به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، ترامپ میخواست زودتر از آنکه تصاویر و فیلمهای هواپیماها، بالگردها و هواگردهای اوراقیاش در ایران به سمع و نظر مردم آمریکا و افکار عمومی جهان برسد، روایت پیروزی خود را بسازد. برای همین هم سعی کرد واژگانش اوج حماسه را نشان دهد: «یکی از جسورانهترین عملیاتهای جستوجو و نجات در تاریخ ایران... جنگجوی شجاع... عملیات معجزهآسا...» مثل کسی که میداند حقیر است و میخواهد با ژستهای کذایی آن حقارت را بپوشاند، روی واژههایی بلند ایستاد تا کوتاهی قدوقواره سیاسیاش دیده نشود.
اما تکههای سوخته تجهیزات نظامی آمریکا در خاک ایران، هزینهای را که مردم آمریکا برای این معجزه! پرداخت کردند، به نمایش گذاشت، هم برای مردم آمریکا و هم برای همه مردم جهان. یک جنگنده اف-15، یک ای-10 و یک بالگرد بلکهاوس، دو هواپیمای سی - 130، دو پهپاد هرمس و امکیو 9 و... فاکتور بلندبالایی است که از جیب مردم آمریکا برای معجزه کذایی و بلندپروازی جاهطلبانه ترامپ خرج شد؛ 500 میلیون دلار ناقابل!
مردم آمریکا اگر کمی در فضای مجازی و رسانهای بچرخند، متوجه خواهند شد چیزی بیش از حجم بالای دلارهایی که فقط طی یک عملیات، ترامپ در ایران سوزاند، باید آنها را نگران کند. در مخابره تصاویر آهنپارههای سوخته تسلیحات نظامی در ایران، برخی شاید دنبال جنازه سوخته متجاوزان آمریکایی بودند؛ اما از آن مهمتر هم بود؛ آبروی آمریکا.
یکبار دیگر عکسها را ورق بزنید، جهانی جمع شده تا ببیند آن تکه آهن سوخته بال هرمس است و آن دیگری ملخ بلاکهاوس و آن یکی شاید دماغه سی- 130؛ هریک حدسی که بیان میشود، گویی یکبار از اول آبروی اعتبار آمریکا را آتش میکشد. ما که نه چراکه از ابتدا هم آمریکا نزد ما اعتبار و آبرویی نداشت، اما بسیاری از مردم جهان دارند آمریکایی جدیدی را تجربه میکنند.
آمریکایی که قرار بود حکومت ایران را سهروزه تغییر دهد و در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد، آمریکایی که قرار بود تنگه هرمز را باز کند، قرار بود اتحاد بینالمللی نظامی علیه ایران ایجاد کند، قرار بود و بود و بود؛ اما حالا همین که توانسته خلبانش را مجروح از ایران به در ببرد، ذوقزده است و رئیسجمهورش برای همین اتفاق جشن پیروزی گرفته است، بیآنکه توجه کند چشم دنیا به آن بالگردها و هواپیماهای سوخته است و از خود میپرسد یک ابرقدرت با مختصات آمریکا چگونه نتوانسته از عهده شکستدادن ایران بربیاید؟ چطور ایران جنگنده آمریکایی را به زیر انداخته و خلبانان آمریکایی را آواره کرده است. آن هم ایران تحت تحریمهای سخت اقتصادی و تسلیحاتی، ایرانی با فهرستی از مقامات نظامی و امنیتی و سیاسی ترور شده که در رأس آنها رهبر کشور است.
چطور نجات دو خلبان از چنین ایرانی آن هم با انبوهی تسلیحات نظامی آمریکایی ازدسترفته، میتواند برای یک ابرقدرت پرمدعا جشن پیروزی بیافریند، بیآنکه پاسخ دهد چرا خلبانانش به چنین وضعی افتادهاند؟ حتی اگر گمانهها در مورد انجام عملیات برای اقدامی دیگر هم درست باشد، باز چیزی از شکست آمریکا کم نمیکند.
آیا ترامپ میتواند یک عملیات جستوجوی آبرو هم برای آمریکاییها ترتیب دهد؟ درحالیکه کل لشکرکشی هواییاش هم نه عملیات نجات خلبانان که برای اعاده آبرویی بود که در پنج هفته گذشته از آمریکا برده بود و حالا مفتضحتر از قبل زمین خورد؟ میگفتند جنگندههایی رادار گریز و غیرقابل هدفگیری دارند که کسی را در جهان یارای هدف گیری آنها نیست، اما جنگنده خورد، خلبانان زخمی و فراری شدند و عملیات جستوجو هم که در واقع اعاده حیثیت آمریکا بود، به آبروریزی بیشتر منجر شد.
حالا ترامپ میخواهد با واژهها پیروزی بسازد؛ سحری شیطانی برای غلبه بر عصای موسی! او ممکن است از سطح واژه هم فراتر برود و برای جبران شکستها جنایات جنگی دیگری مرتکب شود، اما همان هم برای او آبرو نمیشود. هیچ دیکتاتوری در جهان با آدمکشی و جنایت اعتباری کسب نکرده است.
همان ساعت اول جنگ، موشک تاماهاکی که بر مدرسه میناب خورد، آبروی تقلبی آمریکا را منفجر کرد. ما اما برای پیروزی منتظر معجزه نیستیم، گرچه خدا همیشه معجزهاش را پشتیبان تلاش و مقاومت این ملت کرده است؛ ما همین که هنوز مقاومت میکنیم، خودش معجزه پیروزی ماست.
ما خلبانان آمریکایی را از جنگندههای رادارگریزشان به کوهستانهای ایران انداختیم؛ همین پیروزی ما بود. اگر پیدایشان میکردیم، پیروزی پلاس میشد، اما تا همین نقطه هم در نبرد دو وزنه نامتوازن، ما به قدر کفایت پیروز بودیم و واژههای ترامپ و جنایات احتمالی بعدیاش نمیتواند چیزی از این پیروزی ما و از آن آبروریزی آمریکا کم کند.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/