به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، در روزهایی که خلیج فارس به کانون ملتهبترین تقابلهای ژئوپلیتیک تبدیل شده، نقشها، بازیگران و زمین بازی اقتصادی نیز متحول شده است. در لایههای پنهان این تنش، نبردی بسیار عمیقتر از تبادل آتش نظامی در جریان است.
ایران ظرف یک ماه از صادرکننده معمولی نفت به یک بازیگر تعیینکننده در بازارهای جهانی تبدیل شده است. تانکر ترکرز» گزارش میدهد که ایران صادرات نفت را کاهش داده تا قیمت نفت را بالا نگه دارد»؛ به عبارت دیگر، ایران حالا نقش بازیگر بازار و تعیینکننده قیمت را پیدا کرده است. کشوری که تا یک ماه قبل تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی بود، امروز نه تنها معاف از فروش نفت نیست، بلکه قدرتهای بزرگ را به نوعی تحریم کرده است.
اما این همه ماجرا نیست و به نظر میرسد حوادثی فراتر از بازار انرژی نیز مطرح است که هیئت حاکمه آمریکا و عروسک آنها یعنی ترامپ، بیش از هر چیز، از آن واهمه دارند. این روزها صاحبنظران بسیاری معتقدند مقصد نهایی نبرد جاری میتواند انهدام پاشنه آشیل هژمونی ایالات متحده، یعنی سیستم «پترودلار» باشد. کنترل عملیاتی و مقتدرانه ایران بر آبراه استراتژیک تنگه هرمز، دیگر صرفاً یک اهرم فشار نظامی یا ابزاری موقت برای ایجاد شوک در بازار انرژی نیست، بلکه امروز به سلاحی ژئواکونومیک برای تغییر ساختار و نظم مالی جهان بدل شده است.
پایان معادله «امنیت در برابر دلار»
در سال 1974، آمریکاییها با شیخنشینهای خلیج فارس به توافقی نانوشته دست یافتند که نفت خود را به دلار قیمتگذاری و مازاد درآمد را در اوراق قرضه خزانهداری آمریکا سرمایهگذاری کنند و آمریکا نیز امنیت آنها را تضمین کند. به این ترتیب برای پنجاه سال، هر بشکه نفتی که در هر جای زمین فروخته شد، تقاضایی برای دلار ایجاد کرد که بدهیهای آمریکا را تأمین مالی میکرد. کارکرد نظم جدید که «پترودلار» نام داشت، دو چیز بود: نفت خلیج فارس به دلار قیمتگذاری شود، و نیروی دریایی آمریکا امنیت آنها و تنگه هرمز را تضمین کند.
این قانون نانوشته که پشتوانهاش هیمنه آمریکا و قدرت نظامی او بود، تا 9 اسفندماه 1404 ادامه داشت، اما با تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، نیروهای نظامی کشورمان کنترل تنگه هرمز را به دست گرفتند. در ادامه و با فروپاشی افسانه ناوهای هواپیمابر و جنگندههای میلیون دلاری آمریکا، چتر حفاظتی روی سر اعراب پاره شد و ورق این بازی برگشت.
با شکسته شدن انحصار دلار در بازار جهانی نفت، ماشین چاپ پول آمریکا قدرت صدور تورم خود به جهان را از دست میدهد و واشنگتن با بحران مهارنشدنی بدهی ملی روبرو خواهد شد. همانطور که در دکترین راهبردی جدید نیز تأکید شده، تثبیت کنترل قدرت ایران بر تنگه هرمز، میخ نهایی بر تابوت تحریمهای یکجانبه و نقطه پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه است.
ایران با درک دقیق این خلأ استراتژیک، نخستین ضربه را به این ساختار فرسوده وارد کرد. طرح ایده «عبور مشروط نفتکشها از تنگه هرمز به شرط تسویه با ارز غیردلاری»، یک گام مقدماتی بود که دریچهای را به عبور از پترودلار گشود.
ایدههایی برای نظم جدید
قبل از هر چیز باید قوه مقننه ایران هر چه سریعتر، بستر قانونی برای اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز در همه ابعاد سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی و محیط زیستی را فراهم کند تا زمینه برای دستاوردهای اقتصادی فراهم شود.
پیشنهادهای مختلفی در این زمینه از سوی کارشناسان مطرح شده است. پرتکرارترین پیشنهاد، استفاده از یوان چین است که هماکنون ظرفیت جایگزینی با دلار را دارد. همچنین ایده ارز ترکیبی بریکس در این زمینه مطرح است که به نظر نمیرسد فعلاً به اندازه یوان کارایی داشته باشد.
