به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، آنچه که امروز در لبنان میگذرد را نمیتوان از بستر منطقهای گستردهتر جدا کرد؛ جایی که محاسبات نظامی با برنامههای سیاسی در هم تنیده شده و میدان به ابزاری برای مذاکره با وسایل دیگر تبدیل میشود.
المیادین در تحلیلی در این رابطه نوشت: صحنه منطقهای، پس از حملات وحشیانه اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان، شاهد تشدید پیچیدهای است که فراتر از یک رویداد نظامی منفرد بوده و الگوی پیشرفتهای را در مدیریت جنگ جاری منعکس میکند که از یک سو توسط آمریکا و اسرائیل و از سوی دیگر توسط ایران، حزبالله و متحدانشان هدایت میشود.
دست و پا زدن صهیونیستها برای ترمیم بازدارندگی از دست رفته
تحولات اخیر نشان میدهد که ما در لحظه تقاطع دقیق و حساسی بین مسیرهای جنگ و مذاکره قرار داریم؛ جایی که حملات نظامی به عنوان ابزاری برای فشار و بهبود شرایط مذاکره استفاده میشود، نه صرفاً برای دستیابی به اهداف میدانی مستقیم. در این زمینه، یک سوال اساسی در مورد رویداد بزرگی که در لبنان رخ داد مطرح میشود: چگونه میتوان حمله ناگهانی اسرائیل به لبنان را تفسیر کرد؟
تجاوز به بیروت را نمیتوان از تلاشهای مستمر اسرائیل برای بازسازی معادله بازدارندگی، به ویژه پس از آنچه که آن را فرسایش قابل توجهی در توانایی خود برای تحمیل قواعد درگیری سنتی میدانست، جدا کرد. بنابراین در سایه صحبتها در مورد میانجیگری پاکستان با هدف توقف جنگ در منطقه، این حمله تلاشی برای بازسازی موازنه قوا، به ویژه در مورد حزبالله به نظر میرسد.
مقاومت اسلامی در لبنان، طی چهل روز گذشته، توانایی بالایی در ایجاد فرسایش قابل توجه و فلج کردن اسرائیل در جبهه شمالی، هم از نظر هزینه نظامی و هم از نظر تأثیر روانی و سیاسی، از خود نشان داده است. این عملکرد، جایگاه حزبالله را به عنوان یک عامل بازدارنده منطقهای و یک متحد استراتژیک برای ایران تقویت کرده است، که هدف قرار دادن آن را در هر رویکرد اسرائیلی-آمریکایی برای تنظیم مجدد ریتم جنگ یا راهحل سیاسی در منطقه، به یک اولویت تبدیل میکند.
در این میان اظهارات آمریکا، از جمله اشاره به چراغ سبز برای آغاز دورهای از مذاکرات با ایران، نشاندهنده سطحی از هماهنگی سیاسی و نظامی با اسرائیل است، یا حداقل توافقی ضمنی بر مدیریت تشدید تنش در چارچوبی محاسبهشده.
این الگو لزوماً به معنای وجود توافق کامل نیست، بلکه بیشتر به نوعی تناوب عملکردی بین دو طرف یا تبادل نقشها اشاره دارد؛ جایی که به اسرائیل فضای بیشتری برای عملیات نظامی در لبنان داده میشود، در حالی که واشنگتن رشتههای مذاکره با ایران را حفظ میکند و به دنبال استفاده از فشار میدانی برای بهبود موقعیت و شرایط خود در هر توافق احتمالی است.
شکست سناریوی دلخواه آمریکا و اسرائیل مقابل سد ایران
تلاش برای تضعیف حزبالله یک هدف اساسی و حتی استراتژیک برای هم آمریکا و هم اسرائیل بوده و این یک فرضیه مرکزی است که متعاقباً امکان اعمال فشارهای بیشتر بر تهران را فراهم میکند. موفقیت این سناریو، از منظر واقعبینانه، ممکن است راه را برای تحمیل شرایط سیاسی و امنیتی جدید بر ایران باز کند، از طریق تهدید به دو گزینه: یا پذیرش یک توافق با شرایط کاملاً آمریکایی، یا مواجهه با تشدید گستردهتر که ممکن است به هدف قرار دادن مستقیم منافع آن گسترش یابد.
اما این رویکرد با یک مانع بسیار مهم برخورد میکند، که همان درک ایران از این سناریو است، زیرا همه نشانههای اخیر حاکی از آن است که ایران، طی چهل روز گذشته جنگ، از استراتژی صبر استراتژیک به استراتژی قدرت بازدارندگی منتقل شده است.
اما آنچه اکنون در لبنان رخ میدهد، صحنه را در برابر دو سناریوی اصلی قرار میدهد: اگر ایران از پاسخ خودداری کند، اسرائیل ممکن است به تشدید بیشتر و هدف قرار دادن گستردهتر لبنان اقدام کند، که این امر پاسخ، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، را به یک عنصر تعیینکننده در مسیر مرحله بعدی تبدیل میکند.
همچنین عدم پاسخ ایران ممکن است به عنوان نشانه ضعف تفسیر شود که به تشدید بیشتر تنشها از سوی دشمن تشویق میکند، در حالی که یک پاسخ سنجیده ممکن است به بازگرداندن تعادل و تحمیل یک معادله بازدارندگی متقابل کمک کند، که طرفهای دیگر را مجبور به بازگشت به میز مذاکره با شرایط متعادلتر میکند.
برخی ممکن است معتقد باشند که پاسخ ایران ممکن است به بسته شدن مسیر مذاکرات فعلی منجر شود، اما احتمال دیگری نیز وجود دارد که این پاسخ به عقبنشینی اسرائیل و ایالات متحده کمک کند و باب مذاکره را بر اساس برابری، نه بر اساس تحمیل شرایط با زور نظامی، باز کند.
اما در سایه اعلام توافق آتشبس با میانجیگری پاکستان، سوالاتی در مورد سناریوهای احتمالی این تحولات دراماتیک مطرح میشود. تجاوز رژیم صهیونیستی به بیروت دارای ماهیت پیشگیرانه و غافلگیرکننده است که هدف آن تحمیل واقعیتهای جدید در میدان است که ممکن است متعاقباً در هر مسیر مذاکرهای ترجمه شود، اما در مقابل، این تشدید، حزبالله و ایران را در برابر یک آزمون واقعی قرار میدهد: آیا این حمله در چارچوب فشارهای سیاسی مهار میشود، یا با اقدامی که خطوط قرمز را دوباره ترسیم میکند، پاسخ داده میشود؟
سناریوهای مرحله آینده در تحولات لبنان
در این میان سناریوهای احتمالی در مورد این صحنه از رویدادهای حساس و بسیار مهم و پیچیده وجود دارد:
-سناریوی اول: تشدید تدریجی که بر اساس پاسخ متقابل با محاسبات دقیق استوار است، به گونهای که معادله بازدارندگی را دوباره تثبیت کند و از زیادهروی اسرائیل در هدف قرار دادن عمق لبنان یا تغییر قواعد درگیری بدون پرداخت هزینه جلوگیری کند.
این سناریو ممکن است منجر به بسته شدن پنجره مذاکره و ورود به یک رویارویی گستردهتر شود، اما در مقابل، موازنه قوا را به نفع حزبالله و ایران تقویت میکند و حمایت بیشتری را در میان پایگاه مردمی که مقاومت را ابزاری برای حفاظت از حاکمیت و بازدارندگی در برابر تجاوزات اسرائیل و آمریکا میدانند، برای آنها به ارمغان میآورد. همچنین این مسیر میتواند بعداً راه را برای مذاکرات جدید باز کند، اما بر اساس توازن قدرت، نه بر اساس دیکتهها.
-سناریوی دوم: مهار تشدید تنش با تحت فشار قرار دادن دولت آمریکا برای اعمال فشار بر اسرائیل جهت توقف بمبارانها از طریق کانالهای دیپلماتیک.
شاید مهمترین چیزی که توجه ما را در مورد تحولات پس از اعلام توافق آتشبس در منطقه توسط پاکستان جلب کرد، شکنندگی تفاهمات بین واشنگتن و تهران بود، زیرا این تفاهمات بیشتر شبیه به مدیریت بحران هستند تا یک راهحل ریشهای، که آنها را بیشتر به راهحلهای موقت نزدیک میکند تا به توافقات دائمی. بنابراین، هرگونه تشدید تنش میدانی ممکن است ورقها را دوباره به هم بریزد و طرفین را مجبور به ارزیابی مجدد مواضع خود کند.
در این چارچوب، ایران ممکن است پاسخ به هرگونه نقض آتشبس را فرصتی برای اثبات این ببیند که هیچ تفاهمی نمیتواند به ضرر آن یا متحدانش باشد و این که قادر است منافع خود را در میدان، علیرغم فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی و هزینههای زیادی که میپردازد، حفظ کند.
در مجموع، گزینههای پیش روی حزبالله و ایران به یک معادله دقیق بر اساس این سوالات محدود میشود: چگونه میتوان بازدارندگی را بدون لغزش به یک جنگ گستردهتر و شدیدتر تثبیت کرد؟ چگونه میتوان برگهای قدرت را بدون فروپاشی کامل مسیر سیاسی حفظ کرد؟
اینها سوالاتی هستند که پیچیدگیهای مرحله کنونی را منعکس و تأکید میکنند که هر تصمیمی صرفاً یک واکنش نخواهد بود، بلکه بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای مدیریت درگیری با اسرائیل و آمریکاست.
در نهایت، آنچه مسیر را تعیین خواهد کرد، نه تنها ماهیت پاسخ، بلکه همچنین توانایی طرفین در خواندن دقیق صحنه و برآورد هزینه هر گزینه است، نه فقط در کوتاهمدت، بلکه در بلندمدت استراتژیک ، و این برای حزبالله و ایران بسیار مهم است.
در پایان، امروز بین تثبیت معادلات بازدارندگی و انفجار مجدد اوضاع، منطقه بر لبه یک معادله بسیار حساس قرار دارد که ممکن است ویژگیهای کل مرحله آینده را ترسیم کند و منتظر میمانیم و میبینیم.
انتهای پیام/