به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، تنشهای سیاسی و نظامی در منطقه خاورمیانه که ریشه در سیاستهای جنگ افروزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد، نه تنها نتوانسته است انزوای ایران را رقم بزند، بلکه به شکلی متناقض باعث تسریع در توسعه کریدورهای حملونقل بینالمللی با محوریت تهران شده است.
در همین رابطه، «فرهاد ممدوف»، تحلیلگر رسانههای جمهوری آذربایجان، در یادداشتی به بررسی تاثیر این تحولات ژئوپلیتیک بر مسیرهای ترانزیتی قفقاز و توافقات راهبردی انرژی میان تهران و مسکو پرداخته است.
بر اساس گزارش این ژورنالیست، بخش قابلتوجهی از محمولههای زمینی کالا از مبدا اروپا و ترکیه به سمت آسیای مرکزی اکنون به مسیرهای جایگزین و عبوری از قفقاز تغییر مسیر دادهاند و به موازات آن، حجم حملونقل کالا در امتداد کریدور حیاتی «شمال-جنوب» که روسیه و ایران را از طریق خاک جمهوری آذربایجان به یکدیگر متصل میکند، با رشد چشمگیری روبرو شده است.
حلقه مفقوده رشت-آستارا؛ تاخیرهای مقطعی در برابر ارادههای کلان
برای توسعه همهجانبه و بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای شاخه غربی کریدور شمال-جنوب، ایجاد ارتباط مستقیم ریلی امری غیرقابل انکار است. گام کلیدی و نهایی در این مسیر، تکمیل ساخت قطعه راهآهن رشت-آستارا در داخل خاک ایران است.
ممدوف در یادداشت خود با اشاره به توافق سال 2023 میان تهران و مسکو برای تخصیص خط اعتباری و تامین مالی این پروژه، به اظهارات مقامات ارشد دو کشور در خصوص زمانبندی اجرای آن پرداخته است.
سرگئی تسیویلف، وزیر انرژی روسیه، در فوریه سال جاری اعلام کرده بود که عملیات اجرایی این خط ریلی از اول آوریل آغاز خواهد شد، اما تشدید تنشها در منطقه خاورمیانه برنامهها را با تغییراتی مواجه کرد.
با این وجود، کاظم جلالی، سفیر ایران در مسکو، در مصاحبه با روزنامه روسی «ودوموستی» با تایید این موضوع که شرایط جنگی منطقه بر زمانبندیها تاثیر گذاشته است، قاطعانه تاکید کرد: «ما قصد داشتیم قرارداد اجرایی را در اول آوریل سال جاری امضا کنیم. جنگی که به راه افتاد مانع از تحقق دقیق این برنامهها شد، اما این مسئله به هیچ وجه باعث نخواهد شد که ما از اجرای پروژه دست بکشیم. آنها فقط کمی برای ما مانع ایجاد کردند، اما در سطح کلان نمیتوانند مانع اراده ما شوند.»
پیشتر نیز مقامات کشورمان روند حقوقی تملک اراضی از مالکان خصوصی را یکی از دلایل فنی و زمانبر شدن آغاز این پروژه کلان عنوان کرده بودند.
خنثیسازی تحریمها با تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی
نویسنده رسانه آذربایجانی در ادامه گزارش خود مدعی است که بیثباتیهای منطقهای هزینههای لجستیک، حملونقل و بیمه را افزایش داده و زمانبندی تحویل کالاها در سطح بینالمللی را غیرقابل پیشبینی کرده است.
اما آنچه در این تحلیل نادیده گرفته شده این است که از نگاه راهبردی تهران و مسکو، این چالشهای تحمیلی دقیقاً به عنوان یک محرک قدرتمند برای تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و در هم شکستن ساختار تحریمهای غیرقانونی غرب عمل میکنند.
