به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، پایان ماراتن 21 ساعته مذاکرات در پاکستان، بیش از آنکه یک بنبست دیپلماتیک باشد، بازنمایی دقیق شکست محاسباتی کاخ سفید در تقابل با «دیپلماسی متکی بر میدان» و «مقاومت عزتمندانه تیم مذاکره» جمهوری اسلامی ایران بود.
خروج هیئت آمریکایی از مدار مذاکرات فشرده اسلامآباد، نقطه پایانی بر توهمی بود که گمان میکرد میتوان شکستهای سنگین نظامی را در پشت میزهای دیپلماسی جبران کرد. این نشست 21 ساعته که در سطحی بالا برگزار شد، نشان داد که دستگاه دیپلماسی ایران، با تغییر بنیادین در محاسبات قدرت، دیگر اجازه نخواهد داد «زیادهخواهی» جایگزین «مذاکره» شود. واشنگتن که با هدف بازپسگیری دستاوردهای از دست رفته در میدان نبرد پا به این کارزار گذاشته بود، با دیوار سخت واقعیتی روبهرو شد که ریشه در حماسه چهل روزه نیروهای مسلح و تغییر موازنه قوا در منطقه دارد.
از میدان نبرد تا میز مذاکره
پیش از آنکه به جزئیات مذاکرات اسلامآباد بپردازیم، باید نگاهی به اتمسفر حاکم بر این نشست انداخت. این مذاکرات در شرایطی برگزار شد که پیش از آن ابهت پوشالی تکنولوژی نظامی آمریکا در هم شکسته بود. تا جایی که آسمان ایران در ایام جنگ 40 روزه به گورستان پرندههای مدعیِ واشنگتن تبدیل شد. از جنگنده F-15 (ملقب به شکارچی آسمان)،A10 (گراز) و F-35 گرفته تا بالگردهای بلکهاوک و پهپادهای پیشرفته، همگی در برابر سد آهنین پدافند بومی ایران زمینگیر شدند.
از این رو امروز نه نوکی برای آن عقابهای مدعی مانده و نه چنگالی برای گرازهای آمریکایی؛ آنچه ترامپ با وقاحت تمام «عملیات موفق نجات» مینامید، در واقع آناتومی یک شکست فضاحتبار و تکرار کابوس طبس در جنوب اصفهان بود. در چنین شرایطی، تیم مذاکرهکننده ایرانی نه در موضع ضعف، بلکه برای تثبیت پیروزیهای درخشان میدان وارد پاکستان شد.
معماری مذاکرات و توهمات تیم آمریکایی
مذاکرات در سطوح مختلف برگزار شد؛ از پنلهای کارشناسی تا نشستهای سهجانبه با حضور میانجیگر پاکستانی. ترکیب هیئتها نشاندهنده اهمیت موضوع بود: محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس)، سید عباس عراقچی (وزیر امور خارجه) و علیاکبر احمدیان (عضو شورای دفاع) در برابر جیدی ونس (معاون رئیسجمهور آمریکا) و مشاورانی چون کوشنر و ویتکاف قرار گرفتند.
اما نقطه گسل اینجا بود که آمریکا با ذهنیت قرن بیستمی به دنبال بازگشایی تنگه هرمز و خروج مواد غنیشده از ایران بود. منابع نزدیک به هیئت کشورمان بهدرستی تأکید کردند: «طرف آمریکایی چیزی را مطالبه میکرد که در میدان نبرد کسب نکرده بود؛ آنچه در افتضاح طبس-2 به دست نیامد، در میز دیپلماسی نیز قابل معامله نیست.»
روایت سخنگوی وزارت خارجه از مذاکرات
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه با ارائه گزارش کوتاهی از مذاکرات ایران-آمریکا در اسلامآباد پاکستان در شبکه ایکس نوشت:
«دیپلماسی برای ما ادامه جهاد مقدس مدافعان ایران زمین است. تجربه بدعهدیها و بدسگالیهای آمریکا را فراموش نکرده و نمیکنیم. همانطور که جنایات شنیع ارتکابی آنها و رژیم صهیونیستی در جریان جنگهای تحمیلی دوم و سوم را نخواهیم بخشید. امروز روز پر کار و طولانی برای هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در اسلامآباد بود. مذاکرات فشردهای که از صبح روز شنبه با مساعی جمیله و میانجیگری پاکستان شروع شد تا الان بدون وقفه ادامه داشته و پیامها و متون متعددی بین دو طرف تبادل شده است.
مذاکرهکنندگان ایرانی، از همه توان و تجربه و دانش خود برای صیانت از حقوق و منافع ایران بهره میگیرند. داغ سنگین بزرگان و عزیزان و هموطنانمان، عزم ما را در پیگیری منافع و حقوق ملت ایران جزمتر از هر زمانی کرده است. هیچ چیزی نمیتواند و نباید ما را از پیگیری رسالت سترگ تاریخی خود در قبال میهن محبوب و تمدن شریف ایرانی باز دارد. جمهوری اسلامی ایران مصمم به استفاده از همه ابزارها از جمله دیپلماسی برای تامین منافع ملی و حراست از مصالح کشور است. در 24 ساعت گذشته در مورد ابعاد مختلف موضوعات اصلی مذاکره شامل تنگه هرمز، موضوع هستهای، غرامت جنگ، رفع تحریمها و خاتمه کامل جنگ علیه ایران و در منطقه، گفتوگو شد.
موفقیت این فرآیند دیپلماتیک منوط به جدیت و حسن نیت طرف مقابل و خودداری از زیادهخواهی و خواستههای غیرقانونی، و پذیرش حقوق حقه و منافع مشروع ایران است. از دولت و مردم خونگرم و شریف جمهوری اسلامی پاکستان بهخاطر میزبانی مذاکرات و مساعی جمیله آنها در پیشبرد این روند قدردانی میکنیم.»
روایت وارونه «ونس» در قامت پیامرسان تلفنی!
اظهارات جیدی ونس، پادوی شماره دو کاخ سفید پس از 21 ساعت مذاکره بیفرجام، مصداق بارز وقاحت دیپلماتیک و نعل وارونه زدن بود. او در حالی مدعی شد مذاکرات «قابلتوجه» اما نتیجه آن «شکست ایران» بوده که نگاهی به واقعیات میدان، روایت دیگری را رقم میزند. ونس در حالی ادعای «اختیار کامل» داشت که در طول مذاکرات، 6 تا 12 بار ناچار شد برای کسب تکلیف با ترامپ تماس بگیرد؛ رفتاری که نشان داد وی نه یک دیپلمات مقتدر، که تنها یک «پیامرسان تلفنی» برای دیکتههای واشنگتن بوده است.
او از «پیشنهاد نهائی» سخن گفت، اما به عمد نامی از پیششرطهای مقتدرانه ایران نیاورد که کاخ سفید را ناگزیر به پذیرش آنها کرد. ونس تلاش کرد با کلیدواژه «مذاکرات قابلتوجه»، اشتیاق مفرط آمریکا برای خروج از بنبست را پنهان کند. واقعیت آن است که نشستن پشت میز مذاکرهای 21 ساعته، یعنی پذیرش ضمنی چارچوب قدرت جمهوری اسلامی. این مقام بیاختیار آمریکایی با ابهامآفرینی پیرامون «مسیرهای دستیابی سریع به سلاح هستهای»، در پی ترور حق غنیسازی صلحآمیز ملت ایران بود؛ مطالبهای غیرقانونی که هیچ مسئول باغیرتی در ایران آن را امضا نخواهد کرد. ونس با تکنیک «ضربالاجل کاذب»، سعی کرد توپ را به زمین ایران بیندازد، اما سابقه سیاه آمریکا در خروج از برجام، بمباران میز مذاکره و جنایت ترور شخصیتهای جمهوری اسلامی اعتبار هرگونه «پیشنهاد نهائی» از سوی شیطان بزرگ را به صفر رسانده است. در نهایت، آنچه ونس «شکست ایران» مینامد، در حقیقت پایداری بر خطوط قرمز و پیروزی منطق مقاومت است.
واشنگتن در بنبست استراتژیک
حتی رسانههای غربی مانند گاردین نیز نتوانستند برتری ایران را کتمان کنند. واقعیت این است که جیدی ونس در شرایطی پا به اسلامآباد گذاشت که ایران پس از درهم کوبیدن حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، دست برتر را در منطقه دارد. محمد مرندی، تحلیلگر مسائل بینالملل، بهدرستی اشاره کرد که دولت ترامپ اساساً مذاکره را جدی نمیگرفت و صرفاً به دنبال نمایشی برای پوشش شکستهای خود بود.
حتی عطاءالله مهاجرانی نیز در واکنشی قاطع به ادعاهای ونس نوشت: «خبر بدتر برای آمریکاست. آمریکا پیشنهاد مذاکرات داده بود. واسطه تراشیده بود. با شرایط دهگانه ایران برای مذاکره موافقت کرده بود. منتها میخواست آنچه را در میدان جنگ نتوانسته بود به دست بیاورد در مذاکرات حاصل کند. تنگه هرمز با تهدید و زیر و رو کشیدن و جنگ روانی باز نشد.»
دیپلماسی اقتدار در سایه «دفاع ملی»
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز که خود در متن این نبرد دیپلماتیک حضور داشت، در گزارشی صریح به پیشگاه ملت ایران نوشت: «پیش از مذاکرات تاکید کردم که ما حسن نیت و اراده لازم را داریم ولی به دلیل تجربیات دو جنگ قبلی، اعتمادی به طرف مقابل نداریم. همکاران من در هیئت ایرانی میناب 168 ابتکارات رو به جلویی مطرح کردند ولی طرف مقابل در نهایت نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند. آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد و حالا وقت آن است تا تصمیم بگیرد که آیا میتواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟
ما هر آینه، دیپلماسی اقتدار را روش دیگری در کنار مبارزه نظامی برای احقاق حقوق ملت ایران میدانیم و لحظهای از تلاش برای تثبیت دستاوردهای چهل روز دفاع ملی ایرانیان دست نخواهیم کشید. قدردان تلاشهای کشور دوست و برادر پاکستان برای تسهیل فرآیند این مذاکرات هستم و به ملت پاکستان درود میفرستم.
ایران یک پیکر است با 90 میلیون جان، از تمام ملت قهرمان ایران که با توصیه مقام معظم رهبری و با حضور در خیابان پشتیبان فرزندان خود بودند و دعای خیر را بدرقه راه ما کردند سپاسگزارم و به همکارانم در این مذاکرات فشرده 21 ساعته خداقوت میگویم. زنده و پاینده باد ایران عزیز!»
ابتکار عمل دست ماست نه کاخ سفید
دونالد ترامپ، این قماربازِ شکستخورده، بار دیگر با زبان تهدید ظاهر شده و از «محاصره دریایی تنگه هرمز» سخن میگوید. باید از این مردک احمق پرسید: مگر در طول این 40 روز نبرد، ناوهای هواپیمابر «جرالد فورد» و «آبراهام لینکلن» با آن همه خدم و حشم و جنگندههای به اصطلاح فوقپیشرفته، چه گِلی بر سر تو و نتانیاهو گرفتند که حالا دوباره لاف میزنی؟
واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران بنا بر بیاعتمادی مطلق به دشمن بدعهد وارد مذاکره شد. تیم ایرانی نشان داد که نه تشنه توافق به هر قیمتی است و نه مرعوب مانورهای رسانهای. پیام اسلامآباد روشن بود؛ دوران فشار حداکثری به پایان رسیده است. امروز، در حالی که دیپلماتهای ما با عزت به میهن بازگشتند، دستهای نیروهای مسلح قهرمان همچنان روی ماشه است. دشمن بداند اگر بخواهد از خطوط قرمز عبور کند، باقیمانده «کُرک و پشم» استکبار در منطقه به باد خواهد رفت. ابتکار عمل نه در کاخ سفید، بلکه در دست فرزندان غیور ایران در میدان و دیپلماسی است.
منبع: کیهان
انتهای پیام/