به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، تاریخ همواره صحنۀ نبرد قدرتها بوده است، اما آنچه امروز در جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران میگذرد، فراتر از یک درگیری مرزی یا ستیزی بر سر منافع مادی همچون نفت و خاک است. ما در میانۀ «دفاع مقدس تمدنی» هستیم. «دفاع» از آن جهت که برخلاف جنگهای تجاوزکارانه، این یک پایداری عادلانه در برابر تهاجم همهجانبۀ نظم جهانی است. اما چرا این دفاع، صبغهای «تمدنی» دارد؟
دفاع تمدنی
برای درک عمق ماجرا باید به تجربههای تاریخی دیگر نگریست. مردم ویتنام سه دهه حماسه آفریدند و در برابر ژاپن، فرانسه و آمریکا ایستادند اما حرکت آنها یک «دفاع تمدنی» نبود. چون پارادایم هدایتکنندۀ آنها ترکیبی از ناسیونالیسم و سوسیالیسم، ریشه در خودِ عالم مدرن داشت. این موضوع در مورد انقلابهای چین، هند و حتی روسیه 1917 نیز صادق است. آنها در زمین بازی غرب و با قواعد نظری غربی مبارزه میکردند.
انقلاب اسلامی ایران، رخدادی از جنسی دیگر بود. ایران با این انقلاب، گفتمانی را مطرح کرد که اساساً خارج از مرزهای تمدن غرب مدرن قرار دارد. همانگونه که ارنست نولته میگوید، اسلام انقلابی یک «مقاومت رادیکال» در برابر تمدن غرب است. ما در ایران شاهد یک «زایش تمدنی» هستیم؛ جایی که عالم ایرانی-اسلامی پس از قرنها انفعال، دوباره متولد شده است. تمدنی بودن یک مقاومت، نه به ابعاد نظامی، بلکه به ماهیت پارادایم هدایتگر آن وابسته است.
ریشههای عالم ایرانی-اسلامی
ایران دارای هویتی تاریخی است که از دورهای به بعد با اسلام پیوندی ارگانیک برقرار کرد و «عالم ایرانی-اسلامی» را ساخت. اما از حدود دو قرن پیش، استعمار غرب مدرن با تمام توان کوشید این هویت تمدنی را از ما بگیرد. از دورۀ ناصری تا پایان دهۀ پنجاه، ما درگیر یک «شبهمدرنیته» تحمیلی بودیم که قصد داشت ما را به زائدهای از نظم جهانی تبدیل کند.
در تمام آن سالها، ما در موضع انفعال بودیم. اگر جنگی رخ میداد، غالباً با شکست، اشغال یا تجزیه همراه بود؛ از جنگهای جهانی اول و دوم که ایران پل پیروزی دیگران شد تا جدایی بحرین در سال 1971. اما انقلاب اسلامی نقطه پایان این انفعال 200 ساله بود. جنگ هشتساله، اولین «جنگ میهنی» واقعی ما بود که در آن برای اولین بار، مردم نه برای یک پادشاه یا یک ایل، بلکه برای حقیقت یک «عالم تمدنی» که در سیمای امام خمینی (ره) متجلی شده بود، ایستادند.
از نظامسازی تا دولت-ملتسازی
این زایش تمدنی دو مرحلۀ اساسی را پشت سر گذاشته است. امام خمینی (ره) با نظامسازی، سنگبنای تخریب نظم کهنه و پیریزی شالوده جدید را گذاشت. در دوران آیتالله خامنهای، ما از مرحله سلبی عبور کرده و به سمت معماری یک «نظم جدید» حرکت کردیم. بزرگترین میراث ایشان برای تاریخ معاصر، معماری پروژه «دولت-ملت» با تکیهگاه نظری «امت و امامت» است. پیوند میان این دو مفهوم توسط «ولایت» برقرار شده تا تمدن نوین ایرانی-اسلامی نه در حرف، بلکه در ساحت نهادسازی و اقتدار ملی تجسم یابد. غرب دقیقاً از همین «نهادینه شدن» و تبدیل شدن یک فکر به یک «قدرت مقتدر» میترسد.
تلاش آمریکا برای مهار
علت اصلی کینهتوزی نظام سلطه با ایران، همین استقلال پارادایمیک است. آمریکا هرگز یک قدرت مستقل که خارج از مدار مدرنیته تنفس کند را بر نمیتابد. آنها برای مهار این زایش تمدنی، دو راهبرد را همزمان پیش میبرند؛ نخست، تحمیل جنگهای فرسایشی و دوم، اجرای طرح «خاورمیانه بزرگ» برای تجزیه و مینیاتوریزه کردن کشورهای منطقه. هدف آنها این است که ایران را به پنج یا شش کشور کوچک و بیخطر تبدیل کنند تا امنیت اسرائیل و سیطرۀ انرژیشان تضمین شود.
«استقلال ملی»؛ تنها مسیر
در این میان، جریانهای ویرانیطلب با دوگانهسازیهای کاذب همچون «معیشت در برابر استقلال»، سعی در فریب افکار عمومی دارند. اما حقیقت این است که وابستگی به امپریالیسم برای هیچ ملتی رفاه پایدار نیاورده است. استقلال، پیشنیاز اقتصاد قوی است. اگر امروز از هویت تمدنی و توان بازدارندگی خود دفاع نکنیم، فردا علاوه بر فقر، اسارت و تجزیه را هم تجربه خواهیم کرد. امروز هزینۀ سنگینی برای دفاع از این زایش تمدنی میدهیم؛ زیرساختهای ما هدف قرار میگیرند و فشارهای اقتصادی مضاعف میشود. اما همین حملات دشمن، ناخواسته پرده از دستاوردهای عظیم چهل ساله برداشت. دشمن به دنبال ویرانی است چون میبیند ایران به قطب داروسازی، فولاد و تکنولوژی منطقه بدل شده است. ما این بناهای آسیبدیده را دوباره خواهیم ساخت، چرا که ارادۀ ناشی از یک «رستاخیز تمدنی» شکستناپذیر است. ایران آینده، نه یک شبهکشور وابسته، بلکه قطب تمدنیِ نظمی نوین خواهد بود.
یادداشت از شهریار زرشناس، عضو هیئت علمی دانشگاه سوره
انتهای پیام/