به گزارش دفتر منطقهای خبرگزاری تسنیم، شعر همیشه بهترین راه برای بیان احساسات قلبی است؛ مخصوصاً وقتی صحبت از پیوند عمیق دو ملت ایران و افغانستان باشد. «عبدالرحمن سلیمی»، شاعر افغانستانی، با کلماتی ساده اما از ته دل، شعری در سوگ رهبر عزیز انقلاب سروده است. او در این شعر، رهبری را به «خورشیدی در عبا» تشبیه کرده که با رفتنش، خاطره و نور معنویاش هنوز در دلهای مردم زنده است.
سلیمی در سروده خود، هم از شجاعت و هیبت رهبری در مقابل دشمنان گفته و هم از مهربانی و دستهای یتیمنواز ایشان یاد کرده است. او معتقد است صدای رهبر مثل یک معجزه به مردم روحیه میبخشید و مسیر ایشان که مانند حضرت علی (ع) در میدان شجاعت بود، هر جای این خاک را به «کربلا» وصل کرده است. شاعر در پایان با زبانی پُر از احساس میگوید که اگرچه دنیا بدون ایشان دیگر آن صفا و رنگ سابق را ندارد، اما چهره درخشان این رهبر شهید، حالا در آسمانِ حقیقت برای همیشه ماندگار شده است.
به دل غیر از نگاهی چشم زیبایش خطا باشد
به دنیا سیّد و سرداریِ خوبش روا باشد
حضورش صد گلستان گل ز بیرنگی کمر بشکست
به پایش صد قیامت سرو دستی بر دعا باشد
ز اشکی چشم پربارش بیابان پر ز گل گردد
به حسنی بی مثالی رهبرِ دل صد گدا باشد
اگر بر دل نمانم یاد رویش خوار میگردم
وگر بر جان نبینی نام خوبش بس جفا باشد
نمیدانم یکی دیگر بهسانش دیده خواهد دید
نگاهش تیز بین و لطف و شمشیرِ خدا باشد
نشانی دست بالایش سرِ امّت بهجا مانده
چنین دستی یتیمپرور درین عالم کجا باشد؟
بنازم بر قد و قامت، قیامت میکند برپا
خمی ابروی این رهبر، بهرهزن صد بلا باشد
به صحرا گر بروید لاله آنجا میشود گلزار
بههرجا خون مؤمن ریزد آنجا کربلا باشد
ز تو جان میدمد بر پیکری بیجان این ملّت
حضورت جان ایران و نوایت کیمیا باشد
ز هر موجی که بر دشمن زند شبخون جهان لرزد
بزن بر فرق این ظالم که بر مؤمن شفا باشد
نگاهی راز آموزش چنین درسی به ایران گفت
علیگونه به میدان رو که این رازی بقا باشد
اگرچه بیتو این دنیا دگر رنگی ندارد هیچ
ولی با خون تحمّل باید این حکمی قضا باشد
بسی کوته جهان آمد حضورِ جان والایش
همین بهتر که سیمایش درخشان در سما باشد
سلیمی را اگر پرسی ز تصویری که او دارد
به خورشیدی عبا باشد، به مهتابی قبا باشد
انتهای پیام/.