به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، اندیشکده فرهنگ و توسعه با همکاری خانه اندیشهورزان، میزبان نشستی با عنوان «محلهمحوری، الگوی تابآوری، حین و پس از جنگ» بود. جمعی از کارشناسان و اندیشکدههای اجتماعی و فرهنگی در این نشست گرد هم آمدند تا از زاویهای تازه – و شاید مغفولمانده – به مسئله تابآوری در جنگ بنگرند: «محله». کوچکترین واحد زیست جمعی، میتواند بزرگترین نقش را در عبور از بحران ایفا کند؟ چهار کارشناس، هر یک از دریچهای دیگر، به این پرسش پاسخ گفتند.
علیرضا بلیغ، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، نخستین سخنران این نشست بود. ایشان سخن را از سطح محله فراتر برد و به «معادلات کلان جهانی» گره زد. بلیغ گفت: «تحلیل معادلات و شرایط داخلی هر دولت-ملتی وابسته به چارچوب معادلات کلان جهانی است.» سپس به نقد ساختار اقتصادی ایران پرداخت: «اقتصاد ما وابستگی مستقیمی به نیروی کار مردمی ندارد و مبتنی بر خامفروشی است. در نتیجه، مردم از معادلات حکمرانی بیرون گذاشته شدهاند.» این «بیرونگذاشتن» مردم، به گفته بلیغ، ریشه بسیاری از مشکلات است.
اما این وضعیت، همیشه به این شکل نبوده است. بلیغ به تجربه موفقی در تاریخ انقلاب اشاره کرد: «در طول جنگ، بواسطه جهاد سازندگی، سازماندهی مردمی نیروی کار ایجاد شده بود. متأسفانه پس از جنگ، این سازماندهی ادامه نیافت.» راه حل چیست؟ بلیغ تأکید کرد: «در شرایط فعلی، اقتصاد ما میبایست با سیاستهای کلان پیوند بخورد و پروژه محلهمحوری میتواند به بهبود شاخصهای اقتصادی کمک کند.» ایشان نقش دولت را «بسترسازی و آمادهسازی زیرساختها» دانست و گفت: «اگر واحد تحلیل را محله قرار دهیم، میتوانیم نقش مردم را پررنگ کنیم و سازماندهی درونی آنها را شروع کنیم. دولت صرفاً باید بسترساز و آمادهکننده زیرساختها باشد.»
دومین سخنران، ابراهیم نورمحمدی، دبیر قرارگاه تحول اجتماعی بود. نورمحمدی از «میدان آوردن مردم» به عنوان شرط رشد جامعه سخن گفت: «رشد جامعه منوط به میدان آوردن مردم است.» اما نکته ظریف سخن ایشان، تفکیک میان «میدانمحوری» و «محلهمحوری» بود. نورمحمدی تأکید کرد: «میدانمحوری به تنهایی نمیتواند همه وجوه تابآوری را پوشش دهد. در نتیجه، اولویت با محلهمحوری است.» چرا محلهمحوری؟ نورمحمدی به ویژگیهای اقتصادی آن اشاره کرد: «اقتصادهای خرد و پراکنده در محلهمحوری امکان بقا و رشد دارند.» اما ایشان هشدار داد که این مسیر «خطشکنی میخواهد»؛ یعنی عبور از ساختارهای سنتی و شکلگرفته، که همواره با مقاومتهایی همراه است.
ریحانه رحمانیپور، مدیر دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهشهای مجلس، سومین سخنران بود. ایشان از زاویه بوروکراسی و ساختارهای رسمی کشور به مسئله نگریست. رحمانیپور با صراحت گفت: «خلأ ساختار خدمترسانی در بوروکراسی وجود دارد. در سیستم بوروکراسی ما، برنامهریزی بوممحور وجود ندارد.» یعنی برنامهها و سیاستها، بدون توجه به تفاوتهای محلی و بومی، از بالا به پایین ابلاغ میشوند. نکته تأملبرانگیزتر، فاصله میان «متن» و «واقعیت» بود. رحمانیپور گفت: «اگرچه در متون سیاستی ما مردممحوری وجود دارد، اما در واقعیت چنین چیزی وجود ندارد.» این فاصله، همان شکافی است که محلهمحوری میتواند آن را پر کند. ایشان در ادامه به کارکردهای عملی محلهگرایی اشاره کرد: «محلهگرایی میتواند خلأ و ضعف نظام ارتباطی را جبران کند، کسبوکارهای خرد را تقویت نماید، و نقش جدیای در رفع نیازهای اجتماعی، فرهنگی و دینی داشته باشد.»
چهارمین سخنران، سید سجاد پادام، کارشناس اقتصادی بود. پادام از زاویه اقتصاد خرد و مسئله اشتغال به موضوع نگریست. پادام با تأکید بر نقش دولت در تامین مالی گفت: «تامین مالی کسبوکارهای خرد بر عهده دولت است.» اما این به معنای دخالت مستقیم دولت در اقتصاد محلی نیست، بلکه ایجاد بسترها و تسهیلات لازم است. پادام نیز مانند بلیغ، به «نقش تعریفنشده مردم» در اقتصاد ایران اشاره کرد: «اقتصاد ایران، اقتصاد بزرگ و دارای تنوعی است، ولی نقش مردم به درستی تعریف نشده است.» ایشان تأکید کرد که اگر این نقشها به درستی تعریف شود، «بیکاری میتواند تا حد زیادی مهار گردد.» در پایان، پادام به شرایط جنگ اشاره کرد و گفت: «در زمان جنگ، میبایست سیاستهای توزیعگرایانه به طور جدیای دنبال شود.» یعنی در شرایط بحرانی، دولت نباید منتظر بماند تا بازار خود را تنظیم کند؛ بلکه باید با توزیع عادلانه منابع، از فروپاشی اقتصادی لایههای آسیبپذیر جلوگیری کند.
نشست «محلهمحوری، الگوی تابآوری، حین و پس از جنگ» در حالی به پایان رسید که شاید مهمترین دستاورد آن، نه ارائه یک نسخه فوری، که «تغییر زاویه نگاه» بود. از کلانبینی به خردبینی، از برنامهریزی متمرکز به برنامهریزی بوممحور، و از «حکمرانی برای مردم» به «حکمرانی با مردم». محله، نه فقط یک واحد جغرافیایی، که یک واحد «زیستسیاسی» است. و شاید، رمز تابآوری ایران، در همین کوچهپسکوچهها گم شده باشد؛ کوچههایی که اگر سازماندهی شوند، میتوانند از دل خود، نیرویی بیرون بکشند که هیچ بمب و تحریمی یارای مقابله با آن را ندارد.
انتهای پیام/