به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، میزان اصابت موشکهای ایران به اهداف در سرزمینهای اشغالی دوبرابر جنگ 12 روزه بود. این اعترافی است که روزنامه اسرائیلی هاآرتص در گزارشی که بهتازگی در مورد شدت حملات منتشر کرده به آن پرداخته است. با قرار گرفتن طرفین درگیر در موقعیت آتشبس، رسانههای آمریکایی و اسرائیلی بهمرور ابعاد دقیقتری از میزان خسارت و شدت اصابتها به پایگاهها و مناطق تحت حمله ایران منتشر میکنند.
در سرزمینهای اشغالی به واسطه کنترل شدید اداره سانسور در ارائه آمار در مورد میزان خسارت وارد شده، انتشار اطلاعاتی که اخیراً هاآرتص در بخشی از گزارشش بر آن تأکید کرده، اگرچه نمیتواند تمامی جزئیات و آمار خسارات جنگ را ارائه کند، اما انتشار بخشی از آن که حاکی از اصابت دقیق با خسارت زیاد است، نشان میدهد اسرائیل در سرزمینهای اشغالی روزهایی تاریک و تلخ را پشت سر گذاشته است.
سوخترسانهای چسبکاریشده آمریکایی
حجم خسارتی را که به آمریکاییها در جریان جنگ 40 روزه وارد شده میشود از آثار خسارت باقی مانده روی هواپیمای سوخترسان آمریکایی در پایگاه شاهزاده سلطان عربستان سعودی متوجه شد. تصویر این هواپیمای سوخترسان که این هواپیما را به چینیهای بندزده شبیه کرده، نشان میدهد علیرغم حجم گسترده سانسور اخباری که در مورد اصابت موشکهای ایران به تجهیزات و پایگاههایشان اعمال میکردند، تصاویر چیزهای دیگری میگویند. خسارت به سوخترسانها اما همه ماجرا نیست.
روایتی که رسانههای آمریکایی به نقل از سربازان حاضر در پایگاه منتشر کردند نیز اثباتکننده این واقعیت است که آمار ارائه شده در مورد تلفات سربازان آمریکایی نیز بیش از اعداد اعلام شده است. از دست رفتن مهمات آمریکایی، بحران سنگینتری است که آمریکا اکنون با آن مواجه است. رسانههای آمریکایی میگویند در یک ماه گذشته، یک واحد از ارتش آمریکا، به طور کامل ذخیره موشکهای پرسیژن استرایک خود را تمام کرده است. جالب آنکه این موشک پیش از این تنها در مرحله آزمایش قرار داشته و در این جنگ برای اولین بار از آن استفاده شد.
خسارات جنگ 12روزه ضربدر 2
در سرزمینهای اشغالی شرایط به مراتب از پایگاههای آمریکایی سختتر بود. اداره سانسور رژیم که در دوران جنگ حتی اجازه نداد تصاویر مراکز هدف قرار گرفته شده در رسانهها منتشر شود، بهمرور اخبار و اطلاعات را بهصورت قطرهچکانی منتشر میکند. اظهارات رسانههای رسمی بعد از جنگ 12روزه حاکی از آن بود که این جنگ برای اسرائیلیها، 16 میلیارد دلار هزینه داشته و میزان خسارت وارد شده 3 میلیارد دلار تخمین زده میشد. حالا رسانههای اسرائیلی میگویند حملات اخیر ایران دوبرابر حملات جنگ 12روزه بوده است. اگر فرض را بر صحت این ادعا بگذاریم، باید اعداد اعلام شده در مورد میزان خسارتها و هزینههای جنگ را نیز ضرب در دو کرد. روزنامه صهیونیستی هاآرتص در گزارشی که بهتازگی منتشر کرده مدعی شده میزان شکست در رهگیری موشکهای ایران به 12 درصد رسیده که این میزان در روزهای جنگ 12روزه، 6.5 درصد بوده است.
این روزنامه صهیونیستی در بخش دیگری از گزارشش نیز به این موضوع اشاره کرده که بهمرور میزان دقت اصابت موشکهای ایران افزایش پیدا کرده است. هاآرتص در بخشی از گزارشش مدعی شده در روزهای شروع حمله اسرائیل، تنها 5 درصد از موشکهای ایران به هدف اصابت کرده، اما در روزهای بعد این میزان به 27 درصد افزایش پیدا کرده است. اگرچه باتوجهبه میزان خسارتها و گزارشهای متناقض ارائهشده، درصد اعلامشده نیز همچنان از میزان زیادی سانسور برخوردار است، اما همین میزان اعلامشده نیز نشان میدهد که توانایی سامانههای پدافندی در سرزمینهای اشغالی در حال فلج شدن بوده و به تبع آن دقت نظر سامانههای موشکی افزایش پیدا کرده است. این در حالی است که ایران در موجهای جدید عملیات بهمرور از تعداد موشکها و پهپادهای ارسالی خود کاسته است.
موشکهای خوشهای قاتل سامانههای پدافندی اسرائیل
هاآرتص میگوید در روزهای آخر از هر 5 موشک، 4 موشک آن خوشهای بودند. شلیک این موشکها را نیز میتوان در کاهش توانایی سامانههای پدافندی سرزمینهای اشغالی مؤثر دانست. در نگاه به حملات دوبرابری که هاآرتص به آن اشاره میکند. ایران این بار همزمان با حمله گسترده به اسرائیل، سامانههای راداری پایگاههای آمریکایی را که در ارائه سیگنال به سامانههای پدافندی اسرائیل نقش ایفا میکردند، مورد هدف قرار داد که این اهداف در فلجشدگی سامانههای پدافندی و افزایش اصابتهای دقیق مؤثر بود. در ادامه با استفاده ایران از موشکهای خوشهای، اندک توان باقی مانده برای رهگیری نیز کاهشی اساسی پیدا کرد.
ایران جنگ 40روزه، قویتر از جنگ 12روزه
اگر فرض را بر صحت اطلاعات درزیافته توسط این رسانه صهیونی بگذاریم، اطلاعات ارائهشده توسط این رسانه چند نکته را نشان میدهد.
1. با وجود آنکه صهیونیستها به منظور کاهش میزان خسارت حملات به سرزمینهای اشغالی سامانههای پدافندی خود را تقویت کردند، اما ایران با ابتکاری ویژه حمله به سامانههای راداری، توانمندی اسرائیل برای هدف قرار دادن موشکها را کاهش داد تا آنجا که نه تنها سامانههای هشدار بعد از ورود موشکهای ایران به آسمان سرزمینهای اشغالی فعال نمیشدند، بلکه اکنون و درحالیکه درگیریها با لبنان نیز ادامه دارد هم سامانههای هشدار در سرزمینهای اشغالی فعال نمیشوند.
2. ایران جنگ 40روزه قویتر از جنگ 12روزه بود. ایران نقاط ضعف خود در جنگ 12روزه را ترمیم کرد و در جنگ رمضان با تقویت توانمندی نظامی وارد کارزار جنگ شد. تقویت این توانمندی در کنار اظهارنظر نیروهای مسلح مبنی برآنکه در دور جدید حملات، از توانمندیهای نوین استفاده خواهد کرد، نشان میدهد که اگر دور بعدی درگیری با ایران آغاز شود اینبار ضربات به مراتب خسارتبارتر و دقیقتر خواهد بود. طرف درگیر اگرچه از فرصت آتشبس برای تنفس و پرکردن نقاط ضعف استفاده میکند، اما این نکته را نیز در رصد میدان لحاظ نکرده که طرف مقابل هم روی افزایش توان نظامی و عملیاتی خود کار خواهد کرد. شدیدشدن حملات در جنگ 40روزه هزینه هرگونه جنگ نظامی توسط اسرائیل را افزایش خواهد داد. تاکتیک ایران در جنگ 40روزه بازدارندگی پایدارتری را برای ایران خلق کرد که در روزهای آینده اطلاعات رسانههای صهیونیستی آن را اثبات خواهد کرد.
3. نکته دیگر آن است که همزمان با پیشبرد برنامه طراحیشده ایران در نبرد با اسرائیل در سرزمینهای اشغالی، رسانههای صهیونیستی حجم سانسور را آنقدر بالا بردند که حتی به رسانههای خارجی اجازه داده نمیشد که عبور موشکها از آسمان اسرائیل را پوشش دهند. حالا اما بهمرور روشن میشود که علت افزایش میزان سانسور در سرزمینهای اشغالی کاهش توانمندی رژیم در رهگیری موشکها، اصابت دقیق موشکهای ایران و از همه مهمتر جولان آسوده موشکهای ایران در سرزمینهای اشغالی بود. رویکرد سانسور اسرائیل اگرچه به منظور کاهش میزان خسارات وارد شده، انجام میشود، اما تکرار آن روشن میکند که او به جهت آنکه طرف شکستخورده جنگ است دست به سانسور اطلاعات زده.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/