به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، دوازدهمین دوره هفته هنر انقلاب درحالی طی روزهای اخیر به کار خود پایان داد که در این دوره، صرفنظر از انتخاب هنرمندانی چون سیروس مقدم، مریم شعبانی و محمدمیرکیانی، محسن چاوشی خواننده نامدار عرصه موسیقی پاپ بهعنوان چهره هنر انقلاب در سال 1404 شناخته شد.
وزیر فرهنگوارشاد اسلامی نیز همزمان با انتخاب محسن چاوشی بهعنوان چهره هنر انقلاب در سال 1404 متنی را منتشر کرد. در متن نوشتهشده از سوی صالحی آمده است: انتخاب آقای محسن چاوشی را بهعنوان چهره سال هنر انقلاب تبریک میگویم. ایشان با دو قطعه «علاج» و «حسبیالله» در دو جنگ تحمیلی اخیر، نقشی کمبدیل در دفاع ملت ایران داشتند. نوای مداحی و موسیقی حماسی همپای غرش موشکهای ایرانی، دشمنشکن بودهاند. ایران به این عزیزان مباهات میکند.
«علاج» و «حسبیالله» را میتوان از تازهترین قطعات منتشر شده این هنرمند در ماههای اخیر دانست که هر کدام از این کارها به فراخور شرایط زمانه عرضه شده و تاکیدی بر این نکته هستند که موسیقی این قابلیت را دارد تا با درنوردیدن مرزهای جغرافیایی، بیواسطه و به سهولت، آلام مشترک انسانها را فریاد بزند و جهان را متاثر کند.
تکآهنگ «حسبیالله» عنوان تازهترین اثر محسن چاوشی همزمان با فراسیدن سالروز شهادت حضرت علی(ع) و جنگ رمضان پیش روی مخاطبان قرار گرفت.
در این قطعه مهدی عباسی شاعر، مهدی کریمی میکس و مسترینگ و محسن چاوشی بهعنوان خواننده حضور دارند.
چاوشی درباره این قطعه نوشته است: «حسبیالله» گفتوگوی من با مولایم علی(ع) است وبهراستی خدا برای ما بس است.
اکنون بهعنوان کسی در وسط، حاضرم 47سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عدهای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسرائیل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند.
و آن عده، آن عده خیلی دیر میفهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمیکند و علاج واقعی در وطنهاست.
این را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم: اصلا سمت درست تاریخ و هرچه میبافید ارزانی خودتان. من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرم. وسط مدرسه میناب، وسط خانههایی که سفرههایشان کوچک شد، وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته. وسط خیابانهای شهرم...
محسن چاوشی در جریان جنگ 12روزه نیز تکآهنگ پرطرفداری با نام «علاج» را نیز منتشر کرده بود.
به این بهانه با بابک رضایی مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به گفتوگو نشستهایم.
از دید شما انتخاب محسن چاوشی بهعنوان چهره هنر انقلاب در سالی که گذشت بهدلیل چه مؤلفههایی صورت گرفته است؟ طبعا این انتخاب تنها به تولید دو قطعه اخیر او محدود نبوده است. اینطور نیست؟
باید این نکته را در نظر داشته باشیم که محسن چاوشی در طول سالهای فعالیت خود آثار دیگری هم داشته که با اتفاقات فرهنگی_اجتماعی منطبق بودهاند. ازاین رومیتوان گفت مجموعه آثاری که ازاین هنرمند درسالهای گذشته تا امروز منتشر شده، عملا بهمثابه آینهای از رویدادهای جامعه بوده است. این نکته بسیار مهمی درباره یک هنرمند بهشمار میرود که نباید آن را نادیده گرفت. در کنار آن هر کدام از آثاری که او خلق کرده بهشدت برای مردم جذابیت داشته و همه کارهایش مورد اقبال عمومی مخاطبان قرار گرفته است بهطوری که به جرأت میتوان گفت این قطعات در چندین و چند نسل جاری و ساری بودهاند.
چاوشی در زمره هنرمندانی قرار دارد که سالهاست به شکل مستمر فعالیت هنری خود را ادامه داده. همین مسأله موجب شده نسلهای مختلف با آثارش ارتباط برقرار کنند و از آن لذت ببرند. گستره محبوبیت این هنرمند تا جایی است که امروز در بین خوانندگان موسیقی پاپ و در نظرسنجیهای مختلف، بهخصوص نظرسنجیای که طی ماههای گذشته از سوی شهرداری تهران صورت گرفته است، در صدر ایستاده و مردم از ردههای سنی مختلف، آثار او را پسندیدهاند.
