به گزارش خبرگزاری تسنیم، جنگ در وضعیت سکوت نظامی همچنان ادامه دارد و سناریوهای آینده ارتباط مستقیمی با شرایط طرفین دارد. در موقعیت کنونی شکست آمریکا در سطح راهبردهای اساسی جنگ روشنتر از قبل شده است. چنانکه فشار سیاسی درون آمریکا به ترامپ درباره ادعای او پیرامون اهداف جنگ و واقعیات صحنه روزافزون است. دو مرحله جنگ در وضعیت آتش طرفین در طول یک سال اخیر و رسیدن به نقطه کنونی از منظر تحلیلی محصول دو ستون قدرت ملی ایران است: توان نظامی و پشتوانه اجتماعی حاکمیت.
این دو ستون، قدرت ملی ایران را غیرقابل نفوذ و ضربه کرده است و برای اثبات این گزاره فقط از زبان تحلیلگران دشمن هزاران صفحه سند منتشر شده در دسترس است. بر این اساس سوال مهم تحلیلها بر این مبنا شکل میگیرد که ترامپ برای خروج از وضعیتی که خودش ایجاد کرده چه راهی دارد؟ چرا با وجود شهادت رهبر انقلاب در روز اول جنگ اخیر و از دست رفتن دهها چهره سیاسی، نظامی و امنیتی مهم ساختار قدرت در ایران در طول یک سال اخیر صحنه به نفع ترامپ تغییر نمیکند؟ این سوالها و دهها سوال دیگر از همین جنس نیازمند پاسخهای تحلیلی مفصل است اما آنچه در کوتاهمدت و روزهای کنونی خودنمایی میکند به صحنه آوردن صورت دیگری از جنگ توسط ترامپ برای بهمزدن معادله شکل گرفته فعلی است.
به طور روشن اتاق فکر پنتاگون برای پاسخ فوری به این سوال که «چگونه وضعیت فعلی به صورتی تغییر کند که آرایش صحنه به تضعیف جبهه ایران منجر شود» از گزینه «حاکمیت دوگانه» و «اختلاف در سطح تصمیمگیری» درون ایران رونمایی کرده است.
مواضع متعدد ترامپ از روزهای میانی جنگ درباره ارتباط پنهانی با بخشی از ساختار قدرت ایران و پالس تفاوت آنها با افراد قبلی در واقع نوعی «کاشت کارگردانی شده» دولت آمریکا بود، مانند سناریو یک فیلم سینمایی که هیچ سکانسی بدون دلیل نوشته و کارگردانی نمیشود. داستان این سناریوی زهرآگین ساعتی قبل به این نقطه رسید که رئیسجمهور آمریکا از دو گروه متضاد درون قدرت ایران گفت و برای حذف مخالفان مذاکره ایده داد. ظاهر ماجرا ساده است. ترامپ یا بهتر بگوییم دولت آمریکا برای ضربه زدن به ستون پشتوانه اجتماعی کشور که در خیابانهای سراسر ایران ظهور و بروز تاریخی دارد، از سلاح «موافقان تسلیم» و «مخالفان تسلیم» استفاده کرد.
اگر واقعا عدهای درون سطح عالی حکومت ایران موافق آنچه ترامپ میخواهد بودند بدون شک در صحنه جنگ نظامی تمام اهداف راهبردی او به شکست منجر نمیشد، و در وضعیت توقف آتش و در میز مذاکره منافع ایران توسط نمایندگان حکومت حفظ نمیشد. چه آنکه به روایت منابع دست اول درون دولت ترامپ و به نقل از رسانههای آمریکایی تیم مذاکرهکننده ایرانی اساسا راه نفوذی برای تیم آمریکایی باز نکردند.
با این وجود این صحنه روشن و البته تاریخی مسئولیت پذیری همه گروههای سیاسی و طیفهای متنوع فکری درون ایران را میطلبد، همانطور که طبق فرمایش صریح رهبری هرگونه اقدام به نفع ایجاد دودستگی خلأف مصالح کشور و منافع ملی است و عقلاً و شرعاً خطاست. این وضعیت بار مسئولیت صاحبان تریبونهای مختلف چه به عمومیت رسانههای بزرگ و رسمی و چه تریبونهای کوچکتر در خیابانها را سنگینتر میکند و بهم زدن بازی دوگانهسازی درون ایران را تبدیل به یک وظیفه ملی میکند.
این گزاره و مقاومت در برابر سلاح اختلاف افکنی ترامپ قاطعانه به نفع تقویت «جبهه خیابان» است، جبههای که به تعبیر فرماندهان میدان اگر بیشتر نه، به اندازه قدرت آفند و پدافند کشور اهمیت دارد.
انتهای پیام/