به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر محمد فنائی اشکوری در گفتگوی اختصاصی با اشاره به اینکه در پی جنایات جنگی صورتگرفته در جنگ رمضان از سوی رژیم جنایتکار آمریکا و رژیم جعلی و کودککُش صهیونیستی، بهتازگی مجمع عالی حکمت اسلامی نامهای را خطاب به فیلسوفان و اندیشمندان جهان نوشته و ارسال کرده است، اظهار داشت: شاید پرسشی برای مخاطبان عام شکل بگیرد که «فلسفه این کار چیست؟» در مقام پاسخ ابتدا باید ببینیم که فلسفه چیست و چه وظیفهای دارد؟ از گذشتههای دور فلسفه را به نظری و عملی تقسیم میکردند؛ فلسفه نظری یا حکمت نظری، کارش کشف حقیقت و فهم آنچه که هست و آنچه که نیست، بوده و حال آنکه حکمت عملی وظیفهاش، کشف تکلیف انسان است به معنای آنچه بایسته است و آنچه نبایسته است. به بیان دیگر، حکمت عملی دنبال تحقق خیر و کاستن از شر و رنج است.
فلسفه و حکمت علمی به دنبال چیست؟!
وی افزود: فلسفه یا حکمت عملی در پی آن است که تبیین کند چه رفتاری درست و چه رفتاری غلط است. در این فلسفه از مفاهیم و مقولاتی همچون عدالت، ظلم، خیر، شر، رنج، خشونت، جنگ، صلح، کرامت انسان، حقوق بشر و اخلاق و فضیلت بحث می شود. هدف از طرح این مباحث چیست؟ اینکه فقط در کتابها این واژهها و مفاهیم را تعریف کنیم و به دانشجویان بگوییم که این ها را حفظ کنند یا هدف این است که خیر در جهان تحقق پیدا کرده و از شر و رنج آدمیان کاسته گردد و حقوق بشر رعایت شده و کرامت انسانی محترم شمرده شود و با تحقق عدالت زمینه برچیده شدن ظلم فراهم گردد؟ در واقع هدف از شناخت این مفاهیم و ارزشها این است که ارزشهای مثبت تحقق پیدا کند و از تحقق ضد ارزشها منع شود.
وی همچنین گفت: بنابراین غایت فلسفه، کوشش برای تحقق خیر و کاستن از رنج و حفظ کرامت انسان و حقوق آدمی و گسترش اخلاق و استقرار عدالت است که لازمهاش نفی ظلم و ستم و کاستن از رنج بشر است. به بیان دیگر، رسالت فلسفه تبیین صحیح حقایقی است که انسان در حیاتش برای زندگی درست به آن ها نیاز دارد تا زندگی سعادتمندانهای داشته باشد.
دغدغه حفظ و صیانت از کرامت انسانی
این استاد فلسفه در ادامه با بیان اینکه اساساً یک فیلسوف نمیتواند نسبت به این قبیل قضایا بیتفاوت باشد، ابراز داشت: دانشی که نتیجهاش بیتفاوتی در قبال حق و باطل باشد، بیفایده است و علم بدون عمل پوچ و بی ارزش است. فلاسفه بزرگ دنیا در طول تاریخ جزو مصلحان و در پیِ اصلاح بودهاند. از سقراط تا کانت سخن فیلسوفان این بوده که انسان غایت است نه ابزار و اینکه ما نباید از انسان به عنوان ابزار برای منافع خودمان استفاده کنیم، بلکه باید مراقب حفظ و صیانت از کرامت انسانی باشیم. وی اضافه کرد: تحقق این امر منوط به آن است که انسان را غایت در نظر بگیریم نه وسیله و حقوق او را محترم بشمریم و نقض آن حقوق را برنتابیم. ادیان الهی هم در پی تحقق همین آرمانها بودهاند، منتها الان بحث ما در فلسفه است. میان انسان و اشیای دیگر عالم تفاوت هست. شخص انسانی شیء نیست. ما از اشیاء به عنوان ابزار استفاده میکنیم، اما رفتار ما با انسان باید متفاوت باشد. هرگاه از انسان به عنوان شیء استفاده شود، زمینه نابودی انسانیت فراهم شده است. بدترین توهین به انسان این است که در حد ابزار برای بهره برداری تنزل داده شود، چه در مناسبات فردی و چه در ساحت اجتماعی.