سفیر ایران در روسیه با تشریح این راهبرد، بر فعالسازی سه شاخه اصلی کریدور شمال-جنوب تاکید کرده است: نخست شاخه غربی که با عبور از جمهوری آذربایجان نیازمند تکمیل راهآهن رشت-آستارا است؛ دوم شاخه شرقی که از طریق کشورهای قزاقستان و ترکمنستان امتداد مییابد؛ و سوم شاخه ترانسخزر که مبتنی بر مسیر دریایی میان بنادر روسیه و بنادر شمالی ایران است.
دیپلمات ارشد کشورمان خاطرنشان کرد که دریای خزر پتانسیل ترانزیتی عظیمی دارد و فشارهای خارجی، کشورهای منطقه را با شتاب بیشتری به سمت همکاریهای عمیقتر در چارچوب پیمانهای منطقهای مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا سوق میدهد.
دیپلماسی انرژی؛ انتقال گاز روسیه به ایران از مسیر قفقاز
بخش مهم دیگری از یادداشت فرهاد ممدوف به موضوع استراتژیک انتقال گاز روسیه به ایران از طریق خاک جمهوری آذربایجان اختصاص یافته است. سفیر ایران در مسکو، «مسیر جمهوری آذربایجان» را واقعبینانهترین و آمادهترین مسیر از نظر فنی و زیرساختی برای این سوآپ گازی توصیف کرده، هرچند که با توجه به دیپلماسی پویای انرژی ایران، امکان استفاده از مسیرهای جایگزین نیز همواره روی میز قرار دارد.
ابعاد این پروژه عظیم و تحولآفرین است؛ در مرحله نخست، صادرات تا سقف 2 میلیارد متر مکعب گاز در سال با استفاده از زیرساختهای موجود برنامهریزی شده است. اما در چشمانداز آینده، ساخت یک خط لوله اصلی و جدید با ظرفیت انتقال تا 50 میلیارد متر مکعب گاز در سال مدنظر قرار دارد که میتواند نقشه انرژی منطقه را دگرگون سازد.
نویسنده آذربایجانی با نگاهی همسو با رسانههای غربی مدعی است که باکو هنوز به طور رسمی درباره این توافقات اظهار نظر نکرده و به دلیل هراس از تحریمهای آمریکا علیه ایران، موضع جمهوری آذربایجان به عنوان یک کشور ترانزیتی محتاطانه است. با این حال، واقعیت میدان و منافع ملی اقتضا میکند که جذابیت اقتصادی و حق ترانزیت این حجم عظیم از گاز برای باکو، بسیار فراتر از آن باشد که بخواهد فشارهای واشنگتن را مانعی بر سر راه منافع خود ببیند.
مدلهای مالی نوین برای دور زدن سلطه دلار
ممدوف در پایان یادداشت خود به چالشهای اقتصادی از جمله قیمتگذاری اشاره کرده و مینویسد که تهران خواهان دریافت گاز با قیمتهای رقابتی و ترجیحی است، در حالی که شرکت «گازپروم» روسیه که بازارهای اروپایی را به دلیل تحریمها از دست داده، به دنبال کسب حداکثر سود است. با این وجود، اراده سیاسی رهبران ایران و روسیه برای عبور از این دستاندازهای فنی کاملاً جدی است.
برای تامین مالی ساخت خطوط لوله جدید، مدلهای «هیبریدی» و نوآورانهای پیشنهاد شده که شامل مشارکت هلدینگهای بزرگ انرژی روسیه و از همه مهمتر، استفاده از مکانیسمهای تسویه حساب دوجانبه و ارزهای ملی جهت حذف کامل دلار از این چرخه تجاری است.
اگرچه ژورنالیست آذربایجانی تلاش دارد اجرایی شدن این پروژه را دشوار جلوه دهد، اما تاکید سفیر ایران بر اینکه «90 درصد از پروژه مورد توافق قرار گرفته است»، نشاندهنده شکلگیری یک ائتلاف قدرتمند انرژی در منطقه است که نظم تحریمی و هژمونی اقتصادی غرب را به طور جدی به چالش میکشد.
انتهای پیام/