به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، با تشدید تنشها میان پاکستان و افغانستان، روند تغییر جهتگیری اقتصادی کابل به سوی آسیای مرکزی سرعت گرفته است؛ تغییری ساختاری که ازبکستان و قزاقستان بیش از سایرین برای نهادینه کردن آن در تلاش هستند. اما در این میان، مسیر موازی و کمتر دیده شدهای که روسیه از طریق جمهوری تاتارستان در حال ایجاد آن است، پیامدهای راهبردی و ژئوپلیتیک قابلتوجهی برای منطقه در بر دارد.
در همین راستا، «الدنیز حسیناف» و «رسول کوسپانوف»، پژوهشگران و تحلیلگران مسائل اوراسیا، در گزارش مشترکی به بررسی ابعاد این دیپلماسی نیابتی پرداختهاند.
طبق این گزارش، در طول سالهای 2024 و 2025، تاتارستان یادداشتهای تفاهمی به ارزش 183 میلیون دلار با بخش خصوصی افغانستان امضا کرده، حجم تجارت دوجانبه را در یازده ماه نخست سال 2025 به 51 میلیون دلار رسانده و یک توافقنامه کریدور حملونقل سهجانبه میان روسیه، ترکمنستان و افغانستان را برای امضا در اجلاس «کازان فروم 2026» آماده کرده است.
این الگو نشان میدهد که مسکو بخش عمدهای از تعاملات خود با افغانستان را به یک بازیگر محلی واگذار کرده تا از آن به عنوان یک ابزار کارآمد در دیپلماسی منطقهای بهرهبرداری کند.
ریشههای مذهبی و تاریخی؛ مزیت انحصاری قازان
تناسب تاتارستان به عنوان کانال ارتباطی مسکو با افغانستان، بر پایه ترکیبی از عوامل مذهبی، اجتماعی و نهادی استوار است که هیچیک از دیگر مناطق فدرال روسیه از آن برخوردار نیستند. هویت اسلامی این جمهوری، بستری برای ارتباط با هیئت حاکمه افغانستان فراهم میکند که نهادهای فدرال روسیه به راحتی قادر به شبیهسازی آن نیستند.
شهر قازان میزبان نشست سالانه «روسیه-جهان اسلام: کازان فروم» است که از سال 2023 جایگاه فدرال یافته و به یکی از معدود مجامع بزرگی تبدیل شده که مقامات طالبان در آن به طور رسمی پذیرفته میشوند.
مزیت دیگر، حضور تاریخی دیاسپورای تاتار در افغانستان است. این جامعه که ریشه در قرن نوزدهم دارد، عمدتاً از تاجران امپراتوری روسیه تشکیل شده بود که به تدریج در شهرهای افغانستان مستقر شدند. امروزه، نوادگان این جامعه بیشتر در استانهای شمالی بلخ، سمنگان و بغلان متمرکز هستند و یک زیرساخت انسانی مهم را برای تعاملات قازان فراهم میکنند.
در مارس 2021، دولت وقت افغانستان رسماً «تاتار» را به عنوان یک قومیت در اسناد هویتی به رسمیت شناخت که این امر پیوند این جامعه با قازان را مستحکمتر از پیش کرد.
دیپلماسی اقتصادی پیش از شناسایی رسمی
ساختار نهادی این روابط نیز به موازات پیش رفته است. در سال 2023، یک مرکز تجاری روسی وابسته به «بنیاد خیریه میهنی مسلمانان روسیه» مستقر در قازان، در کابل افتتاح شد. به این ترتیب، روسیه اولین کشوری بود که پس از اوت 2021 دفتر نمایندگی تجاری خود را در افغانستان دایر کرد. شرکتهای تاتارستانی حتی پیش از آنکه مرکز فدرال (مسکو) وضعیت حقوقی طالبان را روشن کند، وارد بازار این کشور شدند.
آمارهای تجاری بازتابدهنده وزن این تعاملات است. تجارت تاتارستان و افغانستان در یازده ماه نخست سال 2025 با رشدی دو برابری به 51 میلیون دلار رسید که حدود 10 درصد از کل تجارت روسیه و افغانستان را تشکیل میدهد. صادرات تاتارستان عمدتاً شامل فرآوردههای نفتی، غلات، کامیونهای کاماز و تجهیزات ویژه است و متقابلاً افغانستان نیز خشکبار و مواد معدنی به این جمهوری صادر میکند.
کریدورهای ترانزیتی و رقابت ژئوپلیتیک
این مدل دیپلماتیک انعطافپذیری عملیاتی بالایی به مسکو میبخشد. همکاریهای صنعتی، تامین تجهیزات و پروژههای انرژی میتوانند از طریق قازان پیش بروند، بدون آنکه نیاز باشد هر تراکنشی به سطح پروتکلهای رسمی و دولتی ارتقا یابد. این رویکرد بیشباهت به رویههای دوران شوروی نیست؛ زمانی که مسکو از ازبکستان و قزاقستان به عنوان نمادهای «شرق شوروی» برای ارتباط با جهان اسلام استفاده میکرد.
در این میان، کریدور حملونقل سهجانبه تاتارستان-ترکمنستان-افغانستان که قرار است در «کازان فروم 2026» به امضا برسد، مهمترین عنصر این معماری جدید است. این مسیر به عنوان جایگزینی برای بخشهایی از کریدور بینالمللی شمال-جنوب که به دلیل برخی تنشهای منطقهای با اختلالاتی مواجه شده، در نظر گرفته شده است. در صورت تحقق این کریدور، مشارکت روسیه در معماری راهآهن ترانس-افغان که ازبکستان و قزاقستان در حال پیشبرد آن هستند، تعمیق خواهد یافت.
توسعه همکاریها؛ از انرژی تا نیروی کار
همکاریها در حوزههای انرژی و منابع نیز در حال گسترش است. در مجمع نفت و پتروشیمی تاتارستان، مقامات وزارتخانههای معادن و انرژی طالبان رسماً از شرکتهای تاتارستانی برای سرمایهگذاری در پروژههای هیدروکربنی و انتقال آب دعوت کردند.
از سوی دیگر، مسیر مهاجرت نیروی کار که در اواخر سال 2025 گشوده شد، بُعد دیگری به این روابط میافزاید. کابل رسماً پیشنهاد اعزام کارگران مهاجر افغان به تاتارستان را داده است؛ روندی که با یک گروه اولیه هزار نفره برای بخش کشاورزی آغاز شده و میتواند چارچوبهای مهاجرتی روسیه را دستخوش تغییر کند.
چالشهای بانکی و چشمانداز آینده
با وجود این پیشرفتها، زیرساختهای بانکی همچنان مانع اصلی توسعه روابط محسوب میشوند. دریافت کارمزدهای حدود 30 درصدی برای تراکنشها، مانعی جدی بر سر راه تسویه حسابهای تجاری است. در همین راستا، پیشنهاداتی برای توسعه یک سیستم پرداخت بینالمللی مبتنی بر «حواله» برای تراکنش با کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی (OIC) مطرح شده است.
تعاملات تاتارستان در افغانستان فراتر از یک اقدام تجاری ساده و در واقع لایه عملیاتی سیاست روسیه در منطقهای است که ابعاد مذهبی و قومی در آن وزنی استراتژیک دارند. موفقیت نهایی این مدل، در گرو رفع محدودیتهای سیستم پرداخت و تثبیت جایگاه مسکو در معماری ترانزیتی قفقاز و آسیای مرکزی است.
انتهای پیام/