به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در پی تحولات اخیر در جبهه لبنان، در سطح نقض مداوم آتشبس توسط رژیم صهیونیستی و پاسخ حزبالله به آن، شارل ابی نادر، سرتیپ بازنشسته ارتش لبنان و تحلیلگر نظامی برجسته این کشور در مقالهای به بررسی معادلات تثبیت شده توسط مقاومت در بازدارندگی مقابل دشمن در این مرحله پرداخته که شرح آن به شکل زیر است.
اهداف ترامپ در آتشبس نمایشی رژیم صهیونیستی و لبنان
برخی معتقدند که آتشبس در جبهه رویارویی بین لبنان و اسرائیل، یک دستاورد مهم است و باید به عنوان موفقیت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در مدیریت و کنترل این جنگ ثبت شود.
اما برخی دیگر معتقدند این آتشبس چیزی بیش از یک تصویر رسانهای نیست که رئیسجمهور آمریکا برای پوشش شکست گسترده خود در کنترل طیف وسیعی از جنگهای تجاوزکارانه که با مشارکت کامل اسرائیل در منطقه به راه انداخته بود، به آن متوسل شد و آن را به تصویر آتشبس در خلیج فارس اضافه کرد.
پس چگونه میتوان به این دو دیدگاه نزدیک شد؟ و آیا آتشبس در لبنان در سایه ادامه جنایات جنگی اسرائیل، ارزش یا معنایی دارد؟
از نظر آمریکاییها، باید اشاره کرد که هدف ترامپ از درخواست یا تحمیل آتشبس با لبنان به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اشغالگر،توقف کشتار، حفاظت از جانها و قطع سلسله حملات و ترورهایی که اشغالگران علیه لبنان انجام میدهند، نیست؛ بلکه هدف، اولاً این است که بگوید او «مرد صلح» است و برای توقف جنگها تلاش میکند، جایی که ادعا میکند جنگ هشتم یا نهم را در سراسر جهان متوقف کرده است.
ثانیاً هدف ترامپ، آمادهسازی خبیثانه برای برگزاری نشستی بین ژنرال جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، و نتانیاهو است، که در این صورت، اگر این تصویر کامل شود، بسیاری از اهداف رسانهای و سیاسی خود را به دست میآورد؛ به ویژه اگر قبل از انتخابات میاندورهای آمریکا در اوایل نوامبر آینده اتفاق بیفتد.
اهداف و رویکرد صهیونیستها در آتشبس با لبنان
اما در سطح رویکرد و اهداف صهیونیستها از این آتشبس باید به موارد زیر اشاره کنیم:
اول: در پیگیری واکنش رسانهای، سیاسی و مردمی در داخل رژیم صهیونیستی در هر آتشبسی که ترامپ بر نتانیاهو تحمیل میکند، همیشه درصد زیادی از مخالفان آن (آتشبس) ظاهر میشوند؛ با این اشاره که هرگونه آتشبس با حزبالله در حال حاضر، و در سایه تواناییهای نظامی، میدانی، سازمانی و عملیاتی که حزبالله از خود نشان داده است، به منزله خودکشی و اشتباهی مرگبار است، و آنها معتقدند که این امر فرصتهای بسیار ارزشمندی را برای حزبالله فراهم میکند تا ساختار نظامی خود را تثبیت و تقویت کند.
دوم: در چارچوب دیدگاه رسمی اسرائیل، در سطح نظامی و سیاسی، در مورد آتشبس، صهیونیستها روشی را که این آتشبس در آن اتفاق میافتد، به ویژه در زمینه اجازه دادن به آنها و تحت عنوان "رفع تهدیدات" برای هدف قرار دادن هر هدفی که انتخاب میکنند، کاملاً مناسب برای دستیابی به اهداف خود از تجاوز گسترده به لبنان میدانند، و این در جنبههای زیر است:
-ادامه تخریب سیستماتیک تمام شهرکهای مرزی لبنان تا مسافتی بیش از ده کیلومتر در بیش از یک بخش، به ویژه در استفاده از بولدوزرها و ابزارهای مهندسی مختلف، که آنها نمیتوانند در طول عملیات نظامی به آن دست یابند.
-ادامه سلسله ترور کادرها و مسئولان مقاومت، با همان روش جنایتکارانهای که در تمام دوره پس از پایان سال 2024 انجام دادند.
-تلاش برای گسترش شکاف بین مولفهها و احزاب لبنانی با یکدیگر و بین مقاومت و دولت لبنان، از طریق کاشت اختلافات و پخش فتنه، و ادعای اینکه جنگ اسرائیل علیه حزبالله به نفع لبنان است، و از طریق ترویج این ایده که راهحل گسترده برای پایان دادن به تجاوز و بازگشت آوارگان و اسرا و بازسازی لبنان، تنها در خلع سلاح حزبالله و در توافق صلح و عادیسازی با لبنان است.
معادله بازدارندگی حزبالله در آتشبس هم صهیونیستها را ناکام گذاشت
از این رو، و به منظور مقابله با این مانور خبیث اسرائیلی-آمریکایی، تصمیم قابل توجه و جسورانه مقاومت برای پاسخ مستقیم و فوری به هرگونه نقض آتشبس توسط اسرائیل صورت گرفت، تا آنچه از ابتدای دوره 15 ماهه (آتش بس نوامبر 2024 با اسرائیل) قبل از جنگ اخیر اتفاق افتاده بود، تکرار نشود؛ دورهای که در آن مقاومت از پاسخگویی خودداری کرده و راه را باز گذاشته تا دولت لبنان طبق ادعای خود بتواند با ابزار دیپلماسی مانع تجاوزات اشغالگران شود.
اما همه از جمله مخالفان مقاومت در لبنان هم دیدند که دیپلماسی بدون قدرت نظامی بیفایده بوده و دولت لبنان که کاملا هم تسلیم دیکتههای آمریکا و منافع اسرائیل شد، نتوانست هیچ نتیجهای در بازدارندگی مقابل دشمن و مقابله با تجاوز و آن به دست آورد و در نهایت مجددا مقاومت با ورود به میدان ثابت کرد، معادله بازدارندگی تنها از طریق زور نظامی تثبیت میشود.
انتهای پیام/