به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، ترامپ در ایران، «کاراکاس» میخواست اما «طبس» نصیبش شد. روز گذشته، سیاهترین دودهای منطقه از لاشههای پرندههای نظامی آمریکا در خاک ایران برخاست. سقوط مجدد تعدادی از هواگردهای آمریکا در خاک ایران، پس از سقوطهای عجیبوغریب روز قبلش، در واقع آناتومی یک شکست است که حکایت از فروپاشی حیثیت هواییِ اصطلاحاً «گریزناپذیر» آمریکا در گریختن از پدافند بومی ایران دارد.
ضترامپ که قصد داشت مدل مداخلهای خود در ونزوئلا را در ایران نیز پیاده کند، اکنون در باتلاقی گرفتار شده که در آن تکنولوژی رادارگریز گرانقیمت در برابر واقعیتهای ژئوپلیتیک و البته اراده دفاعی بومی، کارکردی جز دستاوردسازی جدید برای توییتر ندارد: «با افتخار توانستیم خلبان خود را از عمق خاک ایران نجات دهیم!» آنچه طی 48 ساعت در اصفهان و کهگیلویهوبویراحمد رخ داد، نقطه عطفی در بازتعریف قدرت است که خلبانان آمریکایی را متقاعد میکند دیگر آسمان ایران برای آنها امن نیست.
دیدی اینجا ونزوئلا نیست؟
در نخستین روز از آنچه واشنگتن با فرار به جلو آن را «عملیات نجات» نامیده، ستون فقرات نیروی هوایی آمریکا متحمل ضربهای حیثیتی شد. سرنگونی F-15 پرندهای که با لقب «شکارچی آسمان» شناخته میشود و نماد برتری هوایی مطلق در دکترین نظامی ایالات متحده است، شوکی عظیم به رسانههای جریان اصلی وارد کرد.
والاستریت ژورنال و فاکسنیوز که همیشه بازوی پروپاگاندای پنتاگون بودهاند، ناچار شدند تیتر اول خود را به «وضعیت نامعلوم» خلبانان اختصاص دهند. این استیصال عملیاتی زمانی آشکارتر میشود که بدانیم ایالات متحده با نیمی از توان فعلی خود در منطقه، در کمتر از یک ساعت رئیسجمهور ونزوئلا را از لایههای حفاظتی کاراکاس ربود؛ اما اکنون در برابر پدافند هوشیار ایران، حتی قادر به صیانت از خلبانان نخبه خود نیست.
داراییهای منهدمشده آمریکا در روز اول، تصویری از یک انفعال راهبردی را ترسیم میکند؛ جنگنده F-15 ستون اصلی نبردهای هوایی که سقوط آن به معنای سقوط اعتبار راداری و مانورپذیری ارتش آمریکاست. هواپیمای A-10ملقب به «گراز» که برای پشتیبانی نزدیک طراحی شده؛ اما در اولین مواجهه با پدافند بومی، پیش از انجام مأموریت شکار شد. بالگرد پیشرفته بلک هاوک که برای عملیات نجات اعزام شده بود؛ اما خود به بخشی از صورتحساب خسارات تبدیل شد. پهپاد MQ-9B؛ از پیشرفتهترین ابزارهای جاسوسی و تهاجمی که شکار آن، چشمهای اطلاعاتی دشمن را در منطقه کور کرد. هواپیمای هرکولس C-130، اهرم ترابری و پشتیبانی که مسئولیت امداد و امنیت لجستیک ارتش آمریکا را به عهده داشت.
فصل جدید طبس
اگر روزهای اول شوکهکننده بود، شوک وقایع روز گذشته دوبرابر نیز شد. پنتاگون برای جبران شکست روز اول و جلوگیری از اسارت نیروهایش، حجم انبوهی از تجهیزات را بدون درنظرگرفتن هشدارهای پدافندی به منطقه گسیل کرد. نتیجه این جسارت نابخردانه، تکرار تاریخ بود.
روز گذشته پدافند ایران با انهدام مجدد هواپیماهای ترابری و بالگردهای دشمن به همراه یک هواپیمای هرکولس، عملاً ماشین جنگی آمریکا را فلج کرد. اتفاقی که بسیاری را به یاد ماجرای تاریخی و بهیادماندنی طبس انداخت. در آن حادثه و در عملیات موسوم به «پنجه عقاب» در سال 1359، ایالات متحده با اتکا به پیچیدهترین تجهیزات نظامی زمان خود، قصد داشت با یک عملیات سریع، معادلات داخلی ایران را بر هم بزند.
در شب عملیات، بلکه ترکیبی از خطای محاسباتی، ناهماهنگی عملیاتی و شرایط پیشبینینشده، پیشرفتهترین ماشین نظامی جهان را زمینگیر کرد. بالگردهایی که قرار بود ستون فقرات عملیات باشند، یکی پس از دیگری از چرخه خارج شدند و در نهایت، برخورد یک هواپیما با بالگرد، صحنهای ساخت که هنوز هم در ادبیات نظامی آمریکا بهعنوان یک فاجعه یاد میشود.
آنچه دیروز در اصفهان و کهگیلویهوبویراحمد رخ داد، ادامه همان روایت ناتمام است؛ روایتی که در آن، هر بار که آمریکا با تصور یک عملیات سریع و کمهزینه وارد میشود، با هزینههایی مواجه میشود که از محاسبات اولیهاش فراتر است. ارتش آمریکا در 48 ساعت گذشته بهاندازه کل فاجعه طبس، هواگرد سرنشیندار ازدستداده است. این حجم از تلفات در محیطی که ترامپ مدعی «برتری هوایی مطلق» در آن بود، نشاندهنده فروپاشی نظم عملیاتی آنها و اثرگذاری بر برنامهریزیهای آینده است.
فرار از شکست به خودزنی
عمق عملیات فاجعهبار آمریکا زمانی آشکارتر میشود که بدانیم ترامپ برای پنهان کردن ابعاد ناتوانی ارتش خود، ناچار شد به بمباران وحشیانه مناطق مسکونی در «کاکان» و «وزگ» متوسل شود تا با قربانیکردن غیرنظامیان، راه فراری برای افسر فراریاش باز کند. او همچنین مدعی شده هواپیماهای ترابری سی-130 در یک فرودگاه متروکه در جنوب اصفهان را به منظور جلوگیری از افتادن این غنایم به دست ایران، توسط خود ارتش آمریکا بمباران کرده و حتی خودزنی ادعاییاش را هم بهعنوان یک موفقیت تبلیغ میکند.
موضوعی که در خصوص سقوط جنگندههای آمریکایی در خاک کویت هم تکرار شده بود و آمریکا برای این که بار منفی هدف قرارگرفتن هواپیماهای پیشرفتهاش را به دوش نکشد، مدعی اصابت موشک پدافند کویتی به آنها شد!
وقتی سقوط هواپیما هم برای ترامپ دستاورد حساب میشود
وقاحت ترامپ در وارونهنمایی حقیقت به حدی رسیده که تلاش میکند یک فاجعه نظامی تمامعیار را با پوششی حماسی به خورد افکار عمومی بدهد. او در حالی با افتخار از نجات خلبانان آمریکایی در اعماق خاک ایران سخن میگوید که گویی فراموش کرده این نیروها اساساً به چه دلیل در کوهستانهای ایران گرفتار شده بودند.
واقعیت عریان میدان نبرد نشان میدهد آنچه ترامپ «عملیات جسورانه» مینامد، در حقیقت دستوپازدن برای جمعکردن بقایای حیثیتی است که با سرنگونی ستونهای هوایی ارتش آمریکا، یعنی جنگندههای نسل جدید به زیر کشیده شد. ادعای او مبنی بر اینکه این عملیاتها بدون هیچ تلفات یا خسارتی انجام شده، در تضاد فاحش با لاشههای سوختهای است که از هواپیماهای ترابری هرکولس، جنگندههای پشتیبانی آ-10 و بالگردهای بلکهاوک در کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان بهجامانده است.
او نمیگوید برای رسیدن به آن خلبان، مجبور شد بخشی از توان راهبردی نیروی هواییاش را در برابر پدافند بومی ایران هزینه کند. حقیقت این است که ارتش ایالات متحده نه برای یک مأموریت نجات قهرمانانه، بلکه برای فرار از مهلکهای که در آن گرفتار شده بود، ناچار به گسیل انبوه تجهیزاتی شد که بسیاری از آنها هرگز به پایگاههای خود بازنگشتند. نجاتدادن کسی که خودت او را به کام مرگ و اسارت فرستادهای، آن هم با هزینهای که ارتش را لرزانده، نامش پیروزی نیست، بلکه اعتراف به شکستی است که با پروپاگاندا هم ترمیم نخواهد شد و این در گزارشهای رسانههای جریان اصلی بهوضوح قابلمشاهده است.
این ناکامی، محاسبات آتی آمریکا در نبردهای زمینی احتمالی را بهکلی تغییر خواهد داد؛ چراکه اکنون ثابت شده که حتی چتر حمایتی F-35 و F-15 نیز نمیتواند امنیت نیروهای نفوذی را در خاک ایران تضمین کند. آمریکاییها پیشازاین مدعی توانایی عملیات هلیبرن در ایران بودند؛ اما ضربات سختی که روز گذشته متحمل شدند، این رؤیا را اگر چه بهکلی از ذهن ترامپ و تصمیمگیرانش پاک نکرد، ولی به آنها فهماند که باید به فکر هزینههای بسیار سنگین باشند.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/