زیرساخت اجرای چنین ایدهای نیز فراهم است. اکنون که از یک سو مناسبات اقتصادی حوزه خلیج فارس در حال دگرگونی است و از سوی دیگر، چین زیرساخت قدرتمند، مستقل و ضدتحریمی پرداخت بینالمللی خود تحت عنوان سیستم CIPS را توسعه داده و بسیاری از شرکای تجاری ما نیز به آن متصل هستند، دولت میتواند با ارادهای حاکمیتی و قاطع، به عادت دیرینه وابستگی به سازوکارهای دلاری پایان دهد. سوار کردن تجارت خارجی بر شبکههای تسویه غیردلاری و پیمانهای پولی دوجانبه، مؤثرترین پادزهر در برابر جنگ اقتصادی خزانهداری آمریکاست.
البته در این زمینه ملاحظاتی نیز مطرح میشود. به اعتقاد صاحبنظران، ایران باید در برابر امتیازی که به چینیها برای استفاده از یوان و تضعیف پترودلار در تنگه میدهد، امتیاز بزرگی نیز از چینیها بگیرد؛ امتیازی مشابه سرمایهگذاری گسترده در طرحهای کریدوری یا همکاری نظامی.
تولد «پتروریال»
برخی فعالان اقتصادی نیز میگویند از فرصت جدید باید برای تقویت ریال استفاده کرد.
مهدی صفری، معاون پیشین اقتصادی وزارت امور خارجه در دولت سیزدهم، با اشاره به طرحهای اخیر درباره دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز اظهار داشت: «چرا برای عوارض تنگه هرمز، ارز یوان چین مطرح شد؟ حالا زمان آن رسیده که دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز بر اساس ریال باشد.» وی با اشاره به تجربه روسیه مبنی بر فروش گاز بر مبنای روبل، تأکید کرد: «هر مجموعهای که قصد عبور از تنگه هرمز را دارد، میتواند ریال تهیه کند و با ریال، عوارض عبور را پرداخت کند. این کار هم به بینالمللی شدن ریال کمک میکند و هم وابستگی به ارزهای دیگر را کاهش میدهد.»
محمد ترکمانه، کارشناس حوزه سیاستگذاری و امنیت ملی، نیز معتقد است: هرگونه طرح برای پایان دادن به تقابل ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، تنها زمانی میتواند پایدار و معنادار باشد که فراتر از توقف درگیری، به طراحی نظم مالیِ پساجنگ نیز بپردازد. به گفته او، در این چارچوب، مفهوم «پتروریال» اهمیت پیدا میکند.
پتروریال بهعنوان یک سازوکار پولی و مالی مبتنی بر پشتوانه انرژی تعریف میشود که اتکای آن بر داراییهای راهبردی، بهویژه نفت و گاز است. چنین سازوکاری این ظرفیت را دارد که در حوزههایی چون تجارت، تسویه، سرمایهگذاری، قراردادهای انرژی و ترتیبات اقتصادی منطقهای به کار گرفته شود. در این نگاه، انرژی دیگر صرفاً یک منبع درآمدی نیست، بلکه به ابزاری برای شکلدهی به قدرت مالی و اقتصادی منطقه تبدیل میشود.
چرخه باطل ارزی
برای ورود جدی به دنیای جدید اقتصاد پساجنگ، همه چیز معطوف به تنگه نیست و باید در دستگاه تصمیمگیری داخلی نیز اقداماتی صورت بگیرد. در شرایطی که در خط مقدم نبرد ارزی در آبهای خلیج فارس در حال خلع سلاح کردن دلار هستیم، تعلل دستگاههای اقتصادی در تغییر مسیر تجارت خارجی یک خطای استراتژیک و نابخشودنی است.
متأسفانه، همچنان بخش قابلتوجهی از درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت به شرکای راهبردی نظیر چین، به جای استفاده مستقیم در چرخه واردات، گرفتار تبدیلهای چندباره به یورو، درهم و دلار میشود تا به دست واردکننده ایرانی برسد و مقاومتهایی برای اصلاح این مسیر وجود دارد.از آنجایی که عمده درآمد ایران به یوان است، مسیر تبدیل آن به درهم و ریال، اولاً باعث تحمیل نرخهای بالای تبدیل ارز به نفع صرافیها و تراستیها میشود. از سوی دیگر، تراستیها بخشی از پولها را به بهانه تحریم ماهها نزد خود نگه میدارند و از این ناحیه نیز کشور را در تنگنا قرار میدهند. نهایتاً هزینه این اختلالها را مصرفکننده نهایی به صورت افزایش نرخ ارز میپردازد. علاوه بر اینها، وابستگی به درهم، فرصتی بیبدیل به امارات داده است تا علیه کشورمان به فتنهگری اقتصادی بپردازد.
این چرخه معیوب و خودتحریمی پنهان، نه تنها هزینههای مبادله را به شدت افزایش داده و موجب هدررفت درصد بالایی از منابع ارزی کشور در فرایند تبدیل میشود، بلکه اقتصاد ما را همچنان در زمین بازی وابسته به شبکه پرهزینه مالی غرب نگه میدارد.
عبور از درهم
علیرضا پیمانپاک، قائممقام اسبق وزارت جهاد کشاورزی، با اشاره به فرصت پیشآمده برای کشور در شرایط کنونی، ضمن برشمردن ظرفیتهای جایگزین امارات تأکید کرد: «حال چه در خلیج فارس مثل عمان که علاقهمند بود، چه قبل از این درگیریها قطر، چه کشورهای شرقی، چه کشورهای غربی، چه حوزه سیآیاس؛ خیلی از کالاها میتوانستند مستقیم بیایند. این فرمول وجود داشت، ولی کسی این مسئله را جدی نمیگرفت و جدی دنبال فرایند نمیافتاد.»
وی افزود: «اکنون فرصتی پیش آمده که اگر کالایی را از چین میخواهید بیاورید، از طرق مختلف ظرفیت فوقالعادهای وجود دارد که ما همیشه از آن غافل بودیم. زیرساختهای خوبی در کشور وجود دارد ولی فعال نیست، مثل زیرساخت ریلی و مبادی رسمی ورودی به کشور که ایران با همسایگان خود دارد.»
بانکهای روسی آمادهاند
قائممقام سابق وزارت جهاد کشاورزی در ادامه با اشاره به ظرفیتهای بانکی جدید برای انتقال ارز تصریح کرد: «مثلاً چند بانک بزرگ روسی آمدهاند و زیرساختهای واقعی ایجاد کردهاند؛ یعنی برای بانک مرکزی و بانکهای عامل ما حساب کارگزاری باز کردهاند. حتی بخشی از پول را منتقل کردهاند؛ یعنی طرف مقابل آمده، یوان را گرفته و به روبل تبدیل کرده و بر اساس آن روبل برای ما السی باز کرده
است.»
پیمانپاک افزود: «حتی این بانکها آمدهاند و گفتهاند که ما در آفریقا، هند و جنوب شرق آسیا بانک داریم و با بانکهای آمریکای لاتین حساب کارگزاری داریم و موارد متعددی وجود داشته که برای ما از همان مسیر چین در قالب نظام بانکی پول پرداخت کردهاند.»
او با ابراز تأسف از عدم استفاده کافی از این ظرفیتها گفت: «این سیستم در حال حاضر برقرار بوده است. متأسفانه در این دو سه سالی که این سیستم ایجاد شده، در این بستر فقط 200 میلیون دلار پول جابجا شده است، در حالی که ایران سالانه 130 میلیارد دلار تجارت خارجی دارد. بخش عمده در همان سیستم عجیب و پرریسک و غیرشفاف و هزینهبر تراستی رفته است.»
اقدامات عملی کشورها
دنیا با مشاهده استفاده آمریکا از دلار به عنوان سلاح تحریم، به دنبال راهکارهای جایگزین افتاده است و برخلاف برخی انتقادات، قرار نیست ایران به تنهایی بار تغییر نظام مالی دنیا را به دوش بکشد.
هند رسماً پیشنهاد داده است در اجلاس آتی بریکس، اعضا ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) خود را به هم متصل کنند تا تجارت بدون دلار انجام شود. چین و روسیه نیز از این طرح حمایت میکنند.
الکسی اورچاک، معاون نخستوزیر روسیه، چند روز قبل با اشاره به اینکه ایجاد سیستم پرداخت و تسویهحساب مستقل از بانکها و ارزهای کشورهای غربی، محور اصلی همکاریهای اوراسیایی است، تأکید کرد: در سال 2025، حدود 91 درصد مبادلات متقابل با کشورهای مستقل همسود، 93 درصد با اتحادیه اوراسیا و 95 درصد با جمهوری خلق چین – مهمترین شریک تجاری ما – با استفاده از ارزهای ملی انجام شد.
به گزارش رویترز، گردش مالی پرداخت اختصاصی چین به نام CIPS در سال 2025 به حدود 25 تریلیون دلار (180 هزار میلیارد یوان) رسیده و اکنون قابلیت جایگزینی با سوئیفت را در سطح منطقهای دارد. حتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مثل عربستان و امارات، در حال جایگزینی دلار با ارزهای محلی در پروژههای کلان هستند. پس از اخراج آمریکا از منطقه و برچیده شدن سیستم پترودلار، این تمایلات میتواند بیشتر هم بشود.
بحران جاری، صرفاً یک رویارویی نظامی نیست، بلکه یک پیچ تاریخی تکرارناپذیر برای عبور از نظم آمریکایی و بنای یک معماری جدید مالی است. ایران اکنون کلید شاهرگ انرژی جهان را در دست دارد و به فرموده رهبر انقلاب اسلامی، «قطعاً همچنان از اهرم مسدودکردن تنگهی هرمز باید استفاده شود.»
منبع: کیهان
انتهای پیام/