به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، در میدان حماسه رشت، جایی که شبها از شور و همدلی مردم به کهکشانی از امید تبدیل میشود انگار آسمان و زمین به هم گره میخورند. هر شب وقتی گامهای استوار این مردم بر سنگفرشهای میدان مینشیند دنیا خیره میماند که چگونه در تلاطم روزگار، مردمی اینگونه پای عهد خود ایستادهاند.
برای بسیاری از آنان حضور در این میدان نه صرفاً تجمع بلکه عبادتی عاشقانه است؛ مردم این میدان معتقدند حضور در میدان حماسه نیز همچون نمازهایشان نباید قضا شود؛ اینجا هر شب، ایمان و عشق در هم میآمیزد و فریادِ وحدت در باد میپیچد.
در میانه میدان، مردی هفتاد و پنجساله با دو پرچم ایران و حزبالله بر دوش، توجهمان را جلب کرد؛ پرچمهایش در باد میرقصیدند و او نیز با ظاهر آراسته و سربند یا زهرا بر پیشانی چونان پیک ایمان و استقامت دور تا دور میدان میچرخید.

به او نزدیک شدیم و با احترام از او خواستیم تا مهمانِ قرارگاه رسانهای شهید نائینی باشد. پیرمرد با لبخندی مهربان، سریع به درخواستمان پاسخ مثبت داد و گامهایش را به سمت قرارگاه تند کرد.
قرارگاه رسانهای سردار شهید نائینی با عنوان «روایت حضور» به یاد سردار شهید محمدعلی نائینی از چهرههای شاخص عرصه تبلیغات و اطلاعرسانی سپاه، چند شبیست که در میدان شهدای ذهاب رشت برپا شده است.
مردی که خستگی را خسته کرد
پیرمرد وارد قرارگاه شد، بلافاصله دوربینها را آماده ضبط کلامش کردیم و او نیز شروع به صحبت کرد؛ او مشتاق صحبت بود و ما مشتاق شنیدن. میگوید حضورش در میدان دفاع از وطن تنها محدود به این شبها نیست بلکه از همان روزهایی که نخستین جرقههای انقلاب اسلامی، دلها را روشن کرد و روح تازهای در جان مردم دمید، از همان زمانی که خمینی کبیر، فریاد استقلال و آزادی ایران را از فیضیه قم بلند کرد و لرزه بر اندام مستکبران انداخت، او هم در خیابانها و در صف مردم بوده و در همه این سالها، هرجا نیازی به حضورش بوده، سعی کرده اثرگذار باشد.
پیرمرد خوشقلب، خاک وطن را میعادگاه دلهای عاشق میداند و میگوید: لحظاتی که در میدان حماسه کنار مردم هستم و پرچمها را در اهتزاز میبینم انگار خونی تازه در رگهایم میجوشد و نفَسم جان میگیرد، با خود میگویم مردم اینجا ایستادهاند تا جهان بداند هنوز این خاک، قهرمانانی دارد که قادرند به قلب تاریکیها بزنند. سپس مکثی میکند، چشمانش را به آسمان میدوزد و با لحنی قاطع میگوید: ما از هیچ چیز نمیترسیم. آمریکا و اسرائیل برای ما هیچ هستند، بیم من تنها روزیست که مردمم در میدان نباشند و ایمان در دلها خاموش شود.
وداعهای تلخ و شیرین میدان شهدای ذهاب
او که از یادگاران دوران دفاع مقدس است، میدان شهدای ذهاب رشت هر گوشهاش برای او پُر از خاطرات شیرین و پرشور، یادآور اولین روزهای جنگ تحمیلی 8 ساله و اعزام رزمندگان گیلانی از همین میدان و شور تشییع پیکرهای مطهر شهداست.
انگار نوار فیلمی قدیمی از جلوی چشمانش رد میشود و او را به یاد یکی از بهترین ایام عمرش میاندازد، صحنههایی که در این میدان شاهدش بوده در دل و جانش حک شده است. میگوید: من روزی کنار بهترین رفیقهایم، از همین میدان با خانوادهام خداحافظی میکردم و راهی جبههها میشدم. این میدان شاهد وداعهای تلخ و شیرین من بود.

پیرمرد با چشمانی پر از درد و عشق ادامه میدهد: خاطره یاران شهید در دل من همچون نگینی میدرخشد و هیچگاه فراموش نمیشود، آنها رفتند و من جاماندم اما این شبها که در میدان حماسه قدم میزنم حس میکنم در سوسنگرد، خرمشهر و مناطق عملیاتی والفجر4 قدم میزنم. خودم را در کنار یاران قدیمی میبینم و از آنها میخواهم دعا کنند من هم شهید شوم.
همه با هم در خیمه حسینِ زمانه جاننثار هستیم
او در ادامه از همدلی و همبستگی مثالزدنی مردم در این شبها میگوید و دوباره گریزی به سالهای دور دفاع مقدس هشت ساله میزند: در آن روزها و شبهای پرخطر هم رمز پیروزی و شکستناپذیری ما، همین پیوند عمیق و کنار هم بودن مردم بود. مردمی که در کنار رزمندگان و مردانِ میدان بودند و همدل و همصدا، در مقابل دشمن سینه سپر میکردند. امروز هم همانگونه هستند، شاید هم فراتر و بهتر! چراکه در میدان حماسه این شبها شاهد هستیم که کودکان و نوجوانان با تیپ و عقاید متفاوت پا به پای بزرگسالان، نقش ایفا میکنند و همه با هم در خیمه حسینِ زمانه خویش جاننثار شدهاند.