درباره دو اثر اخیر ایشان چطور؟
«حسبیالله» و «علاج» مانند دیگر کارهای این هنرمند در بزنگاههای حساس و مهم تاریخی متولد شدهاند. از این جهت ما شاهد تاثیرگذاری هر دوی این قطعات بر جامعه بودهایم. میشود گفت الهامبخش بودن این دو قطعه یکبار دیگر این نکته را به ذهن میرساند که نقش ظرفیت بیکران موسیقی بر اذهان عمومی امری انکارنشدنی است.
درواقع موسیقی در مقایسه با سایر هنرها، بهدلیل بیان رسا و شیوا و همینطور نوع برقراری ارتباط با عمق وجود آدمها هنری بیبدیل است و با تکیه بر مضامین مختلف، به زیباترین و شکیلترین شکل، بدون واسطه با روح و جان انسانها پیوندی طولانی دارد. کما اینکه در دورههای گذشته نیز آثاری به فراخور شرایط اجتماعی و متناسب با وقایع مختلف از سوی هنرمندان ارائه شدند که چنین تاثیری را روی نسل آن برهه و پس از خود گذاشتند. بههر حال انتخاب محسن چاوشی بهعنوان چهره هنر انقلاب، انتخابی بجا، شایسته و اتفاقی خوشایند از سوی دستاندرکاران حوزه هنری تلقی میشود.
در گذشته برخی هنرمندان از حضور و مشارکت در کارهای سفارشی سرباز میزدند و دلیلشان این بود که ارائه و طراحی آثاری متناسب با وقایع روز باعث میشود این کارها تاریخ مصرف داشته و شاید نزد نسلهای بعد از جذابیت شنیداری برخوردار نباشند. این در حالی است که در ماههای اخیر از زمان وقوع جنگ 12روزه تا امروز کم نبودهاند هنرمندانی که در قالبهای مختلف هنری، واکنش خود را با خلق آثاری مرتبط با این مفهوم ابراز کردهاند. نظر شما در این باره چیست؟
اگر بخواهم مشخصا به کارنامه محسن چاوشی اشاره کنم باید بگویم تمام قطعاتی که تا امروز با صدای او منتشر شدهاند از دل و جان و عمق وجود این هنرمند برآمده و نمیشود این قطعات را سفارشی دانست.
از نظر من شاید دلیل نگاه آن دسته از هنرمندانی که تصور میکنند آثار سفارشی ماندگار نخواهد بود به این برمیگردد که اصولا آثاری که با رفتار درونی هنرمند مغایرت دارد به ماندگاری نمیرسد، درحالی که همانطور که پیشتر اشاره کردم آثارمتعددی درسالهای گذشته در حوزههای مختلف هنر انقلاب اسلامی داشتهایم که توسط هنرمندان بزرگی خلق شده و در دل و جان مردم جا باز کردهاند. نمونه آن، ساختههای استاد مجید انتظامی یا آثار گروه «چاووش» در هنگامه وقوع هشت سال دفاع مقدس است.
میخواهم بگویم آثاری که از عمق وجود هنرمند برمیآید بهطور قطع نزد افکار عمومی جاودانه خواهد شد و مانند گنجینهای ارزشمند برای نسلهای آینده هم به یادگار خواهد ماند. چندان که «حسبیالله» و «علاج» امروز در ردیف آثار موسیقایی طبقهبندی میشوند که از بطن و دل هنرمند بیرون آمده و خواست اصلی او بوده است.
این دو اثر به خوبی نشانگر این نکته است که چاوشی ارادت بیپایانی نسبت به سرزمین خود دارد. به باور من، او این آثار راپیش از اینکه سفارشی باشند یا از سوی نهادی به او پیشنهاد شوند، در دل خود اجرا کرده وقلبا تمایل داشته قطعاتی بااین مضمون رابخواند.حالااگر بعد ازآن،مرکز یا مجموعهای این آثار را از او خریداری یا نسبت به انتشار این آثار هزینه کرده است، ارتباطی به سفارشی بودن این کارها پیدا نمیکند.
منبع: جام جم
انتهای پیام/