نمایش بربریت و توحش از سوی دشمن مدعیِ تمدن
نویسنده آثار فلسفی همچنین ابراز داشت: در این جنگ ناعادلانه، نابرابر و غیر قانونی که از سوی دشمن آمریکایی و صهیونیستی به ما تحمیل شده، دشمنان ما، که همان دشمنان بشریت اند، مرتکب انواع جنایات شده اند؛ جنایاتی که مستقیماً علیه بشریت و علیه ارزشهای انسانی و علیه آن چیزهایی است که اساساً فلسفه برای پاسداشت آن ها شکل گرفته است. در این جنگ شاهد حمله به دانشگاه ها، تخریب آزمایشگاه های علمی، ترور دانشمندان، بمباران مدارس و پرپر شدن دانش آموزان و کودکان معصوم ، کشتار معلمان، تخریب کتابخانه ها، مراکز فرهنگی، آثار باستانی، مراکز درمانی، خانه های مسکونی مردم عادی و غیر نظامی، زیرساخت ها، پل ها، منابع انرژی و غیره بوده ایم. دشمنِ مدعی تمدن چنان بربریت و توحشی از خود نشان داد که روی جنایتکارات تاریخ را سفید کرد.
عضو مجمع عالی حکمت اسلامی بیان داشت: به راستی دیگر قرار بود چه جنایتی رخ دهد تا اینکه وجدانهای خفه بیدار شوند و فریاد اعتراض بلند کنند! در این معرکه چه کسی میتواند دم از عقلانیت و عدالت و اخلاق بزند و با این حال در مقابل این جنایات شرمآور سکوت اختیار کند؟!
تأسف از سکوت و انفعال برخی فلاسفه ایرانی
وی افزود: جای بسی تأسف است که عده ای در داخل کشور که نام فیلسوف را با خود یدک می کشند در مقابل این جنایات سکوت مطلق اختیار کرده اند؛ همان هایی که برای مرگ مشکوک یک نفر جامه دریده و سینه چاک می کردند، در مقابل قتل هزاران نفر از جمله صدها کودک معصوم مهر سکوت بر لب زدند و ناطقه شان از کار افتاد. این امر نشان می دهد که این ها به معنای واقعی کلمه فیلسوف نیستند؛ دفاع از حق و عدالت جایی در وجود آنها ندارد. به راستی میدان جنگ، عرصه آزمایش و تجربه است. در این میدان است که صداقت و وجدان و شرافت انسان ها محک می خورد و دروغ و ریاکاری و تزویر مدعیان برای مردم بیش از پیش عیان میگردد.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
به قول شهید قهرمان و سرافراز ما دکتر چمران وقتی ناقوس جنگ نواخته میشود مرد از نامرد شناخته می شود. کسی از این حضرات انتظار جنگیدن و ایثار و ندارد. حداکثر این است که دستکم با سکوتشان با دشمن این ملت همراهی نکنند؛ دشمنی که نه برای جنگ با یک جناح سیاسی، بلکه به تصریح مکررش آمده است تا این کشور و ملت را از صحنه روزگار محو کند و تمدن این سرزمین را نابود کند. صدای حق خواهان عالم در اعتراض به این بربریت و توحش بلند شده است. بسیاری از اندیشمندان آمریکایی و اروپایی فریاد اعتراض برآوردهاند، اما دریغ از اینان که گوشها و چشمهایشان را بستهاند و بر دهانشان قفل زدهاند.
تبیین چرایی صدور نامه مجمع عالی حکمت اسلامی
فنائی اشکوری همچنین تصریح کرد: بر این اساس، نامه ای از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی تنظیم و ارسال شده برای فیلسوفان دنیا با این هدف که آن ها اولاً در جریان آنچه در ایران میگذرد قرار گیرند و ثانیا خواسته شده است رسالت و وظیفه خودشان را به عنوان کسانی که اهل اندیشه و عقلانیت هستند و باید پاسدار اخلاق و ارزش های انسانی باشند را بهدرستی انجام دهند و در این معرکه صدای بی صداها باشند.
وی گفت: البته جا دارد که چنین نامهای برای همه گروههای اثرگذار در سراسر جهان به زبانهای مختلف نوشته و ارسال شود از سوی همتایان ایرانی آنها به الهیدانان و پیشوایان دینی، پیشوایان معنوی و عرفانی و محققان این زمینه در سراسر جهان در ادیان مختلف، حقوقدانان، پزشکان، اصحاب رسانه، روزنامه نگاران، هنرمندان در طیف های مختلف سینمایی و غیره، شاعران، فعالان حقوق بشر، فعالان محیط زیست، ورزشکاران در رشته های گوناگون، فعالان دانشجویی، فعالان در صلیب سرخ و هلال احمر و خلاصه به همه اقشار و گروه های اثرگذار اجتماعی در رشته های مختلف.
وی بیان داشت: همچنین جا دارد نامههایی تنظیم شود از سوی گروههای مختلف ایرانی به همتایان خودشان در سراسر جهان؛ نامه ای برای مخاطبان در سطح جهان اسلام و نامهای برای مخاطبان در سطح جهانی به نحوی که بشود یک جریان و موجی را در جهان از سوی جریانها و گروههای اثرگذار ایجاد کرد.
اکثریت رسانههای دنیا در دست مستکبرین است اما...
مدیر گروه فلسفۀ موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی افزود: واقعیت تلخی که وجود دارد این است که رسانه های دنیا عملاً در دست دشمن است و آنها واقعیات را وارونه برای مردم دنیا جلوه میدهند. خودشان وحشیانهترین جنایات ضدبشری را مرتکب میشوند اما با این حال، ایران را مقصر جلوه میدهند. کار رسانههای حاکم و غالب، وارونه نشان دادن واقعیات است. بربریت استکبار و صهیونیسم را تمدن و دفاع مشروع و به حق ما را خشونت و تروریسم جلوه میدهند. از این رو ما در همین نامه که اشاره شد، از فیلسوفان و آزاداندیشان عالم خواستهایم که بیان حقایق را در دستور کار قرار داده و فریاد اعتراض برآورده و رسالت و مسئولیت خودشان را به عنوان انسانهای اهل اندیشه انجام دهند.
وی گفت: انتظار میرود که فیلسوفان و اندیشمندان آنچه که در کتابها آموختند و در بحثهای اخلاق و حقوق موشکافی کردند را امروز در میدان عمل بیان کرده و از ارزش های انسانی در برابر ضد ارزش هایی که در بستر جنایات جنگی مجال ظهور و بروز یافته است، دفاع کنند.
پاسداشت عقلانیت و لزوم مقابله با جنایت و تجاوز
این استاد فلسفه ادامه داد: شکی نیست که وظیفه کلیدی فیلسوف، پاسداشت عقلانیت و اخلاق و مقابله با جنایت و تجاوز است. فیلسوف باید تبیین کند که تجاوزگری و جنایت علیه بشریت با عقلانیت ناسازگار است و انسان وقتی انسان است که در چارچوب عقلانیت رفتار کند. در واقع کار فیلسوف، فهم و کشف عقلانیت و دفاع و حمایت از عقلانیت است. فیلسوفان در طول تاریخ از اخلاق و فضیلت که ثمره عقلانیت در حکمت عملی است بحث و کاوش کرده و بر لزوم پاسداشت آن به عنوان بزرگترین وظیفه عملی خود تأکید کردهاند.
وی افزود: کوشش برای حفظ کرامت انسان و رعایت حقوق آدمی جزئی مهم از رسالت فلسفه و وظیفه فیلسوف است، چنانکه کشف حقیقت و بیان آن نیز رسالت ماهوی فلسفه است. فیلسوف باید مغالطه را عیان کند و چهره ی پنهان شرارت و خباثت را آشکار کرده و پرده از ماهیت جانیان تاریخ و توجیهات زشت آن ها بردارد.مستکبران منافقانه و مزورانه در بوق های تبلیغاتی خود القا میکنند که برای آزادی ملتها و تحقق دموکراسی و دفاع از حقوق بشریت دست به جنگ م زنند و جنگ آنها برای پیشگیری از خشونت و استقرار صلح است. فیلسوف وظیفه دارد پرده از این دروغ و نفاق و تزویر بردارد و چهره واقعی آنها را برملا سازد و نیات شومشان را آشکار کند.
روشنگری فلیسوفان؛ سدّی در برابر جریان شیطانی
فنائی اشکوری همچنین اظهار داشت: زورگویان عالم برای تأمین منافع نامشروع خود به قلمرو دیگران تجاوز میکنند و با ارتکاب جنایات وحشیانه منابع و دارایی های دیگران را غارت می کنند. فیلسوفان باید با روشنگری در برابر این جریان شیطانی بایستند و با آگاهی بخشی و بیدارکردن وجدانهای بشری از حقوق مظلومان دفاع و عرصه را بر ستمگران تنگ کنند.
وی در پایان افزود: دفاع از حق، وظیفهی اخلاقی و انسانی فیلسوف است، نه حرکتی سیاسی به نفع یک جریان یا یک ملت. سرمشق فیلسوفان سقراط حکیم است که برای پاسداشت فضیلت و دفاع از حقیقت شوکران را سر کشید. بر این اساس باید گفت که فیلسوف، فیلسوف نیست مگر اینکه حامی فضیلت و اخلاق و مدافع حقوق انسان و مخالف ظلم و جنایت و قتل و تجاوز و آدم کشی باشد، البته نه فقط در انتزاع و در کتاب و کلاس درس، بلکه در عینیت جامعه و عرصه رسانه؛ نه فقط در حد مفهوم و کلیات، بلکه در مصداق و جزئیات. در غیر این صورت علم و دانش و تفکر او بی فایده و بی ارزش است. تفکر باید به کشف حقیقت منتهی شود و علم باید به عمل منجر گردد؛ در این صورت است که حاصل اندیشه و دانش به خیر انسان و به سود بشریت خواهد بود.
انتهای پیام/