او با اطمینانی که از عمق جان یک رزمنده برمیخیزد ادامه میدهد: ایران اسلامی با داشتن چنین مردمی تا ابد در برابر دشمنانش شکستناپذیر خواهد بود و انقلاب اسلامی نیز به پشتوانه همین مردم بینظیر، همیشه سربلند و تزلزلناپذیرباقی خواهد ماند. بهراستی که اگر تمام دنیا را بگردید، ملتی به این خوبی پیدا نخواهید کرد. این مردم خوب بلدند با عشقی بیحد و مرز داوطلبانه وارد میدان شوند. ما آمادهایم پرچم امام شهیدمان را به دست صاحب اصلی انقلاب یعنی امام زمان(عج) بسپاریم.
پیرمرد جملهای هم درباره آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب میگوید: رهبرم فرمان دهد حاضرم جانم را فدایش کنم. من و کل خانوادهام افتخارمان این است که در کنار مردم و پایبند به دین و وطنمان هستیم. ما مردم میدان هرگز خسته نمیشویم بلکه این دشمن است که در برابر اراده پولادین ما به زانو در میآید و خسته میشود.
اینجا انگار در بینالحرمین قدم میزنیم
مجددا نگاهش به سمت میدان حماسه رشت و تبلور حضور مردم میچرخد، زمزمهای از کربلا بر لبانش مینشیند. با چشمانی که گویی وسعت بینالحرمین را در خود جای داده، از ما میپرسد: شما کربلا رفتهاید؟ حال و هوایش را دیدهاید؟ و با شنیدن پاسخ مثبت شما، ادامه میدهد: این شبها این میدان هم رنگ و عطر کربلا گرفته، اینجا انگار در بینالحرمین قدم میزنیم.
پیرمرد سپس با لحنی که آمیزهای از تأسف و خنده دارد، به تهمتهای ناروای بدخواهان و برخی شبکههای رسانهای معاند اشاره میکند: عدهای معاند خارج از مرزهای ایران با ابزارهای رسانهای خود به مردم ما تهمت زدند که پول میگیریم و به خیابان میآییم. حتی برخی داخلیها هم فریب این حرفها را میخورند، چطور چنین خزعبلاتی را باور میکنند؟ در حالیکه این مردم برای دفاع از وطن و آرمانهایشان، با عشق و اراده در صحنه حاضر میشوند.
اگر در کنار مردم نیستید، حداقل تهمت نزنید
او با لبخندی تلخ، از شوخیاش با این تهمتزنندگان میگوید: به بعضیهایشان گفتم بله، بقیه شبی دو میلیون و پانصد میگیرند اما من شبی چهار میلیون میگیرم! حرفم را باور داری؟ و آنها هم از پاسخم میخندیدند.
پیرمرد خوشقلب در نهایت با تأکید بر اهمیت حفظ اتحاد و دوری از قضاوتهای نادرست، خطاب به کسانی که در کنار مردم نیستند، میگوید: اگر در کنار مردم نیستید، حداقل تهمت نزنید و مردم را با حرفهایتان آزار ندهید.
او با تکیه بر اعتقاداتی که از آموزههای مکتب اهلبیت(ع) سرچشمه میگیرد، ادامه میدهد: تمام دنیا هم اگر متحد شوند و در برابر ما قد علم کنند نمیتوانند از سد این ملت عبور کنند و ما را شکست دهند. دلیلش هم روشن است؛ عشقِ اهلبیت (ع) در قلبهای ما ریشه دوانده و تا زمانی که خداوند با ماست، پیروزی از آنِ ما خواهد بود.

پیرمرد در پایان با جمعبندی سخنانش، شور و شعور مردم در میدان حماسه را موهبتی الهی دانست؛ هدایتی از جانب خداوند که قلبها را متوجه این مسیر کرده و مردم را طبق گفته امام شهیدمان مبعوث کرده است. او با تأکید بر ارزش این حضور، ادامه میدهد: قدردان انقلاب اسلامی و این مردم خوب هستیم و امیدوارم مسئولین به دغدغههای مردم بیش از پیش توجه داشته باشند.
از او تشکر میکنیم که دقایقی را به ما اختصاص داد. با اینکه صحبتهایش تازه گل انداخته بود اما بار دیگر پرچم ایران و حزبالله را بر دوش کشید و به مردم میدان حماسه پیوست.
نگاهی به او میاندازم؛ پیرمرد با وجود اینکه سنی از او گذشته و شاید سنگینی حمل پرچمها شانههایش را آزار دهد اما همچنان خستگی نمیشناسد. او به راهی که یافته ایمان کامل دارد، تمام عمر و جوانیاش را گذاشته پای عشق به وطن و آرمانهایش و حالا که به کهولت سن رسیده هنوز همان جنس ایستادگی را دارد.
او درسهای امامین انقلاب را خوب فرا گرفته و مهمتر از آن به فرزندانش منتقل کرده است به راستی که در برابر امام زمان(عج) هم سربلند است. آینده ایران را هم نوادگانش خواهند ساخت و همچون پدربزرگشان به عشق ایران، میدان حماسه را ترک نخواهند کرد.
گزارش از: زهرا رستگار
انتهای پیام/