به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، علی آقاجانی؛ عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در یادداشتی با عنوان «الهیات ایران در اندیشه سیاسی شهید آیتالله سیدعلی خامنهای» نوشت: الهیات ایران در اندیشه سیاسی آیتالله سیدعلی خامنهای، نه یک مفهوم انتزاعی تاریخی، بلکه یک نظام فکری زنده، پویا و عملی است که اسلام را به عنوان روح و جان هویت ایرانی قرار میدهد. در این الهیات، همه عناصر ملی ـ از تاریخ باستان تا علم و فناوری، از زبان فارسی تا تنوع اقوام، از قدرت ملی تا حمایت از کالای ایرانی ـ در چارچوب فاکتورهای دینی (توحید، عدالت، جهاد، خودباوری و وحدت امت) بازتعریف و تعالی مییابند. ایران در این سپهر اندیشهای، نه صرفاً یک سرزمین جغرافیایی، بلکه «میهن اسلامی» است؛ جایی که اسلام با ورود به آن، نه آن را فتح کرد، بلکه آن را تکمیل، تعالی بخشید و به بستری برای شکوفایی تمدن نوین اسلامی تبدیل نمود. محور کلیدی این الهیات جملهای بنیادین است:
«اسلامیّت و ایرانیّت دو قطب متضاد نیستند، یک حقیقتند. هر کسی طرفدار اسلام شد، هر کسی سرباز اسلام شد، از هر ارزشی ــ از جمله ارزش میهن و وطن ــ به طور طبیعی دفاع میکند. حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الایمَان».این دیدگاه، ملیگرایی و اسلامیت را نه در تقابل، بلکه در همافزایی کامل قرار میدهد و ایران را به عنوان قلب تپنده و محور تحقق نظام اسلامی معرفی میکند: ملی اما فراملی، ایرانی اما امتی.
رابطه ایران و اسلام: همافزایی و یک حقیقت واحد
رابطه ایران و اسلام در این الهیات، تقابل نیست، بلکه همافزایی، خدمت متقابل و تکمیل است. اسلام ایران را از نژادپرستی و قومگرایی افراطی نجات داد و به آن هویت امتی جهانی بخشید.
ملیگرایی در جمهوری اسلامی، «ملیگرایی امتی» است: حمایت از مستضعفین بدون نژادپرستی.کسانی که ملیت را در مقابل اسلامیت قرار میدهند، هر دو را تضعیف میکنند. جنگ تحمیلی این را اثبات کرد: اسلام مرزهای ایران را حفظ کرد و ایرانیّت با ایمان به اقتدار رسید. «حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الایمَان» اصل فقهی است، نه شعار. نظام جمهوری اسلامی محور قضاوتش «اسلام و ایرانی بودن» است. هویت ملی فراملی است و بازده جهانی دارد. تنوع قومی تهدید نیست، بلکه فرصت وحدتبخش است، زیرا اسلام بین نژادها و زبانها تفاوتی قائل نیست.
ریشههای تاریخی:
پیش از انقلاب، جریانهای روشنفکری سکولار و رژیم پهلوی، ملیگرایی را در تقابل کاذب با اسلام تعریف کرده بودند. باستانگرایی افراطی پهلوی، دوران پیش از اسلام را عصر طلایی میدانست و اسلام را عامل انحطاط جلوه میداد. انقلاب اسلامی این دوگانه ساختگی را شکست.آزمون عملی این الهیات در جنگ تحمیلی رقم خورد. وقتی تهاجم بینالمللی به مرزهای ایران رسید، کسانی که ادعای ایراندوستی داشتند در خانهها خزیدند، اما «بچّهمسلمانها، نمازشبخوانها» از مرزها دفاع کردند. اسلام از ایران دفاع کرد و ایرانیّت بدون اسلام به وابستگی و ذلت منجر شد. دفاع مقدس نشان داد که وطندوستی واقعی، وطندوستی امتی و اسلامی است و اسلام نه تنها مرزهای ایران را حفظ کرد، بلکه ایرانیّت را با ایمان به اقتدار رساند.
تاریخ ایران: تکمیل و تعالی متقابل
در اندیشه شهید آیتالله خامنهای، تاریخ ایران باستان نه نفی میشود و نه بتواره میشود. ریشههای عدالتخواهی و ظلمستیزی در آن وجود دارد، اما اسلام آن را به کمال رساند. شهید مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» نشان داد که اسلام به ایران خدمت کرد (عقلانیت و معنویت را شکوفا ساخت) و ایران به اسلام بستر گسترش داد.پهلویها با باستانگرایی افراطی، اسلام را عامل عقبماندگی جلوه دادند که نتیجهاش از دست رفتن سرزمینهایی مانند بحرین بود. انقلاب این نگاه را ابطال کرد. تاریخ پس از اسلام، عصر شکوفایی واقعی ایران است: نهضت ترجمه، علوم اسلامی، شعر فارسی و مقاومت در برابر استعمار. افتخارات ایران است که پس از اسلام در هیچ دورهای از تاریخ پیش از اسلام وجود نداشته است. هویت ایرانی بدون اسلام ناقص و اسلام بدون بستر ایرانی از عمق فرهنگی بیبهره میماند. نمونهای روشن از این همافزایی، اقدام شهید آیتالله خامنهای در جلوگیری از تخریب قبر فردوسی در اوایل انقلاب است. عدهای با پتک عازم توس شدند، اما یادداشت ایشان مانع تخریب آن بنا شد و نشان داد شاهنامه و حکمت فردوسی بخشی از میراث ایرانی-اسلامی است.
وطندوستی در الهیات ایران
وطن در این اندیشه، «میهن اسلامی» است و دوست داشتن آن بخشی از ایمان محسوب میشود. وطندوستی نتیجه طبیعی سربازی برای اسلام است. دفاع مقدس معیار حقیقی تدین و وطندوستی بود. این وطندوستی از ناسیونالیسم سکولار متمایز است و بر عدالت امتی تأکید دارد. نسل جوان را به جهاد همهجانبه برای آبادانی، خودکفایی و ایران قوی دعوت میکند.
مقایسه تأکید بر ایرانگرایی: امام خمینی و شهید شهید آیتالله خامنهای
تفاوت تأکید بر «ایرانگرایی» میان امام خمینی(ره) و شهید آیتالله خامنهای، تناقض نیست، بلکه تکامل و انطباق با شرایط تاریخی است. امام در فاز انقلاب بر اسلام محض تمرکز داشتند تا ملیگرایی سکولار پهلوی را خنثی کنند. شهید آیتالله خامنهای در فاز تثبیت و دفاع، وحدت کامل اسلامیت و ایرانیت را تبیین کردند تا هویت ملی را در خدمت اسلام و اقتدار کشور قرار دهند. این رویکرد، انسجام ملی، خودباوری و بومیسازی تمدن اسلامی را تقویت کرد.
زبان فارسی: رکن دوم هویت ملی
زبان فارسی در الهیات ایران، رکن دوم هویت ملی در کنار اسلام (رکن اول همبستگی) است. شهید آیتالله خامنهای با احاطه استثنایی بر ادبیات فارسی ـ از رودکی و فردوسی تا حافظ، سعدی و مولانا ـ آن را ظرف فکر، فرهنگ و معنویت ایرانی-اسلامی میدانند.علم نباید به انگلیسی ترویج شود، زیرا فارسی قادر به بیان همه مفاهیم علمی است. فرهنگستان باید واژهگزینی کند تا باور «ناتوانی فارسی» از بین برود. ادبیات فارسی «آیینه منعکسکننده» ایمان اسلامی است و جلسات شعرخوانی سالانه ایشان نماد این پیوند عمیق است. تقلید تمسخرآمیز لهجههای اقوام حرام و ریشه استعماری دارد. زبان کردی و ترکی ثروت ملی است، اما فارسی زبان همبستگی و دیپلماسی فرهنگی به شمار میرود.اشراف ایشان بر ادبیات فارسی فراتر از سطح معمولی است. غلامعلی حداد عادل این احاطه را «امر استثنایی» توصیف کرده است. ایشان خود نیز با تخلص «امین» شعر میگویند و غزلهایی عرفانی، حماسی و عاشقانهالهی سرودهاند که نمونههایی از آنها (مانند «دل را ز بیخودی سرِ از خود رمیدن است») منتشر شده است.
اقوام ایرانی: تنوع در وحدت
در دیدگاه آیت الله شهید خامنه ای اقوام ایرانی (فارس، ترک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن، لر) جزئی لاینفک از هویت ملیاند. رژیم پهلوی اقوام را «بیگانه» میدانست، اما انقلاب «اتحاد و الفت میان فرق و لهجهها» ایجاد کرد. همه اقوام به ایران اسلامی دلبستهاند و آن را میهن خود میدانند.تنوع اقوام نه تهدید، بلکه امتیاز و فرصت رقابت سازنده برای خیرات ملی است. روحیه قومی باید در خدمت پیشرفت ملی باشد. اسلام تبعیض نژادی را نفی و تنوع را نعمت میداند. در دفاع مقدس و بسیج، مرز قومی وجود نداشت و مسیحی، کلیمی، زردشتی و اهل سنت کنار شیعه برای اسلام و ایران جنگیدند. دشمن تلاش میکند اقوام را جدا کند، اما حاکمیت ایران اسلامی همه را زیر پرچم واحد «ایران اسلامی» جمع کرده است.
علم و فناوری ایرانی:
در اندیشه شهید آیتالله خامنهای، علم «قدرت» است: «العلم سلطان». ایران پس از انقلاب جهش علمی چشمگیری داشته و علیرغم تحریمها به رتبههای جهانی در نانو، بیوتکنولوژی، هستهای و سلولهای بنیادی رسیده است.این پیشرفت نتیجه خودباوری اسلامی و روحیه جهادی جوانان مؤمن است. جهاد علمی، تلاش بیوقفه و خطرپذیر است. علم باید به زبان فارسی رواج یابد تا زبان ملی ظرف دانش شود. عقبماندگی علمی آسیبپذیری میآورد، اما پیشرفت علمی اقتدار ملی و اسلامی ایجاد میکند. پیش از انقلاب ایران در تولید علم تقریباً صفر بود، اما پس از انقلاب رکورددار شتاب پیشرفت علمی شد.
قدرت، اقتدار و کالای ایرانی: همافزایی ملی و دینی
در این اندیشه قدرت ایران محصول ترکیب ملیگرایی و دین است. دفاع مقدس آزمون بزرگ این همافزایی بود: ملیگرایی بدون اسلام به وابستگی منجر شد، اما با اسلام، ایران تمام خاک خود را حفظ کرد. بسیج نماد قدرت مردمی است. قدرت در این الهیات نه سلطهگری، بلکه عدالتخواهی و سلطهستیزی است.حمایت از کالای ایرانی نیز فاکتور دینی محض است. واردات کالاهای قابل تولید داخلی حرام شرعی و قانونی است. مصرف کالای خارجی فرهنگ طاغوت است. مصرف ایرانی اشتغال ایجاد میکند، استقلال اقتصادی را تقویت مینماید و جهاد اقتصادی به شمار میرود: «وقتی کالای داخلی را مصرف میکنید، به کارگر ایرانی کمک میکنید».
ویژگیهای ایران و الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت
از دیدگاه شهید آیتالله خامنهای، ایران کشوری با تمدن کهن، ثروت فرهنگی عظیم، ظرفیتهای طبیعی استثنایی (7 درصد ذخایر معدنی جهان با یک درصد جمعیت)، نیروی انسانی جوان و مؤمن، و پیشرفتهای چشمگیر پس از انقلاب است. ملت ایران مؤمن، صبور، باانگیزه و آگاه از مصالح خود است.عنصر «ایرانی بودن» در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، ذاتی و محوری است. الگو باید بومیشده و متناسب با تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و ظرفیتهای ایران باشد تا انتزاعی نشود. ایران زمینه تحقق این الگوست و پیشرفت باید با واقعیتهای ایرانی (زبان فارسی برای علم، تنوع اقوام برای وحدت، ظرفیتهای طبیعی برای ثروت) تطبیق یابد. این الگو، جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ و پیشتاز تمدن نوین اسلامی است.
نتیجهگیری:
الهیات ایران، راه سوم برای تمدن نوین
الهیات ایران در اندیشه سیاسی شهید آیتالله خامنهای، نظامی منسجم است که همه عناصر ملی را با فاکتورهای دینی پیوند میزند. ایران بستر تحقق نظام اسلامی است: ملی اما فراملی، ایرانی اما امتی. این الهیات نسل جوان را به جریانسازی فکری و عملی دعوت میکند تا میراث شهدا را حفظ کند.در جهانی که ناسیونالیسم سکولار یا اسلام بدون ریشه ملی هر دو ناکارآمدند، الهیات خامنهای راه سوم را نشان میدهد: ایران اسلامی قدرتمند، خودکفا و عدالتخواه. ایران نه حاشیه، بلکه قلب تپنده تمدن نوین اسلامی است.
انتهای پیام/