به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، آسمان نظارهگر و در تعقیب قطره قطره بارانی است که روی شانهها مینشست، شانههایی که چهل روز است در داغ فراقِ امامِ شهید میلرزد و بیتاب است اما خم نشده؛ شانههایی که چهل روز است سنگینی این داغ سترگ را میان برف، باد و باران حس میکند اما همچو کوه محکمتر از گذشته ایستاده است چون کلام امام شهید در جانش ریشه دوانده؛ امامی که فرمود «چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث، و مردم کار را تمام خواهند کرد» و لذا این شانهها زیر باران میداند که مبعوث شده است.
شُکوه یک توسل جمعی در میدان شهدای ذهاب رشت
آسمان شهرمان این شبها به زمین نزدیکتر شده است آنجا که دستهای دعای مردم مومن برای توسل به امام زمان و زمزمه دعای الهی عظمالبلاء رو به آسمان بلند شده و معتقد است دعا زیر باران رحمتِ الهی مستجاب است.

هر دست که بالا میآید، انگار ارادهای از زمین میکَند و به ملکوت میسپرد، خدایا! تو قدرتِ مطلق زمینِ و آسمان هستی؛ تو با ما و ما با تو هستیم؛ ما از داغ و تهدید خم نشدهایم؛ ما به وعدهای چنگ زدهایم که امضای خدا را دارد. در این شبها، به قدرتِ شکستناپذیر تو تکیه زدهایم؛ این زمزمهها با شکوهی هرچهتمامتر در میدان شهدای ذهاب رشت میپیچید و لذتش بر جانها مینشست.
بیتابتر از همیشه محتاجِ نگاه امامِ زمان
ما بر این باوریم، هرجا که دست و صدایی، امام زمان را بخواند خداوند آن دعا و توسل را به قلب مبارک حضرت میرساند. حالا شاهد آن هستیم که هزاران زمزمه، هزاران دست دعا و توسل زیرِ باران در میدان شهدای ذهاب رشت راهیِ آن قلب نورانی شده است.

بانویی که کنار همسر و فرزندانش ایستاده بود زیر لب میگفت: آقا جان، نگاهت را از ما نگیر، این روزها و شبها از زن و مرد و کوچک و بزرگ تا نوزاد در گهواره در شیعهخانه تو فریاد هیهات من الذلة سر دادند و با شعارهای الله اکبرشان به قلب دشمنانت هراس انداختهاند، این دستهای توسلِ زیر باران را دریاب که بیتابتر از همیشه محتاجِ نگاه توست.
تو چه دلنشین برای شیعهخانهات دعا میکنی
قطرات باران آرام و پیوسته روی چهرهها میلغزید و ردی از نور بر گونهها میکشید. پسربچهها و دختربچهها با تعجب به لبان بزرگترها که تکان میخورد چشم دوخته بودند؛ مرد جوانی در میان نالهها و زمزمهها بلند گفت: مولاجان این مردم که در خیابانها مبعوث شدهاند خود را برای گذر از پیچ تاریخی آماده کرده و بیش از هر زمان دیگری به تو نزدیک هستند و تو چه دلنشین برایشان دعا میکنی چراکه میدانی شیعیانت در ایران به یاری دین خدا آمدهاند و بلکه همگام با آنها در خیابانها هستی اگرچه چشمها از دیدنت محرومند.. پس این دستهای توسل را دریاب.

در گوشهای از میدان، پسربچهای با صدای بلند از پدرش پرسید: بابا، امام کجاست؟ پدر با لبخند انگشتش را به سمت میدانِ حماسه گرفت و گفت همینجاست پسرم؛ همینجا که دستهایمان را بلند کردهایم و صدایش میزنیم.
میدان شهدای ذهاب یکپارچه به دعا و نماز استغاثه ایستاده بود و فریاد هیهات منا الذلة چون خونی گرم در رگهای خیابان میدوید و آسمان را به رعشه آورد بود؛ تصویر روزهای روشن، لبخندی از آرامش را بر لبهای مردم نشانده بود، روزهایی که عدالت در سراسر جهان گسترش یافته و ظلم و طغیان ریشهکن شده و جهان طبق وعده الهی، به صالحان خواهد رسید.

آرامش پس از دعای الهی عظم البلاء
دعای الهی عظم البلا تمام شده و دستهای دعا، پهنای صورتها را در برگرفته، انگار آرامش خاصی بر قلبها نشسته و ارادهها محکمتر شده است؛ ملتی که خود را زمینهساز ظهور میداند دوباره قامت راست کرد؛ ای امام غریب، ما از دلتنگیهایمان گفتیم، از داغِ امام شهیدی که از میان ما رفت اما احساس یتیمی نمیکنیم چراکه تو همچنان پدر این امت هستی و نگاهت را از ما برنمیگردانی؛ ما آمادهایم که از این پیچ تاریخی عبور کنیم، تو خود پایانی زیبا برایمان ترسیم کن.
زهرا رستگار
انتهای پیام/