به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، قدرت، به عنوان یکی از بنیادیترین مفاهیم در مطالعات سیاسی، از عناصر و مولفههای گوناگونی تشکیل شده است.
در سطح جهانی، کشورها معمولاً از مؤلفههایی نظیر توانمندیهای نظامی، گستره جغرافیایی و وسعت سرزمینی، انسجام و کارایی سیاستهای اجرایی و حجم و ترکیب جمعیت به عنوان شاخصهای قدرت خود بهره میبرند.
این عناصر، مبانی سنتی تعریف قدرت ملی را شکل میدهند؛ ایران نیز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک منحصر به فرد خود در منطقه که گاه از آن به عنوان «هارتلند جهان» یاد میشود و همچنین برخورداری از ساختارهای پیچیدهای که میتوان آن را به «ساختار لانه زنبوری» تشبیه کرد، دارای پتانسیلهای فراوانی در این زمینه است.
با این حال، در چارچوب تحلیلی قدرت ایران، هیچیک از مولفههای فوق به تنهایی قادر به تبیین کامل ظرفیتهای دفاعی و اقتدار ملی نیست؛ مهمترین و تعیینکنندهترین عامل قدرت در ایران، همبستگی عمیق مردمی حول محور ارزشهای ملی و اعتقادی کشوردر قالب یک ایدئولوژی محکم است.
این همبستگی، به رغم وجود چالشها و مشکلات داخلی که قابل انکار نیست، انگیزه اصلی مقاومت در برابر هرگونه تهدید خارجی بوده و موجب شده است تا مردم این سرزمین، هرگز حاضر به پذیرش خدشهدار شدن استقلال خود نباشند و این انسجام ملی، به خودی خود، یک سپر قدرتمند در برابر فشارهای بیرونی محسوب میشود.
تجربه دو جنگ تحمیلی در دوران اخیر، این مولفهی کلیدی یعنی همبستگی مردمی را بیش از هر زمان دیگری برجسته ساخته است و در شرایطی که دشمنان با رویکردی ترکیبی، ابعاد مختلف یک جنگ همهجانبه را علیه ایران فعال کردهاند، شاهد حضور فعال و همپای مردم در کنار نیروهای نظامی در عرصههای دفاعی هستیم.
این حضور گسترده، نشاندهنده آمادگی جامعه برای مقابله با «جنگ ترکیبی» دشمن است و علاوه بر این، مقاومت در برابر «جنگ نرم» دشمن نیز با محوریت همین همبستگی ارزشی و اجتماعی، پابرجاست و پایداری ملی را در برابر عملیات روانی بیگانگان تضمین میکند و مردم در جنگ روایتها هم پیروز میدان شدند.
در کنار عوامل میدانی و مردمی، دیپلماسی نیز نقش بسزایی در تصویرسازی و نمایش قدرت ایفا میکنند و در این راستا، «تئو دیپلماسی» که در عصر حاضر غالباً با استفاده از بسترهای شبکههای اجتماعی نظیر توئیت نمود پیدا میکند توسط برخی از مسئولین لشکری و کشوری، موضوعی قابل تأمل است
نحوه بهکارگیری این ابزار ارتباطی میتواند بازتابدهنده رویکردها و استراتژیهای ملی باشد که مردم آن را خلق کردهاند و مسئولان با درایت و هوشمندی بیشتری جهت تقویت هرچه بیشتر مؤلفههای قدرت ملی، بهویژه همبستگی مردمی، به کار میگیرند.
مقاومتی که در حال حاضر در بین مردم ایران دیده می شود بر پایه عقلانیت انقلابی و فراتر از یک ایستادگی صرف است و به معنی انتخاب هوشمندانه برای حفظ حاکمیت، عزت و اصالت در برابر فشارهای غیرمنصفانه است.
در بعد دیگر حضور مردم در صحنه های نبرد، از ایدئولوژی «اسلام سیاسی» نشات گرفته و به این معناست که مبارزه نه از روی هیجانزدگی یا تکفیر، بلکه بر اساس محاسبات دقیق، شناخت دقیق دشمن و بهرهگیری از تمام ظرفیتهای ملی و اسلامی صورت میگیرد.
با بهرهگیری از این ابعاد، مردمی شدن دفاع وطنی نمو پیدا میکند و نترسیدن از قدرتهای سلطهجو با داشتن ارادهای آگاه است و بر اساس بیانات رهبر انقلاب، مقاومت زمانی معنا پیدا میکند که با «تدبیر» همراه باشد، یعنی مبارز، همزمان با حفظ روحیه انقلابی، باید مانند یک استراتژیست، نقشهها و ابزارهای دشمن را تحلیل کند.
در واقع، عقلانیت انقلابی حکم میکند که برخورد با دشمن، نه با تکفیر و احساسات محض، بلکه با درک واقعیتهای موجود و استفاده از مهرههای زیرکانه انجام شود تا کمترین آسیب به بدنه جامعه و حاکمیت وارد شود و مقاومت، ایستادگی هوشمندانه برای حفظ کرامت انسانی و استقلال ملی در برابر جنگهای نرم و سخت است.
یادداشت از عباداله اختری، دکتری علوم سیاسی
انتهای پیام/801