به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سید هادی ساجدی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در یادداشتی از پیروزی بلامنازع ایران پس از آتشبس، چهار جبهه نظامی، اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی را بهعنوان میادین سرنوشتساز در نظم جدید قدرت معرفی کرد. وی با اشاره به تجربه بینظیر مقابله با تکنولوژی نظامی آمریکا و فرصت تاریخی رفع تحریمها، معتقد است ایران اکنون به بازیگری موثر در فرهنگ و دیپلماسی جهان تبدیل شده، اما برای تثبیت این شکوفایی، نیازمند اصلاحات ساختاری و نوسازی در عرصه اجتماعی و سیاسی داخلی است.
از غروب سه شنبه 18 فرودین مهمترین خبرگزاریها و رسانههای بین المللی را به طور دائم رصد میکردم. معلوم بود اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است، تا سحر که خبرهای موثقی از آتشبس دو هفتهای منتشر شد. اگر همانطور که در ظاهر، پیشنهاد 10 مادهای ایران پذیرفته شده، در عرصه دیپلماسی و تدوین اسناد معتبر بینالمللی با مصوبه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل هم اتفاق بیافتد و آمریکاییها دوباره فریب جدیدی رو نکنند، قطعا پیروزی بزرگ و بلامنازع ایران برای همگان روشن است. اما هدف اصلی متن اشاره به چهار عرصه مهم جهان پس از جنگ است.
چهار عرصه مهم در جهان پس از جنگ وجود دارد که میتواند شاهد تغییرات جدی و اثرگذاری باشد. تغییرات در دو عرصه اول یعنی عرصه نظامی و اقتصادی تغییراتی قهری و شگفتانگیز خواهند بود. تغییرات در عرصه اجتماعی و سیاسی محل تردید و نگرانی است که باید جدی گرفته شود و میتواند پاشنه آَشیل جمهوری اسلامی گردد. چهارمین عرصه به ارتباطات و تعاملات بینالمللی برمیگردد که بسیار جای امیدواری دارد که جمهوری اسلامی عملا تبدیل به یک بازیگر موثر بینالمللی نه تنها در سطح ساختارهای سیاسی و رسمی، بلکه در سطح فرهنگ عمومی و اجتماعی و دانشگاهی جهان شود.
اول: عرصه نظامی
جنگ تحمیلی هشت ساله دستمایه جدی برای پیشرفت و رشد شگفتآور نظامی برای ایران در حوزههای مختلف موشکی، پهپادی، جنگ الکترونیک و غیره شد، اما موشکها و پهپادها و تجهیزات بومی تولید شده در دهههای گذشته هیچ گاه به صورت کاملا جدی و واقعی مورد استفاده و بهکارگیری واقع نشد. هر چند در مقاطعی مثل مبارزه با داعش و یا جنگ اوکراین برخی مورد آزمایش قرار گرفتند، اما این تجربه سنگین استفاده از قدرت نظامی بومی، موجب شناخت نقاط قوت و ضعف و زمینهسازی برای توسعه و پیشرفت چند برابری آنها را فراهم میکند. از سوی دیگر، هیچ کشوری در این سالها چنین تجربه مستقیمی از مواجهه با پیشرفتهترین تکنولوژیهای نظامی دنیا که در اختیار ارتش آمریکاست را نداشته است. تسلط بر نقاط قوت و ضعف تجهیزات بومی و تسلیحات آمریکایی زمینهای قهری برای جهش ایران در عرصه نظامی در عصر پسا جنگ را رقم خواهد زد.
دوم: عرصه اقتصادی
اگر آنگونه که در پیشنهاد ده مادهای ایران پیشبینی شده است، ایران بتواند با مصوبه قطعی شورای امنیت همه تحریمهای اولیه و ثانویه را کنار زده و علاوه بر آن درآمد حاصل از کنترل تنگه هرمز را نیز به دست آورد، چیزی قریب به 20 درصد بر درآمدهای خالص ایران خواهد افزود. در این صورت تغییرات اقتصادی و گشایشهای فراوانی به طور قهری در جامعه رخ خواهد داد. بهویژه اینکه، از ساعات اولیه اعلام آتشبس، شرکتها و پالایشگاههای بزرگی تقاضای خرید نفت ایران را رسما اعلام کردهاند، چرا که با مدیریت ایران بر تنگه هرمز، نفت ایران به امنترین نفت غرب آسیا بدل خواهد شد که در صورت بروز حوادث مشابه فروشش استمرار خواهد داشت.
سوم: عرصه اجتماعی و سیاسی
بر خلاف تغییرات و پیشرفتهای نظامی و اقتصادی که به نظر میرسد به صورت قهری در جهان پس از جنگ رخ خواهد داد، تغییرات سیاسی و اجتماعی داخلی منوط به تصمیمات مقامات ارشد و مسئولان بلندپایه نظام است. ایران در سالهای اخیر از استمرار و حلنشدن برخی مسئلههای اجتماعی داخلی رنج برده است. مسائلی چون رانتخواری برخی نزدیکان به قدرت، ضرورت بروزرسانی برخی نهادها و سازمانهای کلان رسانهای، اقتصادی و رفاهی متناسب با نیازها و اقتضاءات جدید اجتماعی، مصلحتسنجیهای مضر و گاهی فداکردن مصلحت نظام بهخاطر حفظ افراد، ایجاد ساختارهای رسمی پذیرش اعتراضات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و ایجاد اصلاحات واقعی متناسب با آنها و یا نهادینه کردن الگوهای پذیرش تکثر اجتماعی و سیاسی، از جمله مواردی است که نظام جمهوری اسلامی در دوران پیروزی پرافتخار پس از جنگ باید به صورت جدی برای آنها الگوهای بومی و اصلاحات متناسب با اسناد بالادستی فراهم آورد. جمهوری اسلامی به همه جهان نشان داده که از ساختار اجتماعی و سیاسی بسیار توانمند و ویژهای مبتنی بر رابطه امام و امت برخودار است که آن را به تنها کشور دارای جسارت مقابله با ابرقدرتهای جهان تبدیل کرده است، اما این توانمندی باید در جریان ساختارها و نهادهای مدیریت داخلی جامعه نیز بیش از پیش جریان یافته و به الگوهای پایدار تبدیل شوند.
چهارم: عرصه بینالملل
با تثبیت پیروزی ایران و تسلط پایدارش بر تنگه هرمز، بدون شک ایران بهمثابه یک قدرت بلامنازع جهانی در نهادهای بینالمللی و منطقهای نقشآفرینی خواهد کرد، اما جمهوری اسلام باید بتواند یکی از چالشهای گذشته خود در عرصه ارتباطات و تعاملات بینالمللی را با استفاده از این ظرفیت نوپدید ترمیم کند. در این سالها، بسیاری از شرکتهای بزرگ اقتصادی یا مراکز فرهنگی، علمی و دانشگاهی به بهانه تحریمها و یا ترس از عواقب همکاری با ایران، از تعامل جدی با ایران خودداری میکردند. حتی سایه تحریمها و فشار بر ایران، در سطح دانشگاهی و دعوت از شخصیتهای تراز اول بینالمللی و اجرای پژوهشها و یا همکاریهای دانشگاهی و هنری و سینمایی خودنمایی میکرد. اکنون جمهوری اسلامی در جهان پس از پیروزی باید برنامهای جدی برای تعامل با مردمان سایر کشورها در حوزه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته باشد. بدون شک، الگوی موفق ایران در مواجهه و پیروزی بر استکبار جهانی جذابیتهای فراوانی برای مردم جهان خواهد داشت که دوست دارند بیایند و ببینند و حتی در آن سهیم باشند. این فرصت طلایی را باید مغتنم شمرد.
انتهای پیام/