشتری بردارند.
در این مرحله بیم آن وجود دارد که این دسته، به تأمین مالی کارزار نظامی پیوسته و به شکل مستقیم اما غیررسمی در حملات به ایران شرکت کنند. قطعا بروز چنین موقعیتی، وضعیت منطقه را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد، زیرا تهران برای مقابله با آن، ضربات دردناکی به این طرفها وارد میکند. امارات و عربستان سعودی نشانههایی از حرکت خود به چنین سناریویی را نشان دادهاند و باید پیش از آن، هشدارها را دریافت کنند. ایران به وعدههای خود عمل خواهد کرد و این اتمام حجت باید صورت گیرد.
2- دکتر قالیباف به مصرف شدن دولتهای عربی برای امنیت رژیم صهیونیستی اشاره کرده است. حمله رژیم صهیونیستی به خاک قطر بدون واکنش آمریکا و سپس استفاده آمریکا از خاک این کشور برای حمله به ایران برای دفاع از رژیم صهیونیستی، مسئلهای است که رئیس مجلس به آن اشاره کرده است. بر این اساس رژیم صهیونیستی و لابی صهیونیستی عامل اصلی بیثباتی در منطقه معرفی شده است و این موضوع مورد تأکید قرار گرفته که آمریکا دولتهای عربی را بر پای منافع تلآویو ذبح میکند.
3- هشدار به کشورهای منطقه درباره نیات توسعهطلبانه صهیونیستها و عملگراییشان در این راه، فصل دیگری از مطالب مورد اشاره قالیباف است. در این قسمت، گفتههای صریح «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی درباره پیگیری رؤیای «اسرائیل بزرگ» و مواضع «مایک هاکبی» سفیر آمریکا در تلآویو که ایجاد اسرائیل بزرگ و امتداد سرزمینی از رود نیل تا رود فرات را حق صهیونیستها دانسته، دو مصداق درباره نیات توسعهطلبانه معرفی شدهاند. حرکت ماشین جنگ و کشتار رژیم از سال 2023 تاکنون و عدم توقف آن نیز مصداقی از عملگرایی دشمن برای تحقق رؤیای اسرائیل بزرگ است.
4- حملات ایران به کشورهای منطقه گرچه ضروری و مشروع بودهاند، اما عواملی باعث شده علیرغم اشتباه دولتهای عربی در اختیار دادن به آمریکا برای استفاده از پایگاههای آنها برای حمله به ایران، این دولتها دچار هراس گردند. ایران در این مدت با آمریکا و رژیم صهیونیستی بهعنوان دو قدرت اتمی درگیر شده و به مواضع آنها در 8 دولت منطقه حمله کرده است. از این رو ابعاد عظیم قدرت ایران، باعث هراس دولتهای عربی شده، زیرا احساس میکنند در صورت شکست آمریکا و خروجش از جنگ، رژیم صهیونیستی نیز به اندازه کافی از ایران دور است و از این رو تهران به تسویهحسابی سنگین با آنها خواهد پرداخت. چنین امری گرچه حق ایران است، اما تهران متواضعانه و شرافتمندانه برای جلوگیری از ادامه و تشدید جنگ درصدد اطمیناندهی به دولتهای منطقه است. هدف ایران تبدیل دستاوردهای کنونی به پایهای برای انتقامجوییهای آتی نیست، بلکه به جای ویرانی بیشتر قصد دارد امروز را پایه ساخت آینده کند. دولتهای عربی منطقه میتوانند اطمینان داشته باشند که در صورت اصلاح مسیر، از خطاهایشان چشمپوشی شده و به آنها برای اصلاح کمک خواهد شد.
5- تهران کشورهای منطقه را به عدم تکیه به آمریکا برای تأمین امنیت و حرکت به سمت تولید داخلی امنیت فراخوانده است. این یک پیشنهاد سخاوتمندانه است. ایران از دولتهای عربی نخواسته که آنها آمریکا را اخراج و به دولتی دیگر تکیه کنند، بلکه با ذکر مثال خود که چگونه توانسته با وجود تحریم در برابر دشمن دفاع کند، آنها را به پیگیری مسیری مشابه دعوت کرده است.
6- حرکت به سمت امنیت منطقهای پیشنهاد ایران است، اما تهران اهرمهای سوق دادن دولتهای منطقه و جهان به این سمت را در اختیار دارد. تنگه هرمز به آسانی و از همان ساعت اول جنگ عملاً مسدود شد، درحالیکه پیش از این تلقی میشد چنین کاری آسان نخواهد بود. از سوی دیگر محور مقاومت توانایی خود برای انهدام زیرساختها از جمله میادین انرژی را نشان داده و یک تنگه دیگر را هم در سمت یمن در دست دارد. اگر منطقه به سمت امنیتی سراسری حرکت نکند و تلاش برای ضربه به محور مقاومت ادامه یابد، محور با بهرهگیری از اهرمهای تنگه هرمز و بابالمندب، ضربات متقابل سنگینی به همه طرفها وارد میکند.
ساخت امنیت منطقهای
از نگاه ایران تأمین امنیت منطقه دارای ویژگیهایی است.
1- آمریکا و رژیم صهیونیستی باید از معادلات منطقه کنار گذاشته شوند، زیرا اساس تحرکاتشان ایجاد آشوب است. لازمه این مسئله، فهم نیات و اقدامات پلیدانه دشمن است.
2- دولتهای منطقه به جای تکیه بر قدرتهای فرامنطقهای برای تأمین امنیت، باید به سمت خوداتکایی حرکت کنند. لازمه تحقق آن، مشاهده الگوهای موجود در این مسیر همانند ایران و محور مقاومت است.
3- منطقه همانند یک مجموعه امنیتی عمل میکند و آسیب به یک بخش، باعث تحت تأثیر قرار گرفتن قطعات دیگر میشود. لازمه حرکت به این سمت، فهم این موضوع است که نمیتوان یک بخش از منطقه را از وقایع برکنار دانسته و به آن ضربه زد، زیرا قطعاً این ضربات سراسر منطقه را به آشوب میکشاند.
4- ایران قصد توسعه قدرت خود به شکل یک امپراتوری را ندارد؛ گرچه در اتصال به گروههای مقاومتی و برای دفاع از خود، از نفوذ منطقهای بهره میگیرد. دولتهای منطقه باید به این فهم برسند که محور مقاومت علیه آنها نیست، بلکه میتواند منافع آنها را تأمین کند. قطر مورد حمله رژیم صهیونیستی واقع شده و عربستان نیز چند نوبت مورد اشاره توسعهطلبی ارضی صهیونیستها قرار گرفته است. تا زمانی که محور مقاومت در شام، جبههها را تثبیت کرده بود، این اظهارات کماعتبار تلقی میشدند که نشاندهنده بهرهگیری کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس از تلاشهای مقاومت است